دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اختبار نفسانی قبل از دوستی (8)

اختبار نفسانی قبل از دوستی ʈ)
اختبار نفسانی قبل از دوستی (8)

پرسش و پاسخ

پرسش:

قبل از دوستي و رفاقت چگونه مي توان کسي را از حيث ويژگي هاي نفساني او مورد اختبار و آزمايش قرار داد؟

پاسخ:

آزمودن دوست در بعد نفسانی

ما بعد نفساني هم داريم که انسان بايد در بحث صداقت و رفاقت اين را هم در نظر داشته باشد که با هر کسي رفيق نشود و با او بساط دوستي را پهن نکند. روايتي از امام صادق(ع) است که حضرت فرمود: «لا تسم الرجل صديقاً سمةً معروفةً حتي تختبره»؛ کسي را به نام دوست نخوان تا اينکه او را بيازمايي؛ يعني کسي را به عنوان اينکه دوست تو است نخوان به طوري که مردم بگويند فلاني رفيق فلاني است، يا خودت بگويي، رفيقم فلاني است؛ اصلاً اين کار را نکن، «حتي تختبره». نکته اينجاست که بايد او را بيازمايي و امتحانش کني. اختبار يعني آزمودن. حالا به چه چيز او را امتحان کنيم؟ حضرت سه چيز را مطرح مي فرمايد؛

اولين ملاک؛ هنگام غضب

اول: «تغضبه فتنظر غضبه يخرجه من الحق الي الباطل»؛ خشمش را آزمايش کن، ببين آيا اين از افرادي است که وقتي عصباني مي شود، مرزي را رعايت نمي کند؟ آيا خشم، او را از حق به سوي باطل مي کشاند؟ آيا آنجاهايي که عصباني مي شود، چه در بعد گفتاري اش و چه در بعد رفتاري اش لجامي از شرع به دهانه نفسش زده است؟ يا نه، چون عصباني شده هر چه به دهانش بيايد، مي گويد و هر کاري که از دستش برآيد، مي کند؟ اين اشاره به بعد نفساني است. رفيق مي خواهي بگيري، از نظر خشم آزمايش و امتحانش کن. چون ممکن است نعوذبالله- يک مقدار رذالت داشته باشد؛ لذا اول ببين آيا مثل حيوان مي ماند يا انسان است؟ چون حيوان است که وقتي خشمگين مي شود هر کاري مي کند؛ هم گاز مي گيرد، هم لگد مي زند. انسان که اين کارها را نمي کند. حالا که انسان است و زبان دارد، ببين آيا موقع خشم هر چه به زبانش مي آيد را مي گويد؟

دومين ملاک؛ هنگام شهوت

حضرت به عنوان دومين ملاک براي آزمودن فرد پيش از دوستي مي فرمايند: «و عند الدينار و الدرهم». اين خشم نيست، اين شهوت است؛ شهوت نسبت به مال است. يعني امتحان کن، ببين اين شخص راجع به پول چگونه است؟ آيا مرزهاي شرعي را رعايت مي کند يا اصلاً به حرام و حلال کاري ندارد؟ اين را امتحانش کن. همين طوري او را رفيق خود نخوان و نگو فلاني رفيق ما است.

ظاهر اين روايت درمورد روابط اجتماعي است. چون اگر او را به خودت نسبت دهي و بگويي فلاني رفيق من است، تو هم در اجتماع خراب مي شوي. چون وقتي مردم جامعه ببينند اين شخص در جايي خرابکاري کرد، آبروي تو هم مي رود. اگر ديدند جايي عصباني شد و حرف‌های بي ربط و قبيح و ناپسندي گفت، يا ديدند از هر جايي که رسيده مال مردم را مي خورد، می‌گويند رفيق تو است و کارهاي ناپسند او آبروي تو را هم مي برد. تازه اينها همه مربوط به ظاهر است؛ يعني حضرت درباره ظاهرش اين طور مي فرمايند؛ چه رسد به باطن. چون باطن مهم تر است.

لذا مي گوييم به طريق اولي وقتي مي خواهي رفيق انتخاب کني، ببين از نظر دروني اش چگونه است. از نظر دروني و باطني اولويت دارد که ببيني اين شخص کيست. چون تو می‌خواهي با انسان رفيق شوي و رابطه دروني پيدا کني، نه با حيوان!

روزنامه كيهان، شماره 21804 به تاريخ 7/10/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS