دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

شهادت شیخ‌ محمد خیابانی

No image
شهادت شیخ‌ محمد خیابانی

روزنامه دنیای اقتصاد

تاریخ: 22/6/1396

22 شهریور ماه 1299 شیخ‌محمد خیابانی، مبارز بزرگ دوران مشروطه پس از درگیری با قزاق‌ها در خانه یکی از دوستانش در تبریز کشته شد. خیابانی سال 1256 ش. در خامنه ـ‌ از توابع تبریزـ متولد شد. او پس از چند سال کار و تحصیل مقدماتی در روسیه که محل اقامت پدرش بود به تبریز بازگشت و به تحصیل علوم دینی پرداخت. وی علاوه بر فقه و اصول، ادبیات عرب را فراگرفت و به کسوت روحانیت درآمد. مدتی امام جماعت مسجد جامع تبریز شد و سپس به دوره دوم مجلس شورای ملی که در آبان 1288 آغاز به‌کار کرد، راه یافت. خیابانی اگرچه در مجلس دوم در جناح نمایندگان فرقه دموکرات ایران قرار داشت و در نطق‌های روزانه خود در جریان قیام بارها دموکرات‌ها را نیروهای پیشاهنگ ترقی و تجدد در دوره پانزده ساله پس از نهضت مشروطیت ایران می‌خواند، اما رسماً عضو آن فرقه‌ نبود. پس از انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و فراهم شدن زمینه برای فعالیت‌های سیاسی آزادی‌خواهان، روزنامه تجدد، ارگان فرقه دموکرات با مدیریت خیابانی و سردبیری تقی رفعت در جمادی‌الاخر ۱۳۳۵ق منتشر شد. در اوایل ذی‌قعده ۱۳۳۵ق، در اجلاس ایالتی فرقه در تبریز، خیابانی به رهبری فرقه برگزیده شد. هنگام اولتیماتوم روسیه تزاری برای بیرون راندن مستشاران خارجی و ادامه اقامت مستشاران روسی در ایران که با موافقت احمد شاه روبه‌رو شد، شیخ‌محمد خیابانی به مبارزه علیه حضور استعماری بیگانگان ادامه داد. او طی نطق‌های پرشوری در مجلس، نمایندگان را از تسلیم شدن در برابر روس‌ها برحذر داشت. پس از تعطیلی مجلس دوم به تبریز بازگشت و مبارزات سیاسی خود را سازمان تازه‌ای بخشید.

مهم‌ترین بخش این مبارزات، قیام وی در برابر پیمان 1919 وثوق‌الدوله بود. به موجب این پیمان که در مرداد 1298 با دولت وثوق‌الدوله منعقد شد، امتیاز راه‌آهن و راه‌های شوسه در سراسر کشور به انگلیس واگذار شد و ارتش و دستگاه مالیه ایران زیر نظر مستشاران سیاسی و اقتصادی بریتانیا قرار گرفت. او برای واداشتن وثوق‌الدوله به لغو معاهده، از آغاز سال 1299ش. به مبارزه مسلحانه روی آورد. او و همرزمانش روز 17 فروردین همان سال ادارات شهر و مراکز حکومتی را تصرف کردند. روز بعد عده‌ای از مجاهدین قدیمی به خیابانی پیوستند و دانش‌آموزان مدارس به بازارها ریخته دکان‌ها و مغازه‌ها را به تعطیلی کشاندند و چون سربازان و پاسبانان بلدیه چند ماه حقوق نگرفته بودند، آنان را برای دریافت حقوق خود به مرکز قیام (اداره روزنامه تجدد) دعوت کردند. به این ترتیب پاسبانان را با خود همراه کردند. خیابانی و یارانش بعد از تصرف کامل شهر، در روز 19 فروردین 1299 شمسی بیان‌نامه‌ای از طرف «هیات‌مدیره اجتماعات» به دو زبان فارسی و فرانسه صادر کردند. در این بیان‌نامه آمده بود: «آزادی‌خواهان شهر تبریز به واسطه تمایلات ارتجاعی که در یک سلسله از اقدامات ضد مشروطیت حکومت محلی تجلی می‌نمود و در مرکز ایالت آذربایجان با یک طرز اندیشه قطعیت گرفته بود، به هیجان آمده با قصد اعتراض و پروتست شدید و متین قیام نموده‌اند.

آزادی خواهان تبریز اعلام می‌دارند که تمامت پروگرام [=برنامه و هدف] آنان عبارت است از تحصیل یک اطمینان تام و کامل از این حیث که مأموران حکومت، رژیم آزادانه مملکت را محترم و قوانین اساسیه را که چگونگی آن را معین می‌نماید، به‌ طور صادقانه مرعی و مجرا دارند. آزادی‌خواهان کیفیت فوق‌العاده باریک وضعیت حاضره را تقدیر [=ارزیابی] کرده مصمم هستند که نظم و آسایش را به هر وسیله باشد برقرار دارند. در دو کلمه پروگرام آزادی‌خواهان عبارت از این است: برقرار داشتن آسایش عمومی و از قوه به فعل آوردن رژیم مشروطیت.» در کشاکش قیام شیخ‌محمد خیابانی، دولت وثوق‌الدوله سقوط کرد و کابینه مشیرالدوله زمام امور را به‌ دست گرفت. مشیرالدوله برای پایان دادن به قیام خیابانی، مخبرالسلطنه حاکم تبریز را مأمور فرونشاندن این قیام کرد. مخبرالسلطنه پس از چند دوره مذاکره بی‌حاصل با شیخ‌محمد خیابانی، سرانجام به کمک قوای قزاق عملیات نظامی بزرگی را علیه نیروهای وفادار به خیابانی به راه انداخت. در جریان این نبرد نیروهای شیخ سرکوب شدند و شیخ‌محمد خیابانی نیز در 22 شهریور 1299 به شهادت رسید. دولت مشیرالدوله از بیم عکس‌العمل مردم قتل خیابانی را تا مدت‌ها «خودکشی» اعلام کرد؛ اما این ترفند، بی‌حاصل بود؛ به ‌طوری ‌که مشیراالدوله و مخبرالسلطنه که هر دو در مجلس چهارم وکیل بودند، نزد بسیاری از نمایندگان به «قاتل» مشهور شده و روزنامه «طوفان» نیز در مقاله‌ای این دو را عامل قتل خیابانی و آشوب‌های تبریز معرفی کرد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS