28 فروردین 1396, 6:43
کودكی كه در سالهای پیش دبستانی و دبستانی با آداب دینی انس پیدا میكند و عادات دینی در او به وجود میآید باید در سالهای راهنمایی معرفت دینی پیدا كند. در این مرحله ما باید از طریق دلیل و استدلال و نیز تعقل و تحلیل مسائل دینی با ذهن آماده و مستعد او ارتباط برقرار سازیم و با او صحبت كنیم. یکی از دغدغههای والدین و نهادهای آموزشی این است که فرزندان و نسل جدید را بر اساس اصول دینی تربیت کنند و بتوانند آنها را در مسیر ارزشهای دین قرار دهند. از این رو آگاهی از روند و روش درست تربیت دینی برای والدین و مسئولان آموزشی لازم است. در همین راستا باید یادآور شد که در تربیت دینی پنج مرحله به طور طبیعی وجود دارد كه این مراحل به صورت مستمر و منظم یكی پس از دیگری فراهم و امكان پذیر خواهد شد.
اولین مرحله تربیت دینی،انس دینی است. كودكی كه در سالهای اول زندگی با قرآن و نماز خواندن پدر و مادر و راز و نیاز ما آشنا میشودو در سه یا چهار سالگی در كنار ما جانماز پهن میكند و به تقلید از ما قیام، قنوت، ركوع و سجده ای بر پا میكند كم كم زمینه ای در او ایجاد میشود به نام انس و الفت دینی. وقتی فرزند ما در كنارمان سجده و ركوعی كرد و سلام نماز را داد و ما دستش را به گرمیفشردیم و یك لبخند رضایتبخش در صورت او شكوفا گردید،به یادش میماند كه هر موقع این حركات را انجام داده از ما یك پاداش درونی و رضایت بخشی را دریافت كرده، این رفتارها او را كم كم به نوعی تعلقات دینی گرایش خواهد داد كه پایه آن انس و الفت با دین است.در روانشناسی به این پدیده شرطی كردن میگویند به این صورت كه اگر دو امردر مجاورت یكدیگر قرار بگیرد و با حضور یكی دیگری هم حضور پیدا كند،كودك كم كم بین اینها پیوندی برقرارمیكند كه به آن پیوند شرطی برقراركردن گفته میشود. كودك در سالهای بعدی كه زندگی مستقلی را دنبال میكند هر موقع به یاد میآورد كه وقتی نماز میخواند سیمای ما شاد میشد و او را تشویق میكردیم در او شوق و علاقه به دین بوجود میآید.
وقتی كاری را بارها و بارها تكرار كردیم این عمل در شخصیت ما نفوذ میكند و استوارو پایدار میشود، مثل عادت نظم، سحرخیزی، مسئولیت پذیری یا هر عادت دیگر. از خصوصیات مهم دوران كودكی و دبستان عادتپذیری است. اگر ما در این سالها همت كنیم و عادت ارزشمندی را در فرزند یا دانشآموز به وجود بیاوریم در سالهای بعد نیازی به صرف نیرو و هزینه زیاد نخواهد بود. در سن دبستان عادت دینی بهتر جایگزین میشود مثلا ما باید بچهها را به خواندن نماز اول وقت تشویق كنیم و عادت دهیم و به آنها یاد دهیم كه صبحها قدری زودتر بیدار شده آماده نماز شوند. همچنین باید تلاش كنیم كه قرآن را در حد ظرفیت و بر اساس جاذبههایی كه ما بر ایشان داریم ایجاد میكنیم حفظ كنند. حفظ آیات قرآن و سورههای كوتاه آن را در سالهای بعد او را مصون میدارد. و وقتی فرزندان به سن تكلیف میرسند باید مسائل شرعی و تكلیفی را برایشان بیان كرد.
مرحله سوم معرفت و تفكر دینی است. كودكی كه در سالهای پیش دبستانی و دبستانی با آداب دینی انس پیدا میكند و عادات دینی در او به وجود میآید باید در سالهای راهنمایی معرفت دینی پیدا كند. در این مرحله ما باید از طریق دلیل و استدلال و نیز تعقل و تحلیل مسائل دینی با ذهن آماده و مستعد او ارتباط برقرار سازیم و با او صحبت كنیم. از نظر ساختار ذهن سن 13 سالگی دوره رشد انتزاعی یا رشد تدریجی تفكر است، یعنی تفكر میتواند به درجه ای برسد كه انسان در غیاب اشیا هم درباره آنها فكر میكند در حالی كه در سالهای قبل از راهنمایی رشد و تفكر انتزاعی حاصل نشده است.پس ما میتوانیم در دوره راهنمایی با آمادگی بیشتری از معرفت دینی و اندیشه و تفكر دینی صحبت كنیم و به پرسشهایی كه نوجوانان راجع به دین دارند، پاسخ بگوییم و استنباط، فهم، آگاهی و ادراك آنها را در این مرحله بالا ببریم.
مرحله چهارم، شاكله دینی است. اگر در گام سوم معرفت دینی ایجاد شد،گام چهارم شاكله دینی است؛ یعنی تمام تار و پود وجود، نگاه،توجه و سخن او، همه و همه جنبه شخصیت بارز دینی پیدا كند و دین در وجود او كاملاً متجلی و متبلور شود.
آنان که از سر اخلاص و تسلیم در برابر فرمان های الهی احسان و نیکوکاری میکنند، جایی برای نگرانی، اندوه و غم برایشان باقی نمیماند، چه، پاداش هایشان را خود خداوند خواهد داد: بَلی مَنْ اَسْلَم وَجْهَهُ لِلّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ اَجْرُه عِنْدَ رَبِّه لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاهُمْ یَحْزَنُونَ. (بقره:112) آنکه روی خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است، نه ترسی بر آنان است و نه غمگین میشوند. خداوند توجه و آرامش خود را بر چنین دلهایی نازل میکند و ازاین رو، دیگر دلیلی برای پریشانی آنها نیست. علامه طباطبایی در این باره مینویسد: انسان بر اساس غریزه فطری خویش کارهای خود را از روی خرد و اندیشه انجام میدهد، یعنی یک سلسله مقدمه چینی های عقلی که مشتمل بر مصالح زندگی و مؤثر در سعادت واقعی و سازگار با غرض درست اجتماعی است، ترتیب میدهد و از آنها نتیجه میگیرد که چه کاری را بکند و چه کاری را نکند. همچنین در صورتی که روی جهت فطرت حرکت کند و جز آنچه برای سعادت حقیقی اش سودمند است، در نظر نگیرد، این کار فکری با آرامش خاطر و بدون هیچ گونه سستی و نگرانی انجام میگیرد. در مقابل، اگر به زندگی مادی بهای بسیار دهد و از هوا و هوس پیروی کنند، امر بر او مشتبه میشود و نیروی گمان و خیال با فریبندگی و آرایشگری ویژه، در اندیشههایش مداخله میکند. در نتیجه، او را از راه راست منحرف میسازد و در تصمیم خود، سست و در اقدام به کارهای سخت و سنگین، ناتوان و نگران میکند. شخص با ایمان، بر تکیه گاهی استوار و پایهای ویران نشدنی، تکیه میزند و امور خود را بر آموزه های حق و باورهای دور از شک و شبهه بنا مینهد و در کارها بنا بر فرمان الهی اقدام میکند. او چیزی را متعلق به خود نمیداند تا ترس فوت شدنش را داشته یا از نداشتن آن اندوهناک باشد یا برای تشخیص خیر و شر دچار اضطراب و دودلی شود.
کتابخانه هادی
پژوهه تبلیغ
ارتباطات دینی
اطلاع رسانی
فرهیختگان