دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

مذمت بدمستی و سرخوشی در قرآن

از نظر قرآن، شادی مراتبی دارد که برخی از حالات هیجانی آن ممنوع است.
مذمت بدمستی و سرخوشی در قرآن
مذمت بدمستی و سرخوشی در قرآن

مذمت‌ بدمستی و سرخوشی در ‌قرآن

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: 26 اسفند ماه  1396

 از نظر قرآن، شادی مراتبی دارد که برخی از حالات هیجانی آن ممنوع است. از جمله این حالات، حالتی است که در قرآن از آن به «فرح» یاد می‌شود. فرح که در فارسی از آن به بدمستی و سرخوشی یاد می‌شود، حالتی هیجانی و افراطی در شادی است. شاید گفته شود که شادی و اندوه در دست انسان نیست و این عوامل بیرونی است که حالات هیجانی را موجب می‌شود؛ ولی باید دانست که می‌توان این عوامل را مدیریت کرد و به تعبیر اصولی و کلامی «الاضطرار بالاختیار لاینافی الاختیار؛ ضرورت و اجباری که با انتخاب اختیاری ایجاد می‌شود منافاتی با اختیار شخص ندارد». پس کسی که به اختیارخود با قرار گرفتن در پرتگاه سقوط، زمینه افتادن و مرگ خود را فراهم می‌آورد نمی‌تواند بگوید من بی‌اختیار افتادم.

کسانی که دچار بدمستی و سرخوشی می‌شوند، خودشان دنبال عوامل ایجادی آن رفته‌اند و سرخوشی و فرح آنان اختیاری است نه اضطراری.

خداوند در قرآن، از مردم می‌خواهد خود را از عوامل فرح و هیجانات آن حفظ کنند، چنانکه می‌فرماید: لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ؛ فرح مکنید! به راستی که خداوند فرحناکان را دوست نمی‌دارد. (قصص، آیه 76)

بر اساس آیات قرآن عواملی چون ثروت بی‌اندازه قارونی (همان)، داشته‌های موجود در گرایش‌های جناحی و احزاب: کل حزب بما لدیهم فرحون (مؤمنون، آیه 53؛ روم، آیه 32)، وارد شدن شکست و مصیبت به پیامبر(ص) و مؤمنان (توبه، آیه 50) و سرخوشی و بدمستی به سبب مادیات و داشته‌های مادی دنیوی (غافر، آیه 75؛ آل‌عمران، آیه 188) و مانند آنها موجب فرحناکی و بدمستی و سرخوشی در افراد می‌شود که امری مذموم و ناپسند است.

از نظر قرآن تنها یک مورد از مصادیق فرح و سرخوشی، مثبت است و آن نیز هیچ ارتباطی به دنیا ندارد، بلکه در ارتباط با اهل بهشت است. خداوند می‌فرماید: فرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ؛ به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است‏ سرخوش هستند و براى كسانى كه از پى ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته‏‌اند شادى مى كنند كه نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين مى ‏شوند. (آل‌عمران، آیه 170)

علت اینکه بدمستی و سرخوشی در بهشت مثبت است نه منفی، ممدوح است نه مذموم، به سبب آن است که هر چیزی که در دنیا ممنوع و منهی عنه است در بهشت مجاز و مباح است؛ زیرا بهشت جایی است که انسان به هر چه بخواهد و به آن میل داشته باشد می‌رسد. به هر حال، انسان باید مواظب باشد عواملی چون داشته‌های مادی دنیوی، انسان را فریب ندهد و گرفتار بدمستی و سرخوشی نکند؛ زیرا این حالت موجب گناهان می‌شود و قانون‏شکنی را به همراه دارد؛ بدمستان و سرخوشان اهل گناه و قانون‌شکنی و هنجارشکنی می‌شوند و در نتیجه شقاوت ابدی را برای خود رقم می‌زنند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

اشاره: «پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی ) مواد ۸۲۶ الی ۱۲۵۱)» عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و پایانی این مقاله را می‌خوانیم.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

موضوع فرمان صلح امام حسن (ع) و فرمان جهاد و شهادت امام حسین (ع) دو رویدادی است که به اقتضای زمان رخ داد و مشابه آن در زمان پیامبر (ص) وجود داشت، اما در هر دو مقطع تاریخ بسیاری از مسلمانان تقوا پیشه نکردند و از فرمان معصوم سرپیچی کردند.
چرایی وجوب حکومت اسلامی

چرایی وجوب حکومت اسلامی

بر اساس آموزه‌های قرآن، وجوب حکومت اسلامی الزامآور است تا بتواند احکام الهی را هم چون اقامه نماز، گرفتن زکات، اجرای قوانین قضایی و مانند آنها را اجرایی کند؛ زیرا هر گونه قضاوتخواهی از طاغوت حرام بوده و ولایت طاغوت باطل است و لازم است به جای طاغوت به ولایت غیر طاغوت تن داد که ولایت الهی است.(بقره، آیه 257؛ نساء، آیه 76)
چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

بسیاری نمی‌دانند که مثلاً چه زمانی باید به پزشکی قانونی مراجعه کرد و چه مدارکی را باید به همراه برد؟ آیا فرد می‌تواند رأساً برای گرفتن طول درمان یا هر موضوع دیگری که مراجعه به پزشکی قانونی را الزامی می‌کند، به مراکز مربوط مراجعه کند؟
Powered by TayaCMS