دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

نماز؛ انس با خدا

در بحار جلد 69 صفحه 391 بابی دارد به نام جوامع للمکارم الاداب، در این باب آن خصوصیات خوب را که انسان باید داشته باشد و آدابی که برای آنها هست بیان فرموده است، روایات عجیبی در اینجا آورده است، عجیب از نظر آن مضامین و حقایقی که در این روایات هست.
نماز؛ انس با خدا
نماز؛ انس با خدا

نویسنده: جواد پوریا، (از مواعظ اخلاقی آیت الله محمد شجاعی)

در بحار جلد 69 صفحه 391 بابی دارد به نام جوامع للمکارم الاداب، در این باب آن خصوصیات خوب را که انسان باید داشته باشد و آدابی که برای آنها هست بیان فرموده است، روایات عجیبی در اینجا آورده است، عجیب از نظر آن مضامین و حقایقی که در این روایات هست. روایت 66 از محاسن البرقی نقل کرده با سند از امام صادق(ع): «قال الله تبارک و تعالی انما اقبل الصلوه لمن تواضع لعظمتی» خدا فرموده است که من نماز را قبول می‌کنم از کسی که در برابر عظمت من خاضع باشد.‌

در حقیقت در این روایت شرایطی که در قبول شدن نماز هست بیان فرموده است، البته تفسیر و شرح روایت و شرایطی را که در اینجا ذکر فرموده است بسیار طولانی است، اما در مجموع با همین ترجمه اجمالی می‌توانیم بفهمیم که شروط یا شرایط سنگینی برای قبول شدن نماز در پیشگاه خدای متعال است. اصلش این است که عبادت انسان قبول بشود و اگر قبول نشود چه فایده ای می‌تواند داشته باشد، اینکه انسان تکلیف را به صورت صوری انجام داده است؛ البته بی فایده کامل هم نیست؛ باز از مجموعه روایات و اشارات آیات استفاده می‌شود که کسی که نمازش قبول نشده با آنکه نماز نمی خواند یکی هم نیست، تکلیفی انجام داده باز یک چیزی است اما قبول شدن، مسئله دیگری است.

آنچه که انسان را به خدا نزدیک می‌کند، به جوار خدا راه می‌دهد، عملهای قبول شده است، نه هر عملی، هر عملی انسان را به خدا نزدیک نمی کند (این نکته‌ها خوب یادتان باشد) هر عملی انسان را به سوی خدا نمی برد، آن عملی که مقبول باشد انسان را به جوار خدا راه می‌دهد، به سوی خدا می‌برد. ببینید چقدر فرق می‌شود بین عملی که قبول شده و عملی که قبول نشده است، حقیقت بالاتر و عمیق تر از این است. عمل مقبول معنی اش این است که انسان را به سوی خدا می‌برد و عمل قبول می‌شود یعنی خود انسان مقبول حق می‌گردد و بنابراین قبول شدن عمل غیر از اینکه این معنی را دارد و انسان را به جوار خدا راه می‌دهد و انسان را به خدا نزدیک می‌گرداند و به سوی او می‌برد، غیر از این معنی، معنی عمیق تری هم دارد؛ یعنی عمل وقتی مقبول می‌شود، انسان را مقبول خدا می‌گرداند، آنچه را که خدا قبول می‌کند اصلش خود انسان است، خود بنده است، خدا باید خود انسان را بپذیرد، به جوارش راه بدهد و به زبان دیگر خدا که انسان را به جوار خودش راه بدهد از طریق قبول شدن عمل‌های انسان است.‌

شما وقتی به حال خودتان هستید بالطبع انجذاب و کشش روح شما، انس روح شما با کیست؟ با چه آرام می‌شود؟ به سوی چه چیز میل دارد؟ این از خصوصیات روحی است، بالاخره هر کسی با چیزی، چیزهایی آرامش دارد، با آنها مانوس است، به سوی آنها انجذاب دارد، با آنها خوش است، به این می‌گویند انـس. بین عرفا و اهل معرفت اسمش انس است. هر کسی با چیزهایی مانوس است منتهی در محاسبه خوب دقت کنید، شما خودتان را فریب ندهید که بگویید ما مانوس با خدا هستیم؛ اگر خواستید بدانید با چه چیزهایی انس دارید، نماز را میزان قرار دهید. گفته اند که نماز میزان است فراموش نکنید، برای خیلی چیزها یا می‌شود گفت برای ارزیابی همه حقیقت ها، برای یک مومن و بنده خدا، میزان نماز است.

مقاله

نویسنده جواد پوریا، (از مواعظ اخلاقی آیت الله محمد شجاعی)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

اشاره: «پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی ) مواد ۸۲۶ الی ۱۲۵۱)» عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و پایانی این مقاله را می‌خوانیم.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

موضوع فرمان صلح امام حسن (ع) و فرمان جهاد و شهادت امام حسین (ع) دو رویدادی است که به اقتضای زمان رخ داد و مشابه آن در زمان پیامبر (ص) وجود داشت، اما در هر دو مقطع تاریخ بسیاری از مسلمانان تقوا پیشه نکردند و از فرمان معصوم سرپیچی کردند.
چرایی وجوب حکومت اسلامی

چرایی وجوب حکومت اسلامی

بر اساس آموزه‌های قرآن، وجوب حکومت اسلامی الزامآور است تا بتواند احکام الهی را هم چون اقامه نماز، گرفتن زکات، اجرای قوانین قضایی و مانند آنها را اجرایی کند؛ زیرا هر گونه قضاوتخواهی از طاغوت حرام بوده و ولایت طاغوت باطل است و لازم است به جای طاغوت به ولایت غیر طاغوت تن داد که ولایت الهی است.(بقره، آیه 257؛ نساء، آیه 76)
چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

بسیاری نمی‌دانند که مثلاً چه زمانی باید به پزشکی قانونی مراجعه کرد و چه مدارکی را باید به همراه برد؟ آیا فرد می‌تواند رأساً برای گرفتن طول درمان یا هر موضوع دیگری که مراجعه به پزشکی قانونی را الزامی می‌کند، به مراکز مربوط مراجعه کند؟
Powered by TayaCMS