دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

فلسفه قربانی

No image
فلسفه قربانی

پرسش و پاسخ

پرسش: روز عيد قربان چرا از اعياد برجسته مسلمانان به حساب مي آيد، و فلسفه قرباني کردن در اين روز چيست؟

عيدقربان، روز ثبوت و اثبات و عشق و تسليم است. روزي است که انسان در برابر معشوق، هيچ بودن همه چيز را مي پذيرد، خود و همه چيز را فداي او مي کند، و «تعبد» را که نتيجه معرفت، عرفان، شهود و ديدن يار است، به معرض ديد مي گذارد. امروز بايد به گونه اي عمل کنيم و به نوعي از آزمايش ها و امتحان ها بدر آييم که ابراهيم وار و اسماعيل وار عشق و تسليم را به نمايش بگذاريم. امروز بايد معلوم شود که عشق و ايمان ما در چه مرتبه اي، و آرزوي وصل ما در چه حدي است و تا چه اندازه اي به تعبد و تسليم دست يافته ايم. ابراهيم(ع) هنگامي که از آزمايش هاي پي در پي کامياب گرديد، به مقام امامت نايل شد. هنگامي که در منا در قربانگاه يار، قرباني خويش را حاضر کرد و سراپا تسليم محض و سرشار از عشق و تعبد شد، دل از غير دوست برداشت و محو جمال و ديدار يار شد، در اينجا که با عشق، ايثار و تسليم، ذبيح خود، اسماعيل را فدا مي کرد.

از جانب معبود، ندا آمد که هان اي ابراهيم! به خوبي امتحان دادي و اکنون فديه اي که برايت فرستاده ايم قرباني کن که بيش از اين از تو نمي خواستيم. آري امروز ما مسلمانان با رفتن به قربانگاه و قرباني کردن اين سنت ابراهيم خليل(ع) را تجديد مي کنيم و نيز معرفت، عشق، تسليم و تعبد را به مرحله عمل و آزمون مي گذاريم.

سر بريدن «انانيت ها»

امروز با سر بريدن قرباني، تمام «انانيت ها» و هواها را سر مي بريم، و از هر آنچه غيرخداست مي بريم و چشم اميد و طمع از غير او مي بنديم. امام سجاد(ع) به شبلي فرمود: هنگامي که قرباني خويش را ذبح مي کردي، آيا بدين نکته آگاه بودي که گلوي طمع را می‌بري؟ و آيا به اين حقيقت توجه داشتي که به ابراهيم خليل(ع) اقتدا کرده و فرزند عزيزت را به قربانگاه دوست آورده اي تا فداي معشوق کني؟ شبلي گفت: نه توجه نداشتم. حضرت فرمود: پس قرباني نکردي(مستدرک الوسائل، ج 10، ص171) امام صادق(ع) در پاسخ پرسشي در مورد فلسفه قرباني فرمودند: با اولين قطره اي که از خون قرباني بر زمين مي چکد، صاحب آن قرباني آمرزيده مي شود، و اين بدان جهت است که معلوم شود که چه کسي بدون چون و چرا و از سرعشق و تسليم اطاعت خدا را مي کند.

خدا فرموده است: از گوشت و خون قرباني به خدا نمي رسد، بلکه آنچه به حساب خدا درمي آيد، تقواي شماست. بنگر که چگونه قرباني هابيل پذيرفته و از آن قابيل مردود شد؟ (وسايل الشيعه، ج14، ص 207) بنابراين عيدقربان عيدي است که بايد تسليم بودن و انقياد کامل را در برابر مولا به منصه ظهور رساند، و در اين رستاخيز عظيم، که عيد بزرگ مسلمانان است، به شکرانه توفيق در انجام مناسک حج و پيروزي در مصاف با شيطان، آخرين ذرات باقي مانده از تعلقات غير خدايي را در قربانگاه ذبح کنيم و اين روز بزرگ را جشن بگيريم.

روزنامه كيهان، شماره 21711 به تاريخ 9/6/96، صفحه 6 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS