دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

عدم جواز بی دينی به نفع دين

No image
عدم جواز بی دينی به نفع دين

برگرفته از: 1- سيری در سيره نبوی، ص 137 تا 140

پرسش:

آيا می توان از هر راهی برای دعوت مردم به ارزش های الهی و انسانی استفاده کرد؟

پاسخ:

داستانی است که در کتب حديث ما آمده است و حتی اهل تسنن هم نقل کرده اند. رسول اکرم(ص) پسری دارد از «ماريه قبطيه» به نام «ابراهيم بن رسول الله». اين پسر که مورد علاقه رسول اکرم(ص) است در هجده ماهگی از دنيا می رود. رسول گرامی(ص) که کانون عاطفه بود، قهراً متأثر می شود و حتی اشک می ريزد و می فرمايد: دل می سوزد و اشک می ريزد، ای ابراهيم! ما به خاطر تو محزونيم، ولی هرگز چيزی برخلاف رضای پروردگار نمی گوييم. تمام مسلمين، ناراحت و متأثر به خاطر اينکه غباری از حزن بر دل مبارک پيغمبر اکرم(ص) نشسته است. همان روز تصادفاً خورشيد مي گيرد و کسوف می شود. مسلمين شک نکردند که گرفتن خورشيد، هماهنگی عالم بالا بود به خاطر پيغمبر، يعنی خورشيد گرفت برای اينکه فرزند پيغمبر از دنيا رفته است.

اين مطلب در ميان مردم مدينه پيچيد و زن و مرد يک زبان شدند که ديدی! خورشيد به خاطر حزنی که عارض پيغمبر اکرم(ص) شد، گرفت، در حالی که پيغمبر به مردم نگفته «العياذبالله» که گرفتن خورشيد به خاطر اين بوده است. اين امر سبب شد که عقيده و ايمان مردم به پيغمبر اضافه شود و مردم هم در اين گونه مسايل بيش از اين فکر نمی کنند. ولی پيغمبر چه می کند؟ پيغمبر(ص) نمی خواهد از نقاط ضعف مردم برای هدايت مردم استفاده کند، می خواهد از نقاط قوت مردم استفاده کند. پيغمبر(ص) نمی خواهد از جهالت و نادانی مردم به نفع اسلام استفاده کند، می خواهد از علم و معرفت مردم استفاده بکند. پيغمبر(ص) نمی خواهد از ناآگاهی و غفلت مردم استفاده کند، می خواهد از بيداری مردم استفاده کند، چون قرآن کريم به او دستور داده: «با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشی که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن...» (نحل- 125)

پيامبر(ص) آمد بالای منبر و صحبت کرد و خاطر مردم را راحت کرد و گفت: اينکه خورشيد گرفت، به خاطر بچه من نبود. مردی که حتی از سکوتش سوءاستفاده نمی کند. اين جور بايد باشد، چرا؟

برای اينکه اولاً: اسلام احتياج به چنين چيزهايی ندارد. بگذار کسانی بروند از خواب های دروغ، از جعل ها و از اين جور سکوت ها استفاده کنند که دينشان منطق ندارد، برهان و دليل ندارد و آثار حقانيت دينشان روشن و نمايان نيست. اسلام نيازی به اين جور چيزها ندارد. ثانياً: همان کسی هم که از اين وسايل استفاده می کند، در نهايت امر اشتباه می کند. مثل معروف «همگان را هميشه نمی توان در جهالت نگاه داشت» يعنی بعضی از مردم را هميشه می شود در جهالت نگاه داشت، ولی همگان را برای هميشه نمی شود در جهالت نگه داشت. گذشته از اينکه خدا اجازه نمی دهد (و به عبارت ديگر) اگر اين اصل هم در کار نبود، پيغمبری که می خواهد دينش تا ابد باقی بماند، آيا نمی داند که صد سال ديگر، دويست سال ديگر، هزار سال ديگر مردم می آيند جور ديگری قضاوت می کنند؟! و بالاتر هم اينکه خدا به او اجازه نمی دهد. برای حق بايد از حق استفاده کرد.

معنی اين حرف اين است: اگر من بدانم چنانچه يک حرف ناحق و نادرست، يک دروغ، يک حديث ضعيف، يک حديثی که خودم می دانم دروغ است را برای شما بخوانم، همين امشب همه گنهکاران شما توبه می کنند و همه شما نماز شب خوان می شويد. (در عين حال) اسلام به من چنين کاری را اجازه نمی دهد. آيا اسلام اجازه می دهد ما دروغ بگوييم که مردم برای امام حسين(ع) اشک بريزند؟ آنکه می شنود نمی داند دروغ است. اشک ريختن برای امام حسين(ع) هم که شک ندارد، اجر و ثواب دارد. آيا اسلام اجازه می دهد؟ ابداً اسلام نيازی به اين دروغ ها ندارد. حق را با باطل آميختن، حق را از ميان می برد. وقتی انسان حق را ضميمه باطل کرد، حق ديگر نمی ايستد. خودش می رود. حق تاب اينکه همراه باطل باقی بماند را ندارد. يکی از راه هايی که از آن راه ضربه بر دين وارد شده است، از جنبه‌های مختلف، رعايت نکردن اين اصل است که ما همان طور که هدفمان بايد مقدس باشد، وسايلی هم که برای اين هدف مقدس استخدام می کنيم، بايد مقدس باشد. مثلاً ما نبايد دروغ بگوييم، نبايد غيبت کنيم، نبايد تهمت بزنيم، نه فقط برای خودمان نبايد دروغ بگوييم، به نفع دين هم نبايد دروغ بگوييم، يعنی به نفع دين هم نبايد بی دينی بکنيم، چون دروغ گفتن بی دينی است. به نفع دين دروغ گفتن، به نفع دين بی دينی کردن است. به نفع دين تهمت زدن، به نفع دين بی دينی کردن است. به نفع دين غيبت کردن، به نفع دين بی‌دينی کردن است. دين اجازه نمی دهد ولو به نفع خودش ما بی دينی کنيم.« ادع الي سبيل ربک بالحکمةً و الموعظةً الحسنةً» (1)

روزنامه كيهان، شماره 21548 به تاريخ 10/11/95، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

اشاره: «پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی ) مواد ۸۲۶ الی ۱۲۵۱)» عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و پایانی این مقاله را می‌خوانیم.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

موضوع فرمان صلح امام حسن (ع) و فرمان جهاد و شهادت امام حسین (ع) دو رویدادی است که به اقتضای زمان رخ داد و مشابه آن در زمان پیامبر (ص) وجود داشت، اما در هر دو مقطع تاریخ بسیاری از مسلمانان تقوا پیشه نکردند و از فرمان معصوم سرپیچی کردند.
چرایی وجوب حکومت اسلامی

چرایی وجوب حکومت اسلامی

بر اساس آموزه‌های قرآن، وجوب حکومت اسلامی الزامآور است تا بتواند احکام الهی را هم چون اقامه نماز، گرفتن زکات، اجرای قوانین قضایی و مانند آنها را اجرایی کند؛ زیرا هر گونه قضاوتخواهی از طاغوت حرام بوده و ولایت طاغوت باطل است و لازم است به جای طاغوت به ولایت غیر طاغوت تن داد که ولایت الهی است.(بقره، آیه 257؛ نساء، آیه 76)
چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

بسیاری نمی‌دانند که مثلاً چه زمانی باید به پزشکی قانونی مراجعه کرد و چه مدارکی را باید به همراه برد؟ آیا فرد می‌تواند رأساً برای گرفتن طول درمان یا هر موضوع دیگری که مراجعه به پزشکی قانونی را الزامی می‌کند، به مراکز مربوط مراجعه کند؟
Powered by TayaCMS