دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نقد نظریه دکتر سروش در زمینه متون دینی

دکتر سروش ادعا مى‌کند که آیات و روایات ما سرتاسرمتشابه و مبهم و مطلقا فاقد معناى روشن و ثابت وواحد و قابل فهم و داورى است.
نقد نظریه دکتر سروش در زمینه متون دینی
نقد نظریه دکتر سروش در زمینه متون دینی

نقد کننده: مهندس جواد رنجبر

دکتر سروش ادعا مى‌کند که آیات و روایات ما سرتاسرمتشابه و مبهم و مطلقا فاقد معناى روشن و ثابت وواحد و قابل فهم و داورى است.

وى مدعى‌است‌بخش عمده و بسیارى از معارف اسلام درباب توحید و معاد و... به کلى متشابه و غیر واضح وغیرقابل فهم و داورى است. و در بسیارى از مباحث‌مربوط به صفات و افعال بارى و قیامت و... سخن‌محکم و روشنى در اسلام در کار نیست. و اصولا متن دینى بلکه کل متون، ذاتا وحقیقتا مبهم و متشابه و قابل تاویل و چند معنائى‌است و هیچ "نص دینى" یا " ظهورى" در کار نیست!!

«در مورد متن قصه خیلى واضح است. متن‌حقیقتا و ذاتا!! امر مبهمى است و هر متنى،چندین معنا برمى‌دارد. ما در عالم متن وسمبولیسم ذاتا و واقعا با چنین عدم تعینى‌روبه‌رو هستیم.»

وى در انکار "نص" و "ظاهر" و انکار محکمات وضروریات و ثابتات و قطعیات در تفکر، به حدى‌افراط مى‌کند که اساسا معتقداست در مورد معناى‌ یک جمله و عبارت یا متن نمى‌توان داورى کرد که‌کدام معنا درست و کدام باطل است و اساسا هیچ‌عبارت یا متنى "معناى واقعى" ندارد!!

«در مورد متن، "معناى درست" به منزله‌معناى واقعى متن نیست چون اصلا "معناى‌واقعى" وجود ندارد.»

و این سمبولیزم ادعائى شامل کلیه معارف‌دینى نیز هست. وى سپس تصریح مى‌کند که خداوند، دقیق‌سخن نگفته است تا حیرت (به جاى هدایت) تحقق یابد و همه آیات قرآن را بنابراین باید متشابه و غیردقیق و محتمل معانى بسیار دانست‌که معلوم نیست مراد از آیات دقیقا چیست.

«خداوند از ابزارى (زبان) استفاده کرده که‌عدم تعین و لااقتضائى و ابهام ذاتى واجتناب‌ناپذیر دارد.»

به عبارت دیگر، زبان و متن، ذاتا معیوب،نامحکم و غیرواضح است و آیه محکم وغیرمتشابهى نمى‌توان داشت و نیست‌بلکه کل‌متون و عبارات، لااقتضا و فاقد معناى محکم وثابت و واضحى‌اند. پس از هر آیه یا روایتى هربرداشتى مى‌توان کرد و خداوند همه برداشتها -گرچه متعارض - را قبول دارد و مراد گوینده، همه‌آنها بوده است!

وى کلیه متون را متشابه مى‌داند و متن یاعبارت «محکم‌» را منکر است و تنها پیش فرضهاى‌خود را محکم مى‌داند که بر اساس آنها آیات وروایات را تاویل مى‌کند. اما این پیشفرض‌ها ،خود محصول علوم تجربى استقرائى و اگر دقیقترسخن بگوئیم ظنون تجربى و نیز مبانى تفکر مادى‌لیبرال‌اند که اتفاقا براساس معرفت‌شناسى فلسفه‌تحلیلى غرب، به هیچ‌وجه نمى‌توانند واجد شرایط"محکمات"، "قطعیات"، "ثابتات" یا "ضروریاتى"باشند و این از ملزومات درجه اول اپیستمولوژى" شکاکیت" است نهایتا چنانچه ملاحظه کردید، عقیم کردن نقش بیانى و تبیینى و معرفت‌بخشى‌دین و بریدن زبان توصیف و توصیه دینى و مبهم ونامعلوم نمودن دکترین دینى، راه جدیدى براى‌کنار گذراندن اسلام از صحنه علم و عمل، معرفت واخلاق و حیات بشرى و تبدیل قرآن و روایات به ‌الواح باستانى و سنگ نوشته‌هاى نامفهوم و فاقدپیام و بردن دین از صحن جامعه به صحن‌موزه‌هاست.

    فصلنامه کتاب نقد، شماره 7

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS