دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سه رابطه میان نهاد دین و دولت

نویسنده در توجیه سخنرانى پیشین خود مبنى بر اینکه «دین افیون توده‌هاست‌»، ابتدا به تفکیک دین از قرائتهاى مختلف از دین پرداخته و اذعان دارد که حقیقت دین، یکى است
سه رابطه میان نهاد دین و دولت
سه رابطه میان نهاد دین و دولت

چکیده:

نویسنده در توجیه سخنرانى پیشین خود مبنى بر اینکه «دین افیون توده‌هاست‌»، ابتدا به تفکیک دین از قرائتهاى مختلف از دین پرداخته و اذعان دارد که حقیقت دین، یکى است; سپس به دو زوج مفهومى «دین و دولت‌» و «دین و سیاست‌» مى‌پردازد و بررسى رابطه دین و دولت را به معناى بررسى رابطه نهاد دین و نهاد دولت مى‌داند و بر استقلال نهادهاى دینى از دولت تاکید مى‌نماید. در آن سخنرانى که مورد بدفهمى قرار گرفت، تلاش بر این بود که میان دو برداشت از دین در ذهن نسل جوان و دانشجو تفکیک کنم. من معتقدم که دین در حقیقت‌خود یکى بیشتر نیست; اما در خارج و به لحاظ قرائتهاى مختلفى که پدید مى‌آید به صورتهاى مختلفى ظهور پیدا مى‌کند. اسلام یک حقیقت‌بیشتر نیست; اما در خارج مى‌بینیم که امام به اسلام ناب محمدى‌صلى الله علیه وآله وسلم و اسلام آمریکایى اشاره مى‌کنند. به طور کلى ما دو نوع دین داریم: یکى دین رهایى‌بخش که آمده انسانها را آزاد کند و پاسدار کرامت و حقوق انسانها باشد و در مقابل، دین دیگرى در طول تاریخ داشته‌ایم که توجیه‌گر بى‌عدالتى بوده است. جمله‌اى که از مارکس نقل کرده‌ام ناظر به این، کارکرد انحرافى دین در تاریخ است. اما مارکس آنچه را که ندیده است کارکرد رهایى‌بخش است. آنجا دیگر دین افیون نیست; بلکه عامل تعالى و آگاهى است و همین دین بود که جوانان را به سمت انقلاب کشانید. بنده به عنوان یک مسلمان نمى‌توانم چنین دینى را افیون توده‌ها بدانم.

در آن صحبت مطلب دیگرى که مورد تحریف قرار گرفت، بحث دین و سیاست‌بود. ما دو زوج مفهومى داریم: 1. دین و سیاست; 2. دین و دولت. وقتى به اولى اشاره مى‌کنیم، به دو قلمرو تئوریک نظر داریم. دین مجموعه‌اى است از جهان‌بینى، اصول، اعتقادات و گرایشها. سیاست نیز مجموعه جهت‌گیرى‌ها و برنامه‌هایى است که دولت اتخاذ مى‌کند. در اینجا اسلام به عنوان یک دین داراى عناصرى است که مستقیما به سیاست مرتبط مى‌شود. جدایى سیاست از دین، لائیسیسم است و من با آن مخالفم. اسلام و قرآن و سنت در رابطه با سیاست مایه‌هاى فراوانى دارد. اما وقتى صحبت از رابطه دین و دولت مى‌شود، مقصود نهاد دین و نهاد دولت است. نهاد دین در ایران عبارت است از حوزه‌هاى علمیه، روحانیت، مساجد، هیاتها و تکیه‌ها که این نهادها داراى کارکردهاى مستقیم و پنهان هستند. نهاد دین به این معنا، سه نوع رابطه مى‌تواند با نهاد دولت و قدرت داشته باشد: 1. جدایى کامل، به گونه‌اى که دین منحصر بشود به اصول شخصى و باطنى و آن‌جهانى; 2. ادغام کامل که معمولا به ادغام نهاد دین در دولت منتهى مى‌شود و از آنجا که دولت داراى قوه قهریه و اجبار است و از طرفى طالب همگون‌سازى جامعه است، نهاد دین آسیب‌پذیر مى‌گردد و انحراف دولت از مسیر عدالت و حقیقت، به نهاد دین نیز سرایت مى‌کند. این پدیده باعث مى‌شود که قرائتهاى مختلف از دین تحت عنوان «منحرف‌» سرکوب گردد و نهاد دین از حالت‌یک نهاد ناظر به یک نیروى توجیه‌کننده تبدیل گردد; در نتیجه مردم یا از دین رویگردان مى‌شوند و یا به ریاکارى، پنهان‌کارى و نفاق روى مى‌آورند. 3. شکل مطلوب و صحیح آن است که نهاد دین با استقلال خود بتواند تکثر و پویایى خود را حفظ کند و حکومت نیز حق ندارد قرائت‌خاصى از اسلام را به اجبار بر مردم تحمیل کند. نهادهاى دینى مانند سایر نهادهاى مدنى در حوزه «جامعه مدنى‌» ایفاى نقش مى‌کنند.

نقد و بررسى

طبیعتا این مطلب قابل قبول است که در جامعه اسلامى، تشکیلات و سازمان روحانیت و نیز سایر نهادهاى دینى الزاما تحت نظر حکومت نیست. این نهادها الزاما تحت‌سلطه حکومت ایجاد نمى‌شوند. مردم همان‌طور که در سایر فعالیتها دست‌به تاسیس نهاد مى‌زنند; فعالیتهاى مذهبى خود را نیز نهادینه مى‌کنند و ساختارهایى با کارکرد مذهبى در جامعه شکل مى‌گیرد. با وجود این، هرگاه تعیین مبناى عملکرد حکومت نیازمند پذیرش قرائت‌خاصى از دین باشد - با فرض پذیرش حکومت دینى به معناى حکومتى مبتنى بر دین - به طور طبیعى یک قرائت در حوزه دولت پذیرفته مى‌شود; کما اینکه سایر تصمیمات حکومت در حوزه سیاست، اقتصاد، دفاع و.. نیز همواره با بعضى از مبانى پذیرفته‌شده در آن حوزه‌ها سازگار است. در چنین جایى اصلا مساله مورد نظر را از حوزه دخالت دولت‌خارج مى‌کنیم و در حوزه خصوصى قرار مى‌دهیم و یا اینکه مى‌پذیریم دولت دست‌به انتخاب مبنا مى‌زند. البته فرایند انتخاب یک قرائت‌خاص را مى‌توان به گونه‌اى طراحى کرد که مانع از کارکرد فعال و مشارکتى نهادهاى دینى نباشد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

مطلب مکمل

کتاب سازمان‌های مردم نهاد

کتاب سازمان‌های مردم نهاد

هدف کلی این تحقیق استخراج راهکارهای ممکن در ایجاد و تقویت زمینه‌های لازم نظارت سازمان‌های غیر دولتی بر تبلیغ و ترویج پیام دینی است؛ اهداف فرعی این تحقیق عبارتنداز: ترسیم وضعیت موجود سازمان‌های غیر دولتی فعال در حوزه فرهنگی‌دینی، شناخت نوع رابطه دولت و سازمان‌های غیر دولتی فعال در حوزه فرهنگی دینی در نظارت بر تبلیغ و ترویج پیام های دینی، شناخت نوع رابطه سازمان‌های غیر دولتی در امر نظارت بر تبلیغ و ترویج پیام‌های دینی با یکدیگر، شناخت موانع موجود در نظارت سازمان‌های غیر دولتی بر تبلیغ و ترویج پیام‌های دینی است.

جدیدترین ها در این موضوع

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

اشاره: «پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی ) مواد ۸۲۶ الی ۱۲۵۱)» عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و پایانی این مقاله را می‌خوانیم.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

موضوع فرمان صلح امام حسن (ع) و فرمان جهاد و شهادت امام حسین (ع) دو رویدادی است که به اقتضای زمان رخ داد و مشابه آن در زمان پیامبر (ص) وجود داشت، اما در هر دو مقطع تاریخ بسیاری از مسلمانان تقوا پیشه نکردند و از فرمان معصوم سرپیچی کردند.
چرایی وجوب حکومت اسلامی

چرایی وجوب حکومت اسلامی

بر اساس آموزه‌های قرآن، وجوب حکومت اسلامی الزامآور است تا بتواند احکام الهی را هم چون اقامه نماز، گرفتن زکات، اجرای قوانین قضایی و مانند آنها را اجرایی کند؛ زیرا هر گونه قضاوتخواهی از طاغوت حرام بوده و ولایت طاغوت باطل است و لازم است به جای طاغوت به ولایت غیر طاغوت تن داد که ولایت الهی است.(بقره، آیه 257؛ نساء، آیه 76)
چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

بسیاری نمی‌دانند که مثلاً چه زمانی باید به پزشکی قانونی مراجعه کرد و چه مدارکی را باید به همراه برد؟ آیا فرد می‌تواند رأساً برای گرفتن طول درمان یا هر موضوع دیگری که مراجعه به پزشکی قانونی را الزامی می‌کند، به مراکز مربوط مراجعه کند؟
Powered by TayaCMS