دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

حضرت مهدی (عج) در کلام اهل تسنن

نخستین وجه مشترک میان تشیع و تسنن در مسأله ظهور منجی است
حضرت مهدی (عج) در کلام اهل تسنن
حضرت مهدی (عج) در کلام اهل تسنن
نویسنده: امیر نعمتی لیمائی

نخستین وجه مشترک میان تشیع و تسنن در مسأله ظهور منجی است

اعتقاد و باور به ظهور مهدی(عج) و برپا داشتن دنیایی نوین سرشار از عدل و لبریز داد، برخلاف آنچه عموم می‌پندارند، تنها نوعی باورمندی ویژه مسلمانان پیرو تشیع نیست، بلکه بعکس، در میان اهل سنت نیز اعتقادی عمیق و ژرف بدان می‌توان دید.

ابن حجر هیتمی در صواعق المحرقه، احمد بن حنبل در مسند احمد، مومن شبلنجی در نورالابصار، محمد بن عیسی ترمذی در صحیح ترمذی، ابراهیم جوینی در فرائدالسمطین، ابن ماجه در سنن ابن ماجه، ابن صباغ مالکی در کتاب الفصول المهمه، ابن اشعث سجستانی در سنن ابی داوود، ابن سعد در الطبقات الکبری، ابن جوزی در تذکره الخواص، ابوعبدالله نیشابوری در المستدرک، طبرانی در المعجم الصغیر، ابن یوسف گنجی در البیان فی اخبار صاحب الزمان، ابونعیم اصفهانی در حلیه الاولیاء، محمد بن اسماعیل بخاری در صحیح البخاری، مسلم بن حجاج نیشابوری در صحیح المسلم، نورالدین عبدالرحمان جامی در شواهدالنبوه، ابن قتیبه دینوری در معجم الاحادیث الامام المهدی و... از جمله بزرگان اهل سنت هستند که ظهور مهدی(عج) را نوید داده‌اند. با تمام این اوصاف، این نکته را نیز نباید از خاطر دور داشت که در تفکر شیعی و سنی پاره‌ای اختلاف‌های بنیادین در این باب وجود دارد که به آنها نیز هنگام ضرورت اشاره خواهد شد.

به هر ترتیب، عمده اعتقادات اهل تسنن درباره مهدی(عج) را می‌توان به این شرح  دسته بندی کرد:

الف: اعتقاد به ظهور مهدی(عج): این نکته چنان که پیشتر نیز گفته آمد، مورد تایید اهل تسنن است و در حقیقت نخستین وجه مشترک میان تشیع و تسنن در مساله ظهور منجی است. بایسته است یاد شود از جلال الدین سیوطی عالم برجسته سنی مذهب که در سده نهم هجری می‌زیست، در کتاب العرف الوردی فی اخبار مهدی، حدیثی از پیامبر اکرم(ص) در این باره نقل نموده است که بسیار تامل انگیز است: «هر که خروج مهدی را انکار کند، کافر است.»

ب: مهدی(عج) از نسل فاطمه(س) است: عموم علمای اهل تسنن بدان باورند که مهدی(عج) از اهل بیت پیامبر است.

بسیاری از اندیشمندان اهل سنت نیز این حدیث را از پیامبر بزرگوار اسلام در این باره نقل نموده‌اند: «مهدی از خاندان من است و او از فرزندان دخترم فاطمه خواهد بود». در حقیقت، همان گونه که سیدمحمدطاهر هاشمی شافعی، نویسنده کتاب مناقب اهل بیت از دیدگاه اهل سنت، اقرار داشته در منابع تسنن «احادیث در باب بودن مهدی از اولاد فاطمه زهرا به حد تواتر رسیده» است.

با وجود این، آنچه شایان توجه افزون است، تفاوت آرای برخی بزرگان اهل تسنن درباره نسب مهدی(عج) است. بسیاری از عالمان سنی بر آن اعتقادند که مهدی(عج) از نسل امام حسین(ع) است. اما برخی نیز برخلاف دسته پیشین از اهل سنت و همچنین به خلاف اهل تشیع، بر آن باورند که مهدی(عج) از فرزندان امام حسن(ع) است.

ج: تولد مهدی(عج): تولد یا عدم تولد مهدی(عج) را می‌توان بزرگترین و بنیادی‌ترین وجه اختلاف عقیدتی تشیع و تسنن درباره مهدی(عج) پنداشت. آنچه هویدا می‌نماید، آرای اندیشمندان اهل تسنن در این باره متفاوت است. برخی بر آن باورند که مهدی(عج) هنوز متولد نشده و شماری نیز بسان شیعه بر آن ایده هستند که مهدی(عج) متولد شده است. برخی نیز در این باره سکوت اختیار نموده‌اند. بایسته یاد کرده است به تقریب تمامی آن عالمان تسنن که اعتقاد به تولد مهدی(عج) دارند، بر آن باورند که او فرزند امام حسن عسکری(ع) است. به عنوان نمونه جامی در شواهد النبوه خویش مهدی(عج) را با نام محمد بن حسن بن علی بن محمد، یاد کرده است.

د: اوصاف جسمانی، خصایص و القاب مهدی(عج): اعتقادات اهل تسنن در این‌باره به تقریب با باورهای تشیع همسان و همخوان است. منابع اهل تسنن چونان منابع شیعی، از زیبایی ظاهر مهدی(عج) سخن گفته‌اند. سجایای معنوی چون دادگری، دادگستری، دادستانی، بخشش، بخشندگی مهدی(عج) را برشمرده‌اند. القابی چون حجت، صاحب الزمان، قائم، منتظر و... برای مهدی(عج) ذکر کرده‌اند. حتی به مانند برخی منابع شیعی از همراهی عیسی(ع) با مهدی(عج) در هنگام ظهور نیز یاد کرده‌اند.   

مقاله

نویسنده امیر نعمتی لیمائی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS