دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بدیهه

No image
بدیهه

كلمات كليدي : بديهه، رويّه، دانش بديع، ارتجال، بلاغت

نویسنده : (تليخص)هیئت تحریریه سایت پژوه

بدیهه یا «ارتجال»، در لغت به معنی ناگاه‌ و ناگهان است و اصطلاحی است در دانش، بدیع و به طور کلّی در بلاغت به دو معنی، یکی عامّ و دیگری خاصّ به کار می‌رود.

معنی عامّ:

آن است که بی‌اندیشه کلامی ایراد شود و ناگاه و بی‌مقدّمه سخنی بر زبان رود. بدین معنی که شخص، بی‌آن‌که پیشتر بیندیشد و تأمّل کند، سخن بگوید.

معنی خاصّ:

که عبارت است از انشاء، شعر، خطابه، یعنی نوشتن، سرودن و سخنوری. بدین معنی که چون نویسنده‌ای، یا شاعری یا سخنوری، بی‌مقدّمه و بی‌اندیشۀ بسیار، بنویسد یا بسراید یا سخن براند، از این کار به «بدیهه» یا «ارتجال» تعبیر می‌شود.

این امر، به ویژه در باب شعر، رایج و صادق است و چون شاعری بدین صورت شعر بسراید اصطلاحاً‌ می‌گویند که «بر ارتجال» شعر گفت، «فی البداهه» و «بالبداهه» سرود.

ضدّ بدیهه «رویّه» یا رویّت است که به معنیِ تأمّل در کارهاست و مراد از آن، در اصطلاح بلاغت، نظم و نثری است که از روی اندیشه و با مقدّمۀ قبلی سروده یا نوشته شود و شاعر یا نویسنده در کار سرودن یا نوشتن آن شتاب نورزد، بلکه تأمّل کند و بیندیشد و مقدّمات لازم را برای نوشتن یا سرودن فراهم آورد.

پیداست که رویّت قاعده است و بدیهه استثنا، به این معنی که علی‌القاعده، نوشتن و سرودن و سخنوری از فکر و تأمّل به بار می‌آید و غالباً چنین است، امّا بدیهه‌نویسی، بدیهه‌سرایی و بدیهه‌گویی امری استثنایی است که گاه و در شرایطی خاصّ صورت می‌گیرد و تنها برخی از شاعران ممکن است در بدیهه‌سرایی نیز مانند رویّه‌گویی استاد شوند، چنان‌که نظامی عروضی این امر را نشانۀ استادی خود در شعر می‌داند و می‌نویسد: «بدیهۀ من رویّت گشته بود».

بدیهه‌نویسی، بدیهه‌سرایی و بدیهه‌گویی حاکی از توانایی نویسنده، شاعر و سخنور است و به تمرین و ممارست و به تعبیر نظامی عروضی، «به ریاضت» حاصل می‌شود:

«بدیهه گفتن رکن اعلی است در شاعری و بر شاعر فریضه است که طبع خویش را به ریاضت بدان درجه رساند که در بدیهه معانی انگیزد».

به همین‌ سبب است که توصیه و تأکید کرده‌اند که شاعر باید در روزگار جوانی بیست هزار بیت از اشعار متقدّمان و ده‌هزار بیت از اشعار متأخّران را به خاطر بسپارد و همواره در نظر داشته باشد نیز پیوسته دیوان‌های استادان شعر را مطالعه کند تا از یک سو انواع شعر را بشناسد و از سویی دیگر با عیب و هنر شعر آشنا شود و شیوۀ کار را از استادان فن بیاموزد.

بعضی از شاعران بزرگ از توانایی خود در بدیهه‌سرایی سخن گفته‌اند و بدان تفاخر کرده‌اند. خاقانی شروانی در قصیده‌ای در مدح سیف الدّین، فرمانروای شماخی، و ابوالمظفّر شروانشاه، این گونه بدیهه‌سرایی خود می‌نازد:

بدیهه همی بارم از خاطر این دُر

کز او سمعها بحر عمّان نماید

بدیهه‌های معروف ادبیات فارسی، عبارتند از:

بدیهۀ عنصری

بدیهۀ امیر معزّی

بدیهۀ رشیدی سمرقندی

>

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS