دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

برون همسری

No image
برون همسری

كلمات كليدي : برون همسري، درون همسري، گروه اجتماعي خودي، كاست، برون گروهي

از ریشه‌های یونانی در معنای «زن گرفتن»، «در درون» و «برون از» گرفته شده است.

برون همسری یا ازدواج برون گروهی یا برون وصلتی، ازدواجی است که زن و شوهر می‌توانند از گروههای اجتماعی و شغلی مختلف یا وابسته به مناطق جغرافیایی گوناگون باشند، یعنی هیچ گونه محدودیتی، چه قومی چه قبیله‌ای، خانوادگی، خاندانی، شهری و روستایی، منطقه‌ای، کشوری و نظایر آن برای همسر گزینی وجود نداشته باشد. در مقابل آن درون همسری یا ازدواج درون گروهی قرار دارد؛ که عبارتست از نوعی الزام برای فرد به منظور گزینش همسر در درون گروه اجتماعی خودی است. در درون همسری فرد (چه زن و چه مرد) مجبور است از درون قبیله، طایفه یا گروه اجتماعی خود همسر انتخاب کرده و ازدواج کند. لذا وی هیچ گونه آزادی عمل، برای همسر گزینی از گروههای اجتماعی دیگر ندارد. در زمانهای گذشته، درون همسری به شدت در بسیاری از اقوام و طوایف و گروههای اجتماعی رعایت می‌شد و برای آن مقررات و قواعد سنتی اجرا می‌کردند. هر چه جامعه‌ها به سوی گستردگی و پیچیدگی رو کرده‌اند از محدودیت درون همسری کاسته شده است و موانع گزینش همسر از گروههای غیر خودی برداشته شده است. در میان کاست‌های هند، عضو یک کاست ناچار بود، از درون کاست خویش همسر گزیند. درون همسری غالباً ناشی از اشتراک فرهنگی و تعلقات گروهی و حفاظت از هویت اجتماعی گروه و برای مصالح و منافع اقتصادی صورت می‌گرفته است.

تاریخچه واژه برون همسری و درون همسری

درون همسری و برون همسری اصطلاحهای مرتبطی هستند که "مک لنان" آن را وارد قوم شناسی کرده است. به بیان مختصر آنچه که از تاریخچه ریشه شناسی این واژه بر می‌آید، این اصطلاح‌ها گاهی بر خلاف معنای لغوی خود در مورد روابط جنسی خارج از ازدواج به کار برده می‌شدند. درون همسری و برون همسری را می‌توان فرایندهای اجتماعی‌ای دانست که از گرایش به ازدواج با خودی و یا غیر، شروع شده و به رعایت بی‌چون و چرای آئین‌های اجتماعی که تکلیف امر را روشن کرده‌اند ختم می‌شود.

گاهی تصور می‌شود که درون همسری، مشخصه فرهنگی جوامع نانویسا است، پس تصور می‌شود که برون همسری مشخصه فرهنگهای پیشرفته‌تر است. حقیقت این است که اکثر گروههای مربوط به فرهنگ ما قبل، حظ ازدواج برون همسری هم داشته‌اند و این در حالی است که در فرهنگهای بالاتر و متأخرتر مانند کاست‌ها، اشرافیت، پیروان مذهب و... درون همسری رواج بیشتری داشته است. فرایندهای درون همسری و برون همسری گرچه متضاد یکدیگرند، اما تفکیک ناپذیر و جهان شمولند. مقرراتی که شخص را مکلف می‌سازد که برای ازدواج از گروه خود خارج شود، مقرراتی است که او را وادار می‌سازد که اگر قصد ازدواج دارد به گروه دیگری وارد شود. مقرراتی نیز هستند که ازدواج با غیر را منع می‌کنند. مانند قانونی که جلوی ازدواج سفید پوستان و سیاهپوستان را می‌گیرد و هر دو گروه را به درون همسری وادار می‌سازد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS