دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تصمیمات قضایی judicial decision

No image
تصمیمات قضایی judicial decision

تصميم اداري، تصميم قضايي، حكم، قرار، راي

نویسنده : مهدي جبرييلي جلودار

تصمیم در لغت به معنای عزم و اراده کردن به کاری، با عزم راسخ در صدد اجرای امری بر آمدن است. قضاء در لغت به معنای حکم کردن، اداء کردن، گزاردن و روا کردن است.[1]

از لحظه‌ای که خواهان دادخواست خود را به دادگاه تقدیم می‌کند تا لحظه‌ای که حکم قطعی به مرحله‌ی اجرا در می‌آید، دادگاه بنا به ضروریات و مقتضیات وقت پرونده، تصمیمات و نظریاتی راجع به آن اتخاذ و اعلام می‌دارد. این تصمیمات بیانگر اراده دادرس دادگاه و مسئول رسیدگی به پرونده و نهایتا اعلام رای در خصوص دعوای مطروحه می‌باشد، این تصمیمات اعم است از تصمیمات اداری و تصمیمات قضایی. به عبارت دیگر حکم دادگاه در معنای عام هم شامل تصمیمات قضایی و هم اداری می‌شود، ولی حکم دادگاه در معنای خاص، فقط شامل تصمیمات قضایی است که در ماهیت دعوا صادر می‌شود و قاطع دعوا است.[2]

تصمیمی اداری به منظور آماده و مهیا شدن پرونده جهت صدور رای و اجرای آن صورت می‌پذیرد؛ از قبیل صدور دستور تعیین جلسه رسیدگی، دستور اخذ نظریه کارشناسان، دستور صدور اجرائیه و اجرای آن و... می‌باشد.

رای که از مراجع قضایی صادر می‌شود را تصمیمات قضائی گویند؛ تصمیماتی که از مراجع قضایی صادر می‌شود، به حکم و قرار تقسیم می‌شود.

تصمیمات قضایی اگر در ماهیت دعوا و قاطع آن به طور جزئی و یا کلی باشد آن را حکم گویند و اگر راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به طور جزئی یا کلی نباشد آن را قرار می‌گویند.[3]

منظور از رای دادگاه جزئاً یا کلاً قاطع دعوا باشد، این است که حکم باید نفیاً یا اثباتاً تکلیف دعوای مطروحه را روشن سازد و با توجه به خواسته خواهان صادر شده باشد، اعم از این که جزئی از خواسته را حق خواهان دانسته و به آن رای دهد و یا آن که کل خواسته را حق خواهان محسوب و آن را محکوم به حکم قرار دهد. مثلا اگر دعوا علیه دو نفر و به خواسته خلع ید غاصبانه و پرداخت اجرت المثل طرح شده باشد و دادگاه پس از رسیدگی نهایتا در مورد خوانده ردیف اول رای به محکومیت وی به خلع ید و پرداخت اجرات المثل بدهد ولی در مورد خوانده ردیف دوم با توجه به دلائل ابرازی وی رای به عدم توجه دعوا صادر کند رای دادگاه نسبت به خوانده ردیف اول حکم و نسبت به خوانده ردیف دوم قرار خواهد بود.

منظور از رای دادگاه در ماهیت دعوا این است که دادگاه با رسیدگی به ادله‌ی مدعی در جهت اثبات ادعای خود ابراز داشته است و مدافعات مدعی علیه که در رد ادعای مذکور و دفاعا به دادگاه اعلام نموده نهایتا حکم به حقانیت مدعی و یا به بیحقی وی صادر کرده است و الا اگر رای دادگاه بدون ورود در ماهیت دعوا و صرفا در مسائل مقدماتی رسیدگی صادر شده باشد مانند ارجاع امر به کارشناس یا استماع شهود و یا معاینه و تحقیق محلی، عنوان حکم را ندارد و اصطلاحا قرار نامیده می‌شود.[4]

انواع احکام قضایی دادگاه‌ها

الف) احکام قطعی و غیر قطعی؛ احکامی که در دادگاه صادر می‌شود اگر قابل تجدید نظر خواهی در دادگاه بالاتر باشد این احکام غیر قطعی است ولی اگر قابل تجدید نظر خواهی نباشد این احکام قطعی است.

ب) احکام ترافعی و احکام حسبی؛ منظور از حکم ترافعی حکمی است که بر اثر وقوع اختلاف، مرافعه و منارعه بین اشخاص و نهایتا مراجعه به دادگاه صادر می‌شود. اما حکم حسبی به حکمی اطلاق می‌شود که دادگاه به تبع آن مرافعه و اختلاف بین اصحاب دعوا و طرح موضوع در دادگاه به آن رسیدگی نمی‌کند بلکه راسا و از جهت ولایت و نظارت در منافع عمومی به آن رسیدگی و اتخاذ تصمیم می‌کند.

ج) احکام حضوری و احکام غیابی؛ به مو جب ماده 303قانون جدید آ.د.م. مقرر شده است که:

«حکم دادگاه حضوری است مگر این که خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و به طور کتبی نیز دفاع ننموده باشد یا اخطاریه ابلاغ واقعی نشده باشد.»

انواع قرارهای قضایی دادگاه‌ها

الف) قرارهای مقدماتی یا اعدادی؛ البته در قانون به این نام موسوم نیست، بلکه در عرف قضایی و با توجه به این که مقدمه تصمیم و رای دادگاه را فراهم می‌کند و متعاقب آن، دادگاه آماده اخذ تصمیم می‌گردد، به این نام معروف شده است؛ مانند قرار معاینه و تحقیقات محلی و یا ارجاع امر به کارشناس که بدیهی است پس از انجام آن، دادگاه آماده صدور رای می‌شود. این قرارها گاهی به درخواست اصحاب دعوا صادر می‌شود و گاهی خود دادگاه برای کشف حقیقت امر، قرارهای مذکور را صادر می‌کند.

ب) قرارهای نهایی؛ یعنی قرارهایی که اگر چه در ماهیت دعوا نیست، ولی موجب خروج دعوا از دادگاه می‌شود. همان گونه که حکم دادگاه که در ماهیت دعوا صادر شده است موجب همین نتیجه می‌گردید؛ مانند قرار سقوط دعوا یا قرار شمول مرور زمان یا قرار عدم اهلیت خواهان و نظائر آن.[5]

مقاله

نویسنده مهدي جبرييلي جلودار
جایگاه در درختواره حقوق خصوصی - آیین دادرسی مدنی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS