دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اعجاز سواد پيامبر (ص)

No image
اعجاز سواد پيامبر (ص)

از نظر قرآن، پيامبر(ص) داراي سواد خواندن و نوشتن نبود و از همين رو نمي توانست پيش از بعثت بخواند؛ اما با وقوع بعثت و با معجزه الهي، پيامبر(ص) توانايي خواندن يافت و خداوند به او فرمان مي داد تا بخواند: اقْرَاْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ؛ بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. (علق، آيه 1) زيرا اگر همچنان ناتوان از خواندن مي ماند، امر به محال است و از حکيم چنين امري صادر نمي شود. حتي عده اي از اهل سنت گفته اند که ايشان به تصرف جبرئيل(ع) توانست بخواند در حالي که پيش از اين نمي توانست بخواند.

همچنين پيامبر(ص) با آنکه کتابي نداشت و نويسنده کتابي نبود، با اعجاز الهي داراي کتاب آسماني قرآن شد و با آنکه توانايي نوشتن نداشت اما توانايي آن را يافت. خداوند در اين باره مي فرمايد: وَ مَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُون؛ و تو هيچ كتابي را پيش از اين نمي خواندي و با دست خود آن را نمي نوشتي؛ وگرنه باطل انديشان قطعا درباره قرآن به شک مي افتادند. (عنکبوت، آيه 48) يعني دريافتند که اين اعجاز است و نمي توان به سادگي گفت که قرآن اعجاز الهي نيست؛ زيرا پيش از اين نمي توانست بخواند و بنويسد و الان ناگاه اين توانايي را دارا شد.

قرآن در چند جا از پيامبر به عنوان امي به معني درس نخوانده ياد کرده است اما بايد توجه داشت که «امي» بودن پيامبر(ص) به چند معنا مي تواند باشد؛ از جمله اينکه ايشان در سابق بي سواد بود و چيزي جز همان فرهنگ مادري نداشت که شامل خواندن و نوشتن نمي شود؛ ولي با اعجاز الهي از امي بودن بيرون آمد و سواد خواندن و نوشتن را آموخت و حتي داراي کتاب الهي شد.

معناي ديگر همان تفسيري است که امام جواد(ع) مي فرمايد. جعفربن محمد صوفي گفت: «از امام جواد(ع) پرسيدم: اي فرزند رسول خدا(ص)! چرا پيامبر، «اُميّ» ناميده شده است؟ حضرت فرمود: مردم چه مي گويند؟ گفتم: فدايت شوم مردم مي پندارند که پيامبر، «اُميّ» ناميده شده است چون چيزي ننوشت.

حضرت فرمود: دروغ پنداشته اند، لعنت خدا بر آنها باد! چگونه مي شود اين سخن درست باشد، با اينکه خداي تبارک و تعالي در کتاب استوار خويش مي گويد: «او در ميان اميّون، پيامبري از خودشان برانگيخت. آن پيامبر، آياتش را بر آنان مي خواند و مهذّبشان مي کند و کتاب و حکمت به آنان مي آموزد.» (جمعه، آيه 2) اکنون چگونه مي تواند بياموزد چيزي را که خوب نمي داند؟ به خدا سوگند، پيامبر خدا(ص) با هفتاد و دو زبان مي خواند و مي نوشت و «اُميّ» ناميده شده است! چون او از اهل مکه بود و مکه، از «اُمهات قرا» است. خداوند متعال در قرآن کريم فرموده است: «لتنذر ام القري ومن حولها؛ تا بيم دهي مردم اُم القري (مکه) و کساني را که در اطراف آن زيست مي کنند.» (انعام، آيه 92؛ علل الشرائع، ص 53؛ معاني الاخبار، ص 20؛ بصائر الدرجات، ص 245 و 246)

روزنامه كيهان، شماره 21715 به تاريخ 14/6/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS