دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

معیار، خودت هستی...‌

در شرع مقدس اسلام برای معاشرت، مقررات و قوانینی به طور تفصیلی و موردی تعیین شده است.
معیار، خودت هستی...‌
معیار، خودت هستی...‌
نویسنده: جواد پوریا

در شرع مقدس اسلام برای معاشرت، مقررات و قوانینی به طور تفصیلی و موردی تعیین شده است. واجبات و مستحبات جزئی معاشرت با دیگران و همین طور در مقابلش، محرمات و مکروهات آن به بیانی مفصل در جای خود بیان گردیده است. ولی محور سخن هم اکنون ارائه معیاری کلی در برابر پرداختن به جزئیات است که آیا می‌توان معیاری کلی و جامع ارائه نمود تا در هر موقعیتی که پیش می‌آید و هر رفتاری که انجام می‌دهیم، آن را با این معیار بسنجیم و درست یا غلط بودن آن را تشخیص دهیم و با آن معیار، تمام اعمال خود را تصحیح نماییم. امیرالمومنین علی(ع) در این خصوص می‌فرمایند: «معیار خودت هستی» یعنی با هر کسی آن گونه رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند، یعنی خودت را به جای طرف مقابل بگذار و بگو اگر به جای او بودم دوست داشتم با من این گونه رفتار شود، پس من هم با او همان طور رفتار می‌کنم که دوست دارم با من رفتار کنند. اگر آدمی این میزان را در دست داشته باشد، بسیاری از مسائل و مشکلات معاشرتی وی حل می‌شود.

اگر همیشه و به طور دقیق به این معیار پایبند باشیم، هرگز به کسی ظلم نمی‌شود یعنی چون هرگز دوست ندارید کسی به شما ستم کند و به حق شما تجاوز روا دارد و آن را پایمال نماید، پس شما هم به کسی ستم نمی‌کنید. اگر چنین اندیشه‌ای در جامعه حاکم شود هرگز به کسی ظلم و ستم نمی‌شود و درصد قابل توجهی از مشکلات حل خواهد شد. حضرت علی(ع) می‌فرماید:

«احسن کما تحب ان یحسن الیک»

آنچه برای خودت دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار.

اگر دوست داری به تو خوبی کنند پس تو هم به دیگران خوبی کن. اگر چیزی مثل توهین و بی ادبی و مسخره نمودن و عیبجویی و بدزبانی به دیگران را زشت می‌دانی، پس در حق دیگران هم این اعمال را زشت بدان و از آنها اجتناب کن. چطور می‌پنداری که اگر دیگران به تو بی احترامی کنند کار زشتی را مرتکب شده‌اند، ولی اگر تو به دیگران بی احترامی نمایی زشت نیست؟ بنابراین واستقبح من نفسک ما تستقبح من غیرک؛ اگر رفتاری از رفتارهای دیگران را در حق خودت زشت می‌شماری انجام آن را در حق خود نیز زشت بشمار. و ارض من الناس لک ما ترضی به لهم منک؛ با آنها همان گونه رفتار کن که اگر آنها با تو رفتار می‌کردند می‌پسندیدی. اگر دوست داری آنها با تو به گونه‌ای رفتار کنند که خوشنود و راضی می‌شوی، اینک آنها هم از تو این توقع را دارند که به گونه‌ای رفتار کنی که آنها راضی می‌شوند. آنچه موجب رضایت تو از دیگران هست، همان را موجب رضایت دیگران از خود بدان. همان طور که دوست داری دیگران کاری بکنند که تو دوست داری و راضی می‌شوی پس تو هم کاری کن که دیگران از تو راضی باشند.‌

همان گونه که دوست ندارید به وسیله عمل دیگران به دردسر و گرفتاری مبتلا شوید، پس موجبات گرفتاری دیگران را نیز فراهم می‌سازید. مثلا در کیفیت ارتباط با دیگران و راهنمایی آنها و جواب سئوالاتشان اگر چیزی نمی دانید صاف و صریح بگویید: «نمی دانم». چگونه شما توقع دارید که اگر کسی چیزی را نمی‌داند، صریح و صاف بگوید:«نمی دانم». چگونه اگر با سخنان جاهلانه خود موجب گمراهی و دردسر شما شود ناراحت می‌شوید، دیگران هم وقتی چیزی را از تو می‌پرسند و نمی‌دانی، صاف و صریح بگو نمی‌دانم و هرگز دیگران را به زحمت نینداز. پس در مقام پاسخ به سئوالات دیگران، همان گونه رفتار کنید که انتظار دارید با شما آن گونه رفتار کنند.

مقاله

نویسنده جواد پوریا

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

اشاره: «پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی ) مواد ۸۲۶ الی ۱۲۵۱)» عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و پایانی این مقاله را می‌خوانیم.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

موضوع فرمان صلح امام حسن (ع) و فرمان جهاد و شهادت امام حسین (ع) دو رویدادی است که به اقتضای زمان رخ داد و مشابه آن در زمان پیامبر (ص) وجود داشت، اما در هر دو مقطع تاریخ بسیاری از مسلمانان تقوا پیشه نکردند و از فرمان معصوم سرپیچی کردند.
چرایی وجوب حکومت اسلامی

چرایی وجوب حکومت اسلامی

بر اساس آموزه‌های قرآن، وجوب حکومت اسلامی الزامآور است تا بتواند احکام الهی را هم چون اقامه نماز، گرفتن زکات، اجرای قوانین قضایی و مانند آنها را اجرایی کند؛ زیرا هر گونه قضاوتخواهی از طاغوت حرام بوده و ولایت طاغوت باطل است و لازم است به جای طاغوت به ولایت غیر طاغوت تن داد که ولایت الهی است.(بقره، آیه 257؛ نساء، آیه 76)
چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

بسیاری نمی‌دانند که مثلاً چه زمانی باید به پزشکی قانونی مراجعه کرد و چه مدارکی را باید به همراه برد؟ آیا فرد می‌تواند رأساً برای گرفتن طول درمان یا هر موضوع دیگری که مراجعه به پزشکی قانونی را الزامی می‌کند، به مراکز مربوط مراجعه کند؟
Powered by TayaCMS