دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

دلبستگی بعد از اختبار (8)

در بعد رفاقت و دوستي چرا بايد بعد از آزمون و اختبار، کسي را به دوستي گرفت و به او دلبستگي و محبت پيدا کرد و سبب و محور اين محبت و دلبستگي چه بايد باشد؟
دلبستگی بعد از اختبار ʈ)
دلبستگی بعد از اختبار (8)

پرسش و پاسخ

پرسش:

در بعد رفاقت و دوستي چرا بايد بعد از آزمون و اختبار، کسي را به دوستي گرفت و به او دلبستگي و محبت پيدا کرد و سبب و محور اين محبت و دلبستگي چه بايد باشد؟

پاسخ:

شما بايد دوستت را پيش از انتخاب بيازمايي. يعني تا وقتي شخص امتحانش را خوب پس نداده است، دلبستگي به او بي جا و اشتباه است. مقدس ترين و ارزشمندترين بعد وجودي انسان، دل و قلب انسان است که از عقل هم بالاتر است. قلب از نظر ارزشي بالاتر از عقل است، لذا ايمان را هم در ارتباط با قلب مطرح مي کنند، يعني اگر کارکرد عقل در قلب منعکس شود اينجا است که ارزش پيدا مي کند و الا ارزشي ندارد.

کار قلب اصلاً دلبستگي است، ايمان دلبستگي به خدا است. اينکه خيلي تأکيد شده است که ابتدا طرف را بيازماييد براي اين است که وقتي دلبستگي آمد مثل اين است که انسان يک نوع تسليم شدن پيدا مي کند. مثل قضيه ايمان است که دلبستگي به خدا است، اين منشأ مي شود که انسان رضا به رضاي الهي دهد، تسليم او شود، به او توکل و اعتماد کند. در رفاقت هم همين گونه است، چون دلبستگي است که تسليم و رضا را در پي دارد، لذا در روايت تعبير طمأنينه شده است.

سبب و محور محبت

در معارفمان يک بحث دقيق تري راجع به رفاقت و دوستي داريم، بالاتر از آنچه مطرح شد و آن اينکه حالا من رفتم کسي را امتحان کردم، ديدم آدمي است که او از نظر نفسانيات و شهوت افسارگسيخته نيست، غضبش افسارگسيخته نيست و کلاً انسان مرزشناس است، از نظر کارها و اعمال بيروني اش آدم لاابالي نيست، آدم بي بندوباري نيست، چه بسا ديگران بگويند: آدم متديني هم هست و از نظر شرعي رعايت جهات شرعي را هم مي کند، آيا اين ديگر آدم خاطرجمعي است؟ آيا اگر من با اين رفاقت کنم دلهره اي ندارم؟ سرم را کلاه نمي گذارد و از من کلاهبرداري نمي کند؟

جواب اين است که در يک بعد بله و در يک بعد نه. مهم آن بعد نفيي است. در بعد نشئه دنيايي چنين آدمي براي رفاقت خوب است. روايت ما هم اشاره دارد در اين نشئه خوب است. اما درستي صددرصدي اين حرف هم محل تأمل است.

دوست خوب اما بی فايده!

اما بعد نفي؛ چرا از يک بعد خوب نيست، چون ما گفتيم رابطه تنگاتنگ منشا محبت می‌شود. خود محبت يک علت و سبب مي خواهد، درست است اين رابطه محبت را مي آفريند، اما سبب خود محبت چيست؟ از چه چيز اين خوشت آمد؟ براي چه خوشت آمد؟ اينها دو مورد است. از چه چيز اين خوشت آمد؟ چون مال مردم خور نيست. براي چه خوشت آمد؟ مهم اين دومي است. اگر براي اين خوشت آمده که در زندگي دنيايي سر تو را کلاه نمي گذارد، خاطرت جمع است که مال تو را نمي خورد، آبروي تو را نمي برد، اينها چيزهاي بدي نيست، همه خوب است. اما اگر محبت صرفاً براي اين است، اين محبت در بعد معنوي و الهي ارزش ندارد.

اينها عين معارف ما است که اگر سبب رفاقت مسائل مادي است يعني منشأ محبت، ماديت است، اين محبت ارزش ندارد. علتش را هم در روايات بيان کرده اند، روايت از علي(ع) است که فرمودند: «ود ابناءالدنيا ينقطع لانقطاع سببه و ود ابناءالاخرةً يدوم لدوام سببه» اگر سبب محبت به اين شخص ماديت بود، ماديت از بين مي رود، اين رفاقت فقط به درد زندگي دنيا مي خورد، منشأ آن هم امور مالي بود، مال هم که هميشه نيست. شما در برزخ يا نشئه قيامت که می‌روي، خانه و زندگي و پول و اينها را همه دنبال خودت مي بري؟ بعد هم مي گويي رفيقم مالم را نمي خورد؟! آنجا کلاه سرم نمي گذارد يا نه؟! بايد يک سببي مطرح کني و آن را محور قرار دهي که قطع شدني نباشد، جاودانه باشد، هميشگي باشد، اين رفاقت و محبت محدود به نشئه دنيا نشود و برزخ و آخرت نداشته باشد.

روزنامه كيهان، شماره 21802 به تاريخ 5/10/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS