دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اخلاق و دین

No image
اخلاق و دین

كلمات كليدي : اخلاق، دين، اشاعره، عدليه

نویسنده : احمد دبيري

اخلاق و دین از ابتدای زندگی آدمی همواره از موضوعاتی بوده‌اند که نقش هدایتگری در رفتارهای وی داشته و از این جهت پیوسته در زندگی انسانی نقش تاثیرگذاری را ایفا نموده‌اند. در رابطه تاریخی این دو تردیدی نیست و در هر دینی بخش قابل توجهی از متون، توصیه‌ها و توجهات آن دین را مسائل و موضوعات اخلاقی تشکیل داده است. از این نظر و از منظری درون دینی اخلاق بخش جدایی ناپذیری از ادیان مختلف به حساب می‌آید. پس از شکل‌گیری تفکر فلسفی در بشر این دو موضوع مسائل متعددی را در مباحث فلسفی پدید آوردند. دیر زمانی است که موضوع رابطه این دو اندیشه بسیاری از متفکران این دو حوزه را به خود جلب کرده و دیدگاه‌های متفاوتی را نیز پدید آورده است.

در جهان اسلام این مسئله از نخستین و مهمترین مباحث کلامی‌ای بود که مطرح شد. وجود دیدگاه‌های مختلف در این حوزه از مباحث کلامی موجب پیدایش مبانی اخلاقی مختلقی نیز خواهد شد. اشاعره با تفسیر خاصی که از توحید و قدرت خداوند داشتند به انکار حسن و قبح ذاتی افعال روی آورند و در مقابل معتزله معتقد بودند که اگر حسن و قبح ذاتی افعال را انکار کنیم اصل عدالت خداوند ارزش و اهمیت خود را از دست می‌دهد.[1] در غرب نیز فیلسوفانی نظیر سقراط و ارسطو که در اخلاق عینی‌گرا بودند و ارزش‌های اخلاقی را اموری عینی می‌دانستند که عقل عهده‌دار کشف آن‌هاست و نه وضع و تقنیین در این باره، اخلاق را مستقل از دین به حساب می‌آوردند. لیکن پس از ظهور مسیحیت برخی از متکلمین مسیحی نظیر آگوستین، آنسلم و آبلارد از اخلاق مبتنی بر دین دفاع کردند.[2] البته بعدا آکوئیناس که از متنقذترین متکلمین مسیحی است با پذیرش حقوق طبیعی بر استقلال اخلاق از دین تاکید داشت. وی تلاش می‌کرد تا نظام اخلاقی یونانی را با اخلاق مسیحیت تطبیق دهد.[3]

در خصوص رابطه دین و اخلاق به طور کلی سه دیدگاه وجود دارد:‌ برخی قایل به تباین دین و اخلاقند، به این معنا که این دو هیچ ارتباط منطقی و هیچ حوزه و قلمرو مشترکی ندارند. عده‌ای نیز به اتحاد دین و اخلاق باور دارند که طرفداران این دیدگاه معتقدند اخلاق همان دین است و بدون دین نمی‌توان از اخلاق سخن گفت. دیدگاه رایج در این باره قایل به تعامل دین و اخلاق است.

میان اخلاق و دین می‌تواند مناسبات مختلفی برقرار باشد که عمده ترین آن‌ها عبارتند از:[4]‌

1- نیازمندی وجود شناختی اخلاق به دین: برخی از دیندارن گمان می‌کنند که دین هیچ نوع وابستگی به اخلاق ندارد و در واقع این اخلاق است که کاملا به دین وابسته است. از نظر آنان وابستگی دین به اخلاق موجب محدودیت خداوند است که از نظر دینی به شدت مورد انکار قرار می‌گیرد. در این صورت باید امر الهی را مرجع نهایی اخلاق دانست تا اقتدار مطلق خداوند محفوظ ماند. این دیدگاه تقریر‌های مختلفی دارد که یکی از آن‌ها که به نظریه امر الهی شناخته شده است. طرفداران نظریه امر الهی تعیین خوبی و بدی افعال و صفات را تنها به خواست و اراده خداوند نسبت می دهند. این دیدگاه مورد نقد عدلیه قرار گرفته است و از نظر آنان پیامدهای بسیاری را به همراه دارد که نمی‌توان آن را پذیرفت.

2- نیازمندی معرفت شناختی اخلاق به دین: این نوع نیازمندی بیانگر این است که اخلاق در مقام کشف ارزش‌های اخلاقی به دین نیازمند است. برخی از عدلیه که بر این باورند که به لحاظ وجودشناختی افعال و صفات به خودی خود و فی حد ذاته واجد خوبی و بدی بوده و حجیت آن‌ها نیز ذاتی است و از این جهت اخلاق به لحاظ وجود شناختی وابستگی‌ای به دین ندارد، اما به لحاظ معرفت شناختی برای شناخت دست کم بخش کثیری از ارزش‌های اخلاقی نیازمند به شریعت و دین هستیم. بر طبق این نظر که مورد ادعای غالب علمای شیعه است حسن و قبح افعال ذاتی است اما شناخت آنها عقلی و نقلی است. عقلی و نقلی بودن ارزش ها به این معناست که می‌توان از طریق عقل، کلی ترین و اصلی‌ترین ارزش‌ها را شناخت در حالی که ارزش‌های فرعی با توجه به فرامین الهی قابل شناخت‌اند. این گروه معتقدند که عقل و تجربه و روش های حسی، عقلی و تجربی در کشف همه خوبی ها و بدی‌ها دچار نارسایی‌های است که در بسیاری از موارد نیازمند یاری عامل متعالی‌تری به نام دین می‌باشد.

3- نیازمندی روانشناختی اخلاق به دین: گروهی بر این باورند که داوری‌های اخلاقی به خودی خود برانگیزاننده و محرک آدمی در جهت انجام فعل اخلاقی نیستند. مطابق این دیدگاه انگیزه لازم برای انجام عمل اخلاقی تنها از طریق باورهای دینی تامین می شود. از سویی دیگر افرادی نیز مخالف این دیدگاه بوده و معتقدند انگیزه دینی اساسا انگیزه‌ای اخلاقی نیست. امانوئل کانت از جمله فیلسوفان اخلاقی است که مخالف وابستگی روانشناختی اخلاق به دین است. وی اساس اخلاق را نه در طبیعت انسان و نه در فرامین الهی، بلکه در عقل عملی مطلق و کلی می‌جوید و فعلی از نظر او باارزش است که برای رعایت قانون اخلاقی انجام شود.[5] وی مدعی است که برای آنکه قانون اخلاقی کلی و ضروری باشد باید از انواع غایات، سود طلبی‌ها، عواطف، احساسات و لذت طلبی‌ها مستقل باشد.

باید خاطر نشان ساخت که انسان‌ها به لحاظ روحی و روانی و سعه وجودی در یک سطح قرار ندارند. برخی از چنان روح حقیقت طلبی‌ای برخوردارند که صرف شناخت حق، میل و انگیزه عمل در آن‌ها را نیز ایجاد می‌کند اما از آن جا که خیل عظیمی از انسان‌ها و یا حتی می‌توان گفت اغلب انسان‌ها علاوه بر شناخت حق بودن عملی، نیازمند آگاهی از فواید عمل بوده و نگاهی مصلحت جویانه و منفعت طلبانه نیز دارند، نیازمندی روانشناختی اخلاق به دین معنای مقبولی می‌یابد. از سوی دیگر مردم اغلب از لحاظ اخلاقی ضعف دارند به این معنا که کاری را که می‌دانند به لحاظ اخلاقی خوب است انجام نمی‌دهند و کار بد را که نمی‌خواهند مرتکب می شوند.[6] در این جاست که دین و باورهای دینی از هر دو جهت به کمک اخلاق می‌آیند.

4- وابستگی عقلانیت اخلاق به دین: مقصود از وابستگی عقلانیت اخلاق به دین این است که بدون پذیرش دین و اعتقادات دینی اخلاقی بودن کار نامعقولی است. بدون دین چه دلیلی بر خوب بودن وجود دارد و چرا باید کار خوب کرد؟ مدعیان وابستگی عقلانیت اخلاق به دین در حقیقت معتقدند که کارهای اخلاقی باید قابل توجیه عقلانی باشند و بدون اتکا به دین و اعتقادات دینی در باب زندگی پس از مرگ و پاداش و جزای اخروی نمی‌توان توجیه عقلانی درستی برای اخلاقی بودن به دست داد. در عین حال برخی معتقدند که بدون نیاز به دین و آموزه‌های دینی نیز می‌توان از داشتن نظامِ اخلاقی معقول سخن گفت. در این صورت پایبندی و التزام به دین شرط ضروری برخورداری از دیدگاهی اخلاقی نمی باشد و می‌توان از اخلاق سکولار نیز توجیه معقولی به دست داد. ریشه این مسئله را باید در استقلال اخلاق از دین در تعریف مفاهیم خود جستجو کرد.[7] بسیاری معتقدند که می‌توان مفاهیم اخلاقی خوب، بد، باید، نباید و ... را بدون نیاز به مفاهیم دینی تعریف و تحلیل کرد که در این صورت نیازی نیست تا خوب را به آنجه خداوند به آن فرمان می‌دهد و بد را به آن چه خداوند از آن نهی کرده است تعریف کرد.[8] همین مسئله مبنایی در بنای اخلاق بر اساس و پایه عقل گردیده است که در بسیاری از موارد از نسبیت اخلاقی نیز رهایی می‌یابد. این رویکرد به اخلاق در طول تاریخ، مکاتب اخلاقی عقلانی متعددی را نیز پدید آورده است.

5- نیازمندی غایت شناختی اخلاق به دین: یکی از اموری که در ارزش‌گذاری افعال اخلاقی نقش مهم و تعیین کننده‌ای دارد داشتن غایت و هدف اخلاقی ارزشمند است. هواداران اخلاق دینی معتقدند که هر چند می‌توان برای حیات فردی اهدافی را تعقیب کرد، اما بدون فرض خدا و دین نمی‌توانیم از غایتی جامع و فراگیر سخن گفت. بر طبق این دیدگاه دین در تعیین هدف ارزش‌های اخلاقی نقش اساسی دارد و در این زمینه می‌تواند خدمت ارزنده ای به اخلاق کند به طوری که اگر آموزه های دینی نباشند ارزش های اخلاقی غایت غالب و فراگیر نخواهند داشت. در غیر این صورت گرچه می‌توان اهداف انسانی مثل خدمت به دیگران را هدف و غایت اخلاقی قرار گیرد اما این غایت متناسب با انسانی که از روحی جاودان و ماندگار برخوردار است و مخلوق خداوند بوده و همواره در محضر اوست نمی‌باشد.

6- اخلاق و خداشناسی: در این بخش به وابستگی های دین به اخلاق پرداخته شده است که از جمله مسائل مطرح در این باره وابستگی دین به اخلاق در خداشناسی است. یکی از معروفترین دلایلی که متکلمین اسلامی بر ضرورت خداشناسی اقامه می کنند، دلیلی اخلاقی است که عبارت است از حکم اخلاقی عقل به وجوب شکر منعم. امروزه در کتب فلسفی دین از برهان اخلاقی به عنوان یکی از براهین خداشناسی یاد می‌شود.[9]

مقاله

نویسنده احمد دبيري

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

اشاره: «پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی ) مواد ۸۲۶ الی ۱۲۵۱)» عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و پایانی این مقاله را می‌خوانیم.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

موضوع فرمان صلح امام حسن (ع) و فرمان جهاد و شهادت امام حسین (ع) دو رویدادی است که به اقتضای زمان رخ داد و مشابه آن در زمان پیامبر (ص) وجود داشت، اما در هر دو مقطع تاریخ بسیاری از مسلمانان تقوا پیشه نکردند و از فرمان معصوم سرپیچی کردند.
چرایی وجوب حکومت اسلامی

چرایی وجوب حکومت اسلامی

بر اساس آموزه‌های قرآن، وجوب حکومت اسلامی الزامآور است تا بتواند احکام الهی را هم چون اقامه نماز، گرفتن زکات، اجرای قوانین قضایی و مانند آنها را اجرایی کند؛ زیرا هر گونه قضاوتخواهی از طاغوت حرام بوده و ولایت طاغوت باطل است و لازم است به جای طاغوت به ولایت غیر طاغوت تن داد که ولایت الهی است.(بقره، آیه 257؛ نساء، آیه 76)
چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

بسیاری نمی‌دانند که مثلاً چه زمانی باید به پزشکی قانونی مراجعه کرد و چه مدارکی را باید به همراه برد؟ آیا فرد می‌تواند رأساً برای گرفتن طول درمان یا هر موضوع دیگری که مراجعه به پزشکی قانونی را الزامی می‌کند، به مراکز مربوط مراجعه کند؟

پر بازدیدترین ها

قرار رد دعوی چیست و چه کاربردی دارد؟

قرار رد دعوی چیست و چه کاربردی دارد؟

قرار در لغت به‌معنای ثبات و استوار کردن است و با توجه به تعریفی که در ترمینولوژی حقوق آمده است به تصمیم دادگاه در امور ترافعی (اختلافی) که کلاً یا بعضاً قاطع خصومت نباشد، اطلاق می‌گردد و از سوی مقام قضایی در حین انجام تحقیقات و در موارد خاص در جریان محاکمه صادر می‌شود.
آشنایی با تفاوت‌های حقوقی مباشرت، معاونت و مشارکت در جرم

آشنایی با تفاوت‌های حقوقی مباشرت، معاونت و مشارکت در جرم

طبق ماده ۲ قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392، هر رفتاری اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است، جرم محسوب می‌شود.
قرار اناطه چیست و شرایط صدور آن چگونه است؟

قرار اناطه چیست و شرایط صدور آن چگونه است؟

تصمیم‌‌‌‌های دادگاه‌ها درخصوص پرونده‌های مطرح‌شده در آنها، به دو نوع «حکم» و «قرار» تقسیم می‌شوند.
شیطان جن است یا فرشته؟

شیطان جن است یا فرشته؟

شيطان جن است يا فرشته؟ اگر جن است، پس چرا در قرآن گفته شده است كه: "تمام فرشتگان سجده كردند جز شيطان" و اگر فرشته است، پس چرا در آيهای مشابه گفته شده كه تمام فرشتگان سجده كردند جز ابليس، كه از جنيان بود: "كان من الجن"؟!
فواید و برکات «بسم الله الرحمن الرحیم»

فواید و برکات «بسم الله الرحمن الرحیم»

عبارت «بسم اللّه الرحمن الرحیم» نخستین عبارت قرآن است که در اول سوره علق (اقرا) بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) نازل شد و در احادیث شیعی این عبارت سرآغاز قرآن معرفی شده است.
Powered by TayaCMS