دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آشنایی با بایدها و نبایدهای مسئولیت کیفری پزشک

پزشکان از جمله افراد فرهیخته و مورد اعتماد هستند اما این موضوع تأثیری در مسئولیت کیفری پزشک در مقابل بیمار ندارد و در صورت ارتکاب جرم از سوی پزشک، بیمار می‌تواند برای تعقیب و مجازات کیفری پزشک اقدام کند.
آشنایی با بایدها و نبایدهای مسئولیت کیفری پزشک
آشنایی با بایدها و نبایدهای مسئولیت کیفری پزشک

دانستنی های حقوقی؛

پزشکان از جمله افراد فرهیخته و مورد اعتماد هستند اما این موضوع تأثیری در مسئولیت کیفری پزشک در مقابل بیمار ندارد و در صورت ارتکاب جرم از سوی پزشک، بیمار می‌تواند برای تعقیب و مجازات کیفری پزشک اقدام کند.پزشکان علاوه بر مسئولیت انتظامی در مقابل بیمار، مسئولیت کیفری نیز دارند اما مسئولیت پزشک در قبال خسارتی است که به بیمار و ناشی از وظایف پزشکی وارد می‌آورد.

به گزارش «تابناک» در خصوص مسؤلیت پزشک و همچنین تخلفات پزشک در بدو امر باید نظر هیأت بدویانتظامی پزشکی در شهرستان‌ها اخذ شود و در صورت وجود دیه بر مبنای مسئولیت کیفری، دادسرا صالح به رسیدگی است.

به یاد داشته باشید که صرفاً نظریه پزشکی قانونی به عنوان نظر کارشناسی قابل استفاده خواهد بود.

مسئولیت پزشک مطلق نیست؛ بدین معنا که چنانچه پزشک با رعایت کلیه موازین فنی و همچنین با کسب رضایت اقدام به عمل مشروع و قانونی کند و آنچه رخ دهد بدون تقصیر باشد، قابل مجازات نیست و ضامن دیه نیز نخواهد بود.

در ماده 495قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 در خصوص ضمانت پزشک بر همین موضوع تأکید شده است.

آنچه در جرایم پزشکی بیشتر مورد توجه قانونگذار است، تقصیر یا قصور پزشک است؛ آنچنان که در ماده 496 قانون مورد اشاره آمده است که پزشک در معالجاتی که دستور انجام آن را می‌دهد، در صورت تلف یا صدمه بدنی ضامن است و تفاوتی از این حیث بین بیمار و پرستار نخواهد بود.

اگر بخواهیم تقصیر را معنا کنیم، می‌توان، تقصیر را اعم از بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی دانست همچنین غفلت، عدم رعایت نظامات، عدم مهارت و مسامحه و مانند اینها می‌توانند از مصادیق تقصیر به حساب آیند.

ترک اتاق عمل توسط پزشک

یکی از مصادیق خطای جزایی پزشک که مسئولیت‌زا نیز است، ترک اتاق عمل است. ترک اتاق عمل توسط پزشک هیچ دلیل و توجیهی نمی‌تواند داشته باشد و حتی در صورت اثبات عمدی بودن آن می‌تواند به قصاص پزشک نیز ختم شود.

ترک اتاق عمل توسط پزشک موجب به وجود آمدن مسئولیت کیفری و همچنین موجب پرداخت دیه نیز می‌تواند باشد.

دریافت رضایت‌نامه توسط پزشک

در مواردی مشاهده می‌شود که پزشکان در راستای اقدامات خود نسبت به اخذ رضایت‌نامه اقدام می‌کنند که موارد ذیل دارای اهمیت است:

الف- رضایت‌نامه باید با آگاهی و اطلاع از عواقب موضوع باشد و صرف اخذ رضایت‌نامه که منشأ آگاهی نیست و بدون اطلاع از عواقب موضوع باشد، نمی‌تواند تأثیری در رفع مسئولیت پزشک داشته باشد.

ب- موضوع برائت‌نامه باید واضح و مشخص باشد و بیمار «در موارد پیش‌بینی‌شده، ولی بیمار» بداند چه خطراتی وجود دارد و با علم و آگاهی برائت‌نامه را قبول و امضا کند.

ج- در بیشتر بیمارستان‌ها قبل از عمل جراحی یا پزشکی و در بدو امر، یک فرم رضایت‌نامه و برائت‌نامه در اختیار بیمار قرار می‌‌دهند تا امضا کرده و سپس عملیات پزشکی انجام شود. حال چنانچه پزشک به بهانه عدم وجود رضایت‌نامه یا برائت‌نامه از معالجه خودداری کند، می‌توان به اتهام خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی از وی شکایت کرد.

به موجب ماده‌واحده قانون مجازات خودداری از کمک به مصدومین و رفع مخاطرات جانی مصوب سال 1354 «هر کس شخص یا اشخاصی را در معرض خطر جانی مشاهده کند و بتواند با اقدام فوری خود یا کمک طلبیدن از دیگران یا اعلام فوری به مراجع یا مقامات صلاحیتدار از وقوع خطر، یا تشدید نتیجه آن جلوگیری کند، بدون اینکه با این اقدام خطری متوجه او یا دیگران شود و با وجود استمداد یا دلالت اوضاع و احوال بر ضرورت کمک، از اقدام به این امر خودداری کند، به حبس تا یک سال یا جزای نقدی تا پنجاه هزار ریال محکوم خواهد شد.»

البته این مجازات برای پزشکان که به اقتضای حرفه خود می‌توانند کمک موثری کنند، حبس از سه ماه تا دو سال یا جزای نقدی از 10 هزار ریال تا یکصدهزار ریال است.

همچنین مسئولان مراکز درمانی اعم از دولتی یا خصوصی چنانچه از پذیرفتن شخص آسیب‌دیده و اقدام به درمان یا کمک‌های اولیه امتناع کنند، به حداکثر مجازات محکوم می‌شوند.

د- چنانچه اثبات شود که پزشک در درمان قصور کرده است، برائت‌نامه نمی‌تواند تأثیری در مجازات داشته باشد اما اگر پزشک قصوری انجام داده و رضایت‌نامه اخذ کرده باشد، فقط می‌تواند در مجازاتش تخفیف دهد و البته مانع از بین رفتن حق و حقوق بیمار نمی‌‌شود.

و- قانونگذار صرفاً عمل‌هایی که مبنای علمی و درمانی دارد را مورد حمایت قرار داده است لذا هر نوع عمل زیبایی نامشروع و غیرقانونی که مبنای علمی و درمانی ندارد جرم و قابل تعقیب کیفری است و حتی گرفتن رضایت تأثیری در نتیجه آن ندارد.

تفاوت اخذ رضایت و اخذ برائت

برائت و رضایت دو مقوله جدا از یکدیگر هستند بدین شرح که:

نخست: رضایت ناظر بر اعمال جراحی و طبی است؛ بر این اساس، هیچ شخصی حق ندارد ایجاد جراحت عمدی نسبت به شخص دیگری کند و در هر صورت مجرم تلقی می‌شود اما پزشک در صورت رضایت بیمار برای جراحی از این قاعده مستثنی می‌شود.

دوم: برائت ناظر بر عدم مسئولیت پزشک برای پرداخت خسارت ناشی از نتایج معالجات است البته به شرط آنکه مقررات فنی و شغلی خود را رعایت کرده باشد. در این راستا مطابق قانون هرگاه پزشک در معالجاتی که انجام می‌‌دهد، موجب تلف یا صدمه بدنی شود، ضامن دیه است، مگر رفتار و عمل او مطابق مقررات پزشکی و موازین فنی باشد و باید قبل از معالجه برائت گرفته و مرتکب تقصیر هم نشود.

سایت تابناک

تاریخ انتشار: یکشنبه 20 خرداد ماه 1397

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

اشاره: «پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی ) مواد ۸۲۶ الی ۱۲۵۱)» عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و پایانی این مقاله را می‌خوانیم.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

موضوع فرمان صلح امام حسن (ع) و فرمان جهاد و شهادت امام حسین (ع) دو رویدادی است که به اقتضای زمان رخ داد و مشابه آن در زمان پیامبر (ص) وجود داشت، اما در هر دو مقطع تاریخ بسیاری از مسلمانان تقوا پیشه نکردند و از فرمان معصوم سرپیچی کردند.
چرایی وجوب حکومت اسلامی

چرایی وجوب حکومت اسلامی

بر اساس آموزه‌های قرآن، وجوب حکومت اسلامی الزامآور است تا بتواند احکام الهی را هم چون اقامه نماز، گرفتن زکات، اجرای قوانین قضایی و مانند آنها را اجرایی کند؛ زیرا هر گونه قضاوتخواهی از طاغوت حرام بوده و ولایت طاغوت باطل است و لازم است به جای طاغوت به ولایت غیر طاغوت تن داد که ولایت الهی است.(بقره، آیه 257؛ نساء، آیه 76)
چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

بسیاری نمی‌دانند که مثلاً چه زمانی باید به پزشکی قانونی مراجعه کرد و چه مدارکی را باید به همراه برد؟ آیا فرد می‌تواند رأساً برای گرفتن طول درمان یا هر موضوع دیگری که مراجعه به پزشکی قانونی را الزامی می‌کند، به مراکز مربوط مراجعه کند؟
Powered by TayaCMS