دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فرهنگ Culture

No image
فرهنگ Culture

كلمات كليدي : فرهنگ، جامعه، هنجارهاي فرهنگي، جامعه شناسي، پيدايش فرهنگ

نویسنده : جلال عباسی

واژه Culture از کلمۀ Cult و Cultivare به معنی «پرورش گیاهان و زمین» و به معنی وسیعتر «پرورش، رشد و نمو، آداب و رسوم و قواعد یک ملت» است.[1] در فارسی نیز فرهنگ به معنای «ادب و تربیت» «دانش، ‌علم، معرفت» و «مجموعۀ آداب و رسوم» اطلاق می‌شود.[2] با توجه به معنای لغوی دو واژه می‌توان گفت "فرهنگ" واژه مناسبی برای ترجمۀ "Culture" است.

فرهنگ را اصطلاحا می‌توان به عنوان مجموع ویژگیهای رفتاری و عقیدتی اکتسابی یک جامعه خاص تعریف کرد.[3] نکتۀ اصلی و مهم، تعریف اکتسابی بودن است که فرهنگ را از رفتاری که نتیجۀ وراثت زیست‌شناختی است، متمایز می‌کند. لذا وقتی جامعه‌شناسان از فرهنگ سخن می‌گویند، منظورشان آن دسته از جنبه‌های رفتاری جامعه‌های انسانی است که آموختنی هستند؛ نه آن‌هایی که به صورت ژنتیکی به ارث می‌رسند. فرهنگ جامعه، هم شامل جنبه‌های نامحسوس مانند عقاید، اندیشه‌ها و ارزش‌هایی که محتوای فرهنگ را می‌سازند و هم جنبه‌های محسوس و ملموس است. مانند اشیاء، نمادها یا فناوری که بازنمود محتوای یاد شده است.[4]

توجه به بحث فرهنگ، مانند بقیۀ بخشهای علوم اجتماعی، بعد از اوج گرفتن علوم طبیعی تا اوائل قرن بیستم و توجه به این مطلب که همۀ پدیده‌های رفتاری و اجتماعی را نمی‌توان به وسیلۀ قوانین علوم طبیعی تبیین نمود، آغاز شد. از آنجا به بعد مطالعات قوم‌شناسی(Ethnology) مردم‌شناسی و انسان‌شناسی فرهنگی(Cultural Anthropology)، به عنوان اولین مطالعات تئوریک و تجربی در زمینه‌ی علوم اجتماعی انجام گرفت. این مطالعات در ابتدا تحت نفوذ علوم طبیعی، توجه بیش از اندازه‌ای به تأثیر عوامل فیزیولوژیکی و طبیعی بر روی رفتار فردی و اجتماعی داشتند؛ اما بالاخره در نیمۀ دوم قرن بیستم، فرهنگ به عنوان یک عمل مستقل تأثیرگذار بر رفتار فردی و اجتماعی مطرح شد.[5]

پیدایش و انتشار فرهنگ

فرهنگ‌های پیشرفته معمولاً در مراکز تجمع انسانی مانند شهرها، مخصوصاً در مقر حکومت و دربار پادشاهان شکل گرفته‌اند. چرا که پادشاهان برای ارضای بهتر نیازهای خود و گاه در رقابت با روش زندگانی پادشاهان دیگر، دستورات مختلفی در زمینه ابزار و وسایل زندگی، ساختمان‌ها، ابزارآلات جنگی و ... صادر می‌کردند و وزرا، حکما، دانشمندان، شعرا، معماران، صنعتکاران، کارگران و اسرای جنگی همگی بسیج می‌شدند تا خواسته‌های حکام را به بهترین وجه برآورده سازند. در ادبیات می‌خوانیم که قصیده‌سرایان، شعرا و حکما در دربار پادشاهان جمع می‌شدند و همه با نوعی رقابت، کوشش می‌کردند تا توانائیهای خود را در زمینه‌های گوناگون، در حد اعلا ارائه دهند. از طرفی هم با پیدایش این چنین مراکز فرهنگی، بیشتر دانشمندان به علت علاقه و تلمذ از پیشکسوتان، به آنجا کوچ می‌کردند. به عنوان مثال مولانا جلال‌الدین بلخی که خود اهل بلخ است به عنوان ملای روم رهسپار قونیه می‌شود. یا هنگامیکه سلطان سلیم عثمانی بعد از پیروزی در جنگ چالدران در 23 اوت سال 1514م تبریز را فتح می‌کند، تمام دانشمندان، بازرگانان و صنعتکاران آنجا را به سرزمین عثمانی و استانبول کوچ می‌دهد.

بدیهی است هنگامیکه پادشاهان ابزار بهتر ارضای نیاز را به دست آوردند، وزرا و دیگر رده‌های پائین‌تر دربار نیز از آن بی‌بهره نمی‌مانند. از این طریق اجزاء فرهنگی به تدریج به بقیه قشرهای پائین‌تر انتقال و انتشار(Diffusion) می‌یابد و یک کشور یا پادشاهی، مانند پادشاهی مصر، یونان، ایران، روم و عثمانی، رونق می‌گیرد.[6]

ارتباط فرهنگ و جامعه

به لحاظ مفهومی می‌توان «فرهنگ» را از «جامعه» جدا کرد؛ اما پیوندهای بسیار عمیقی بین این دومفهوم وجود دارد. جامعه(Society) نظامی از روابط و مناسبات متقابل است که افراد را به هم پیوند می‌دهد. همه جوامع بر این اساس متحد می‌شوند که اعضای آن‌ها مطابق با فرهنگ واحدی در روابط اجتماعی سازمان یافته‌اند. فرهنگ و جامعه نمی‌توانند جدا از همدیگر وجود داشته باشند و کثرت و تنوع فرهنگی در میان انسانها به انواع مختلف جامعه مربوط می‌شود.

هنجارهای فرهنگی

هنجارهای فرهنگی، بنیان همۀ فرهنگ‌ها اعتقادات و اندیشه‌هایی است که مشخص می‌کند چه چیزی مهم، ارزشمند، مطلوب و پسندیده است. این تفکرات به رفتار انسانها در تعامل با دنیای اجتماعی معنا می‌دهند و آن را هدایت می‌کنند. هنجارهای فرهنگی در واقع قواعدی هستند که ارزشهای یک فرهنگ را منعکس می‌کنند، یا تجسم می‌بخشند. ارزش‌ها و هنجارها، در کنار یکدیگر، به چگونگی رفتار اعضای یک فرهنگ در زندگی اجتماعی‌شان، شکل می‌دهند.[7]

 

مقاله

نویسنده جلال عباسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS