دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چهار گمارده بر مومن در کلام امام صادق(ع)

امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه خداوند چهار کس را بر او گمارده باشد: شیطانی که در صدد گمراهی او برآید و کافری که او در پی ربودن (ایمان) وی باشد و مؤمنی که به او حسادت ورزد و این از همه سخت تر است و منافقی که در پی لغزشهای او باشد» (اصول کافی، ج2، ص251،حدیث9)
چهار گمارده بر مومن در کلام امام صادق(ع)
چهار گمارده بر مومن در کلام امام صادق(ع)

قال الصادق (علیه‌السلام):

«ما مِن مؤمن اِلّا وَقَد وَکّلَ اللهُ بِهِ اَرْبَعَةً؛ شیطاناً یّْغویه یریدُ اَنَ یُضِلَّهُ وکافراً یَغْتالُه وَمُؤمناً یَحْسده وَهُوَ اَشَدُّهُم عَلَیهِ ومنافقاً یَتتَبَّعُ عَثَراته»

(اصول کافی، ج2، ص251،حدیث9)

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند:

«هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه خداوند چهار کس را بر او گمارده باشد: شیطانی که در صدد گمراهی او برآید و کافری که او در پی ربودن (ایمان) وی باشد و مؤمنی که به او حسادت ورزد و این از همه سخت‌تر است و منافقی که در پی لغزشهای او باشد»

توضیح:

«چهار گمارده بر مؤمن»

حضرت امام صادق (علیه‌السلام) می فرماید: مومنی نیست مگر آنکه خداوند او را به چهار چیز مبتلا می کند:

اول: شیطانی که در صدد اغوا و گمراهی او باشد؛

دوم: کافری که با او در ستیز و درگیری باشد؛

سوم: مومنی که بر او حسد برد که این از همه بر مومن سخت تر است(یعنی برمومن بسیارسخت است که ببیند مومنی بر او حسد میبرد)

چهارم: منافقی که دائما دنبال کشف و پی بردن به خطاها و عیبهای اوست تا آنها را افشا کند.

در این روایت افرادی که همیشه در کمین انسان مؤمن هستند، معرفی شده‌اند که مؤمن باید از آنها برحذر باشد. یکی از آنها شیطان است، اعم از شیطان جنّ و انس؛ که همیشه درصدد گمراهی و اغوای مؤمن است. دومی کافری است که در صدد آن است که او را از دائره ایمان خارج کرده و در مسلک خود درآورد. سومی مؤمن ضعیف الایمانی است که حسادت او را می‌کند که خود روایت اشاره به این دارد که این از همه سخت‌تر و شدیدتر است. یعنی تیغ مؤمن حسود از شیطان و کافر و منافق لجوج تیزتز و برنده‌تر است. چهارم منافقی است که همیشه در پی گناهان و لغزشهای مؤمن است تا به اصطلاح مچ‌گیری کند و او را نزد دیگران بی‌آبرو گرداند و اعتبار او را در میان مسلمین از بین ببرد. امید است خدای متعال همه ما را از شر این چهار طائفه محفوظ دارد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

نحوه تشکیل جو زمین از دیدگاه مولا علی (ع) در نهج البلاغه

و آبهای ساکن را به مواج سرکش برگردانید تا آنجا که آبها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوهها بالا آمدند امواج تند کف های برآمده از آبها را در هوای باز و فضای گسترده بالا بردند تا جایی که از آن هفت آسمان پدید آمد.آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان بالا را مانند سقف استوار قرار داد.
مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

مباني فكري، انساني و اجتماعي در نهج البلاغه

به عكس در جوامعي كه انسجام و هستي آنها را بايد پيوند دروني، بدون ارتباط با مبداء و مركز خارجي، تامين و تضمين كند، اولويت با نظام است . تازه آن نظام است كه جا و مكان و موقعيت فرد و جمع را در چهارچوب خود و در قلمرو خود مشخص مي كند . نظام حاكم بر فرد و جمع است و كيفيت و نوع حاكميت نظام بر فرد و بر جمع است كه سرنوشت مساله سابق الذكر، يعني اصالت فرد يا اصالت جمع را مشخص مي كند .
انسان شناسی

انسان شناسی

آنگاه از روحی که آفرید در آن دمید تا به صورت انسانی زنده درآمد، دارای نیروی اندیشه، که وی را به تلاش اندازد، و دارای افکاری که در دیگر موجودات، تصرّف نماید. به انسان اعضاء و جوار حی بخشید، که در خدمت او باشند، و ابزاری عطا فرمود، که آنها را در زندگی بکار گیرد،
انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

انسان شناسی از منظر نهج البلاغه

نهج البلاغه یک شاهکار ادبی در تعلیمات اسلامی است که در آن توجه به عزّت و کرامت انسان و سلامت عقل و روان از اهمیت بسزایی برخوردار است. سخنان حکمت آمیز این کتاب که با عقل و اندیشه آدمی سروکار دارند حقایق بسیار متعالی و معانی بسیار ژرفی را در مورد شناخت خدا، انسان، و جهان با فصاحت و بلاغت تمام بیان می کنند و آگاهی های ارزشمندی را در هریک از این زمینه ها ارائه می دهند. خطابه ها احساسات راکد انسان را در جهت ستیز با فساد و تباهی و بی عدالتی بر میانگیزند، و موعظه ها انسان را از خواب غفلت بیدار و خطراتی را که می توانند دل و روان آدمی را ضعیف و بیمار کنند یادآور می شوند.
Powered by TayaCMS