آیتاللهالعظمی حسین مظاهری - بخش دوم
«ویلٌ للمُطفّفین. الذین اذا اکتالوا على الناس یستوفون. و اذا کالوهُم أو وزنوهُم یُخسرون: واى بر کمفروشان، که چون از مردم پیمانه ستانند، تمام ستانند و چون براى آنان پیمانه یا وزن کنند، به ایشان کم دهند.» (مطففین، ۱ـ ۴) این آیه مختص به کاسبها نیست، بلکه هر کس در کارش کم کار کند و در وقت گرفتن زیاد بگیرد، مصداق آن است.
اداری اگر حقوق میخواهد، چرا به اندازه حقوقش کار نمیکند؟ چرا کمکاری و بیکاریو بدکاری میکند؟ اینها و بیمحلی به ارباب رجوع، مصداق این آیه شریفه میشود. اگر بدتر از کاسب کمفروش نباشد، کمتر هم نیست.
همچنین بنا و کارگر و معمار و نظایر آن، میخواهد برای مردم خانه بسازد، اما با سرهمبندی، خانه مردم را از بین میبرد. در وقت کار کردن خانه مردم را از بین میبرد، اما در وقت گرفتن پول، چه منتها میگذارد و پول زیاد میخواهد! این اگر از کاسب کمفروش و زیادبگیر بدتر نباشد، مسلم کمتر هم نیست. سرهم بندی موجب میشود مثلاً یک خانه ناگهان نم پیدا کند و کمکم نابود شود. پیغمبر اکرم(ص) میفرماید: خداوند دوست دارد وقتی بنده کاری را انجام میدهد، محکم انجام دهد: الله عز و جل یُحب عبدا إذا عمل عملا فأحکمه».۱ باید همه در کارهایمان مستحکم باشیم. حتی در کارهای خودمان، سرهم بندی غلط است. امام حسن مجتبى(ع) در آخرین ساعات حیات در پاسخ به جناده که از ایشان موعظه خواست، فرمود: «اعمل لدُنیاک کأنک تعیشُ أبدا و اعمل لآخرتک کأنک تموتُ غدا:۲ برای کارهای دنیا، چنان محکمکاری کن که گویا تا روز قیامت میخواهی زندگی کنی؛ و برای کارهای مربوط به آخرت، چنان مهیا شو که گویا امشب شب اول قبر توست.» امام دوم(ع) از شیعیان میخواهند که اینگونه باشند.
اگر طلبه در وقت گرفتن شهریه دلش بخواهد چندین برابر باشد و گله کند، اما در وقت درس و تبلیغ، کوتاهی کند، مصداق «ویلٌ للمُطففین» است. یا معلم دلش میخواهد کم کار کند، اما خیلی حقوق بگیرد. اگر زمزمه شود که سه روز تعطیل است، چه خوشحالیها و مهیا شدن برای مسافرت است، اما در وقتیکه سر کارش میرود، چه کمکاریها و بیکاریها و بدکاریها دارد! همه اینها مصداق این آیه شریفه هستند.
خانوادهداری
مرد اگر میتواند، باید زن و بچهاش را در رفاه و آسایش بگذارد و هرچه بیشتر آنها را در رفاه و آسایش بگذارد، تا آنجا که تجملگرایینباشد، عالی است و خشنودی خداست. کار کردن برای اینکه خانواده در رفاه وآسایش باشند، جبهه است. امام صادق(ع) فرمودهاند: «الکادّ على عیاله کالمُجاهد فی سبیل الله:۳ کسی که کار و تلاش و کوشش کند، برای اینکه زن و فرزندش در رفاه باشند، مثل رزمنده است.» حال اگر کسی بتواند زن و بچهاش را در رفاه بگذارد، اما بدرفتاری کند، بخیل باشد، زن و بچه را در مضیقه بگذارد و نفقه ندهد یا کم بدهد، مصداق «ویلٌ للمُطففین» است!
خرجی زن و بچه فقط این نیست که نانی به آنها بدهد و زندگی بخور و نمیری داشته باشند؛ این در وقتی است که شوهر در مضیقه باشد، اما مردی که پول دارد و بخیل است و آن را صرف زن و بچه نمیکند، یا آدم بد و بیادبی است و پولش را صرف سیگار و مواد مخدرش میکند، مصداق همین آیه است که باید برود به آن چاه جهنم، برای اینکه از زن و بچه کم گذاشته و صرف خود بدبختش کرده است!
زن نیز باید شوهردار و بچهدار باشد. زنی که شوهرداری نمیکند، علاوه بر اینکه ناشزه است و حق نفقه ندارد، مرتکب کمکاری در خانه است. شوهردارینکردن بالاترین گناه برای اوست. مگر میشود زنی شوهرداری نکند؟ علاوه بر اینکه گناه بزرگ است، مصداق همین آیه است. راجع به شوهرش نقنق میکند، درحالی که خودش شوهردار نیست. هرچه شوهرش بیاورد باز کم است، اما این خانم نمیتواند شوهرداریکند و شوهر را راضی کند! همچنین بچهها نسبت به والدین حق تربیت دارند و پدر و مادر باید آنها را تربیت کنند. مادر باید مواظب بچهها باشد تا وقتی بزرگ شدند، دین و حجاب و عفاف و حیا داشته باشند و به راستی پسر یا دختر شایستهای باشند؛ اما اگر مادر یا پدر در خانه کمکاریکردند و به فکر خودشان بودند و به فکر فرزندانشان نبودند، خیلی گرفتاری دارند.
پیغمبر اکرم(ص) از جایی رد میشد و گروهی از بچهها را دید؛ فرمود: «وای به بچههای آخرالزمان از دست پدر و مادرهایشان!» گفتند: «یا رسولالله، پدر و مادرهایشان مشرکند؟» فرمود: «نه، آنها مؤمن هستند، اما به فکر دنیای بچهها هستند و به فکر آخرت آنان نیستند.»۴ یعنی نمیدانند این پسر و دختر با چه کسی رابطه دارند و موبایلیکه در اختیار آنهاست به چه کسی پیامک میدهند؟ اگر مادر و پدر بیتوجه باشند و آنها گرفتار شوند، پیامبر(ص) میفرماید: وای به این پسر و دختر! و وای به پدر و مادرشان که بر اثر کوتاهی در تربیت دینی، در چاه جهنم هستند! مگر میشود همینطور دختر و پسر را رها کنیم؟
کمکاری در تربیت، کمکاری در زنداری، کمکاری در شوهرداری، مصداق کمفروشی است. همه در خانواده مسئولیت دارند. باید به دنبال شناخت وظیفه و عمل کردن به آن باشیم. این امر اگر در خانواده و اجتماع و در دولت و ملت مراعات شود، اخلاقی نخواهیم داشت. وای بر ما و هرکه در این باره کوتاهی و کمفروشی کند که در چاه جهنم است.
غش در معامله
غش در معامله این است که جنس زیر و رو داشته باشد، گرانفروش باشد و اجحاف کند و سر مردم کلاه بگذارد. گناه بسیار بزرگی است، به اندازهای که پیغمبر اکرم(ص) از کسی که غش در معامله کند، سلب ایمان کرده و فرمودهاند: «ألا و من غشنا فلیس منّا»!۵ راوی میگوید: پیامبر گرامی(ص) از بازار مدینه رد میشد و دید میوهفروشی میوههایش جلوه خاصی دارد. جلو رفتند و دست زدند، دیدند زیرش خراب است؛ فرمودند: «چرا اینطور است؟ این کار تو جمع بین خیانت و غش در معامله است!»۶ از امام صادق(ع) نقل شده که پیغمبر اکرم(ص) به خرمافروشی که ظاهراً خرمایش زیر و رو داشت، فرمود: «مگر نمیدانی اگر غش در معامله کنی، مسلمان نیستی؟!»۷
کسی که مشتری را گول بزند و جنس بد را به جای جنس خوب بفروشد و او را فریب دهد، یا کسی که در اداره، ارباب رجوع را فریب دهد، مسلمان نیست!
چندین روایت داریم که غش در معامله را از مفاسد اجتماعی دانستهاند و گناه ایجاد مفسده در اجتماع را بزرگ شمردهاند؛ گناهانی نظیر غش در معامله، اختلال در امنیت اقتصادی که اگر از امنیت اجتماعی مهمتر نباشد، کمتر نیست. پیغمبر(ص) میفرماید: «دو نعمت ناشناخته است: امنیتو تندرستی: نعمتان مجهولتان: الأمنُ و العافیه».۸ وقتی قدر امنیت معلوم میشود که ناامنی اجتماعی پیدا کنیم. آنگاه میفهمیم که چقدر امنیت اجتماعی نعمت بزرگی بوده است. یک وقت در اجتماع ناامنی است و این خیلی بد است؛ اما مهمتر از امنیت اجتماعی، امنیت اقتصادی است.
اگر بخواهیم در بازار یک جعبه میوه پیدا کنیم که زیر و رو نداشته باشد، مشکل است. میوههای بد زیر است و در رو، میوههای عالی است. این غش در معامله است. میوهفروشانی که برق زیادی مصرف میکنند و روی میوهها میگیرند تا زرق و برقی پیدا کند، غش در معامله میکنند که گناه خیلی بزرگی است. بعضی برای اینکه جنس را به مشتری بفروشند، حرفهای عجیب و غریبی میزنند، مثل اینکه حریر بهشتی است!
غزالی در احیاء العلوم میگوید: حریرفروشی بود و کسی آمد که از او حریر بخرد و با هم طی کردند و بنا شد حریر را تحویل دهد. یک جمله گفت که: «اللهم ألبسنی من حریر الجنه: خدایا از حریر بهشت بر من بپوشان.» بعد گفت نکند این دعا، تعریف جنسش محسوب گردد که غش در معامله میشود و معامله فاسد میشود. پس پارچه را کنار گذاشت و گفت ما حریر نمیفروشیم.هرچه مشتری اصرار کرد، گفت: «از مغازه دیگر بخر، ما فعلاً حریر را نمیفروشیم!»
سلمان فارسی میگوید: اگر ما در جامعهای واقع شویم که همه غش در معامله و دروغ و تزویر و گول زدن مردم است، اینها شیطانند و مسلمان نیستند. مگر میشود مسلمان غش در معامله کند؟ مگر میشود مسلمانی مسلمان دیگر را گول بزند؟ مگر میشود مسلمان تعریف جنسش را بکند و پشت سرهم اندازی کند و جنس را با تعریف یا با گرانفروشی و بدفروشی و امثال اینها بفروشد؟ اینها شیطانند، سلمان میگوید اینها شیطانند، ولی وضع ما چنین شده که اینگونه حرفها عجیب به نظر میرسد و دور از ذهن است.
پینوشتها:
1- بحارالانوار، ج۷۰، ص 298.
2- کفایه الاثر، ص 227.
3- الکافی، ج۵، ص 88.
4- جامعالأخبار، ص 106.
5- وسائلالشیعه،ج۱۷، ص 283.
6- الکافی، ج۵، ص 161.
7- همان، ص 160.
8- روضه الواعظین، ج۲، ص 472.
شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷
روزنامه اطلاعات