دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عوامل منفی نگری

No image
عوامل منفی نگری  

 منفى گرايى مى تواند از عوامل مختلفى ناشى شود؛

 از جمله:

1 - آلودگى باطنى: افردى كه آلوده‌اند، ديگران را نيز آلوده مى بينند.

امير مومنان (ع) مى فرمايد: «آدم بد به هيچ كس گمان خوب نمى برد، زيرا ديگران را همچون خود مى پندارد. »

 2 - كينه توزى: معمولاً افراد حسود و كينه توز از راه بدبينى نفرت خود را بروز مى دهند.

 3 - عقده حقارت: كسى كه گرفتار عقده حقارت و خودكم بينى است، سعى مى كند ديگران را در محيط فكر خود حقير و پست به حساب آورد تا از عقده خود بكاهد.

 4 - پيش داورى: گاهى عدم تحقيق و عجله در قضاوت، انسان را وادار به متهم كردن ديگران و صدور حكم ناصواب مى كند؛ مثلاً شخصى مى‌بيند دوستش بى تفاوت با او برخورد كرد، بدون اينكه احتمال دهد شايد توجه نداشته است، قضاوت مى كند كه دوستش با وى خوب نيست.

5 - خودخواهى: خوى خودبرتربينى باعث مى شود انسان خود را برتر از ديگران بداند و چون نمى تواند برترى را نسبت به همه كس و در همه جا براى خود احراز كند، مى كوشد از راه تحقير ديگران، بزرگى خود را ثابت نمايد و تمايل بیجاى خويش را ارضا كند. از اين رو همواره براى ديگران نقاط ضعف مى تراشد و براى آنان حكم صادر مى كند.

 6 - محيط تربيتى: يكى از علل منفى نگرى، برخوردهاى خشن يا تبعيض آميز و سخت گيرى هاى والدين نسبت به فرزندان است. اگر مناسبات پيشين و كنونى پدر و مادر با فرزندان بر محور تخاصم و ناسازگارى باشد يا مناسبات والدين با يكديگر مبتنى بر روحيه رفاقت نباشد، منفى گرايى در نوجوانان و جوانان بروز مى كند.

7 - هم نشينى با نااهلان: اگر افراد نادرست معاشران انسان باشند طبعاً به همه مردم بدبين خواهد شد، چون آدمى، خوپذير است و به صفت هم‌نشين خود در مى‌آيد. امام على (ع) مى فرمايد:

«هم نشينى با بدان، بد گمانى به نيكان را در پى دارد. »

8 - وراثت: بسيارى از صفات مثبت و منفى ممكن است از طريق وراثت منتقل شود. پدران و مادران بدبين غالباً فرزندانى بدبين دارند.

 9 - عدم شناخت نظام آفرينش: به حكم عبارت معروف «الناس اعداء ما جهلوا؛ مردم دشمن چيزى هستند كه به آن نادانند» مى توان گفت: به هر ميزان كه شناخت آدمى، كامل‌تر و عميق‌تر شود، نگرش او به مسائل، واقع بينانه‌تر و شفاف‌تر مى شود. در مواردى، عدم اطلاع از علت وقوع حوادث و تحليل ناصحيح از وقايع و جريان‌ها، باعث گرايش انسان به مقولاتى خرافى مانند: شانس، اقبال و... مى شود. انتقاد از زمانه و اعتراض و دشنام به چرخ و فلك در قالب نثر يا شعر اگر جنبه هزل نداشته باشد، حاكى از همين امر است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS