دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بهداشت روانیMental Health

No image
بهداشت روانیMental Health

كلمات كليدي : سازگاري، پيشگيري، پيشگيري اوليه، پيشگيري ثانويه، پيشگيري نوع سوم، بازتواني، روان شناسي عمومي

نویسنده : هانيه بشارتي

بهداشت روانی، یعنی سازش با فشارهای مکرر زندگی روزانه و سازگاری عبارتست از، ایجاد تعادل و هماهنگی رفتار فرد با محیط به گونه‌ای که در ارتباط با تغییرات و دگرگونی‌های محیط خویش به تطابقی موثر و سازنده دست یابد. لذا هر فرد به طور موفقیت‌آمیز باید خود را با محیط سازگار نماید و عموما ناگزیر است که با زندگی، نسبتا سازش موثر داشته باشد. باید توجه داشت که هر کس دارای ظرفیت مشخصی جهت تحمل فشارهای زندگی روزانه خود است و وجود فشارهای عاطفی گوناگون، خطر از هم پاشیدگی روان را افزایش داده و به سلامت روان لطمه وارد خواهد کرد و فرد، دیگر قادر نخواهد بود رفتاری موزون و هماهنگ با جامعه داشته باشد و سلامت روان خود را حفظ نماید. سلامت روان به معنی، رفتار موزون و هماهنگ با جامعه، شناخت و پذیرش واقعیت‌های اجتماعی و قدرت سازگاری با آن‌ها، ارضاء نیازهای خویشتن به طور متعادل و شکوفایی استعدادهای فطری خویش می‌باشد.[1]

مفاهیم بهداشت روانی

فرهنگ بزرگ روان‌شناسی لاروس، بهداشت روانی را چنین تعریف می‌کند:

الف- داشتن استعداد روان برای هماهنگ، خوشایند و موثر کار کردن.

ب- انعطاف‌پذیر بودن در موقعیت‌های دشوار.

ج- توانایی داشتن برای بازیابی تعادل خود.

سازمان جهانی بهداشت نیز بهداشت روانی را چنین تعریف می‌کند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت جای می‌گیرد و بهداشت یعنی، توانایی کامل برای ایفای نقش‌های اجتماعی، روانی و جسمی؛ بهداشت، تنها نبود بیماری یا عقب‌ماندگی نیست".[2]

در مورد بهداشت روانی دو تعریف مورد توجه قرار می‌گیرد:

در تعریف اول، بهداشت روانی عبارتست از، رشته‌ای تخصصی از بهداشت عمومی که در زمینه کاستن بیماری‌های روانی در یک اجتماع فعالیت می‌نماید و بررسی انواع مختلف اختلالات روانی و عوامل موثری که در بروز آن‌ها نقش دارند، در قلمرو مسایل این علم می‌باشد. شناخت نحوه پیدایش اختلالات روانی، قدم اول برنامه‌ریزی برای اقدامات پیشگیری به حساب می‌آید. پس از شناخت علت‌های به وجود آورنده اختلالات روانی، وظیفه پژوهشگران این رشته، مطالعه راه‌های از بین بردن علت‌های مزبور و یا غلبه بر آن‌ها می‌باشد.

در تعریف دوم، بهداشت روانی به معنای سلامت فکر است و منظور نشان دادن وضع مثبت و سلامت روانی است که "خود" می‌تواند نسبت به ایجاد سیستم باارزشی در مورد ایجاد تحرک، پیشرفت و تکامل در حد فردی، ملی و بین‌المللی کمک نماید. زیرا وقتی سلامت روانی شناخته شد، نسبت به دستیابی آن اقدام می‌شود و راه برای تکامل فردی و اجتماعی باز می‌گردد.

بهداشت روانی با مفهوم پیشگیری از بیماری‌های روانی

بهداشت روانی در یکی از تعاریف موجود، با این مفهوم مورد استفاده قرار می‌گیرد.

کاپلان(Kaplan)، روش‌های پیشگیری از بیماری‌های روانی را به طور کلی به 3 دسته تقسیم می‌نماید:

1. روش‌های پیشگیری اولیهPrimary Prevention

طرح برنامه‌هایی که با تاثیر بر عوامل به وجود آورنده بیماری‌های روانی، از بروز این بیماری‌ها جلوگیری به عمل می‌آورند. این روش به منظور کاهش تظاهرات هیجانی در جامعه از طریق مبارزه با عوامل استرس‌زا و حالاتی که بالقوه به عوارض روانی منجر می‌گردد، انجام می‌شود.

2. روش‌های پیشگیری ثانویه Secondary Prevention

به برنامه‌هایی اطلاق می‌شود که به وسیله جلوگیری از ادامه و بدتر شدن اختلالات خفیف و متوسط روانی، از میزان بیماری‌های روانی می‌کاهند. این روش به صورت زود تشخیص دادن و درمان فوری این علایم به کار می‌رود. در این حال، بیماری‌ها زود کشف شده و با روش‌های آسان‌تر و کم‌خرج‌تر مداوا می‌شوند و پیش‌آگهی بهتری نیز دارند.

3. روش‌های پیشگیری نوع سوم Tertiary Prevention

پیشگیری نوع سوم به برنامه‌هایی گفته می‌شود که، به منظور کاهش عوارض زودرس و دیررس در بیماری‌های روانی به کار می‌روند. منظور از این برنامه‌ها، بازگردانیدن کل نقش اجتماعی فرد در کوتاه‌ترین فاصله می‌باشد. این روش‌ها بیشتر تحت عنوان "بازتوانی(Rehabilitation)" نام‌گذاری می‌شود.[3]

هدف اصلی بهداشت روانی، پیشگیری است و این منظور به وسیله ایجاد محیط فردی و اجتماعی مناسب حاصل می‌گردد.

اصول اساسی بهداشت روانی عبارتست از:

1. احترام به شخصیت خود و دیگران.

2. شناختن محدودیت‌های خود و سایر افراد.

3. دانستن این حقیقت که، رفتار انسان معلول عواملی است.

4. آشنایی به این‌که، رفتار هر فرد تابع تمامیت وجود اوست.

5. شناسایی نیازها و محرِک‌هایی که سبب ایجاد رفتار و اعمال انسان می‌گردد.[4]

ارایه خدمات بهداشت روان

اصول پایه مربوط به ارایه خدمات بهداشت روان، مشابه سایر خدمات بهداشتی است. این اصول عبارتند از:

1. قابلیت دسترسی به تمامی افراد استفاده کننده.

2. تناسب آن با نیازهای کل جامعه.

3. کارآیی.

4. توزیع عادلانه.

5. دارا بودن مقبولیت اجتماعی.

6. موثر و به صرفه بودن.[5]

مقاله

نویسنده هانيه بشارتي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب شخصیت متعالی و سلامت روانی در پرتو خداآگاهی

کتاب شخصیت متعالی و سلامت روانی در پرتو خداآگاهی

دین‌داری و معنویت خواهی چگونه سلامت روانی ما را تأمین می‌کند؟ سازوکار و نحوه اثر آن چگونه است؟ آیا اثر مذهب صرفاً به نیروهای متافیزیکی آن وابسته است؟...

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS