دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

پیروزی در جهاد اصغر و اکبر

وآنها که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند ، قطعا به راههای خود هدایتشان خواهیم کرد. (برگرفته ازمبادی اخلاق در قرآن: آیت الله جوادی آملی)
پیروزی در جهاد اصغر و اکبر
پیروزی در جهاد اصغر و اکبر

قال الله تعالی: الَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا…

(سوره عنکبوت، آیه 69)

وآنها که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند ، قطعا به راههای خود هدایتشان خواهیم کرد.

توضیح

پیروزی در جهاد اصغر و اکبر

لزوم مبارزه، بهره‌مندی از نصرت خدا و امدادهای غیبی و یا شکست و حرمان از امدادهای غیبی الهی هیچ یک مخصوص جهاد اصغر نیست، بلکه شامل هر دو جهاد است. پس، این که ذات اقدس اِله می‌فرماید: وَلَینصُرَنَّ الله مَن یَنصُره[1] یا إن تَنْصُروا الله یَنْصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدامَکُم[2] اختصاصی به جنگ بیرون ندارد. چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام پس از دستور ریاضت و جهاد با نفس به آیه دوم استناد می‌کند: «أسهروا عیونکم وأضمروا بطونکم واستعملوا أقدامکم وأنفقوا أموالکم وخذوا من أجسادکم فجودوا بها علی أنفسکم ولا تبخلوا بها عنها فقد قال الله سبحانه: إن تنصروا الله ینصرکم ویثبّت أقدامکم[3]. در مسائل درون نیز، گاهی انسان در مسائل فکری، بین دو فکر و در امور گرایشی، بین دو خواهش سرگردان می‌شود.

انسان همان گونه که در بخش اندیشه، باید حق را از باطل و صدق را از کذب جدا کند، در بخش گرایش هم باید خواهشهای صحیح را از خواهشهای باطل تفکیک کند. گاهی دو فکر متفاوت در دو انسان وجود دارد؛ ولی گاهی دو فکر و رأی، در یک شخص ظهور می‌کند و شخص واحد، مردّد بین دو اندیشه می‌شود. در این میدان وسیع، اگر هدف انسان این باشد که حق را بفهمد و در این هدف، تیره و تاریک نباشد، ذات اقدس اله او را راهنمایی می‌کند تا «رشد» را از «غی» باز شناسد و به مرحله: قَدْ تَبَیَّنَ الرّشد من الغَی[4]4 برسد و به حیات طیّبه‌ای که بر اثر داشتن بیّنه حاصل می‌شود، دست یابد: لِیَهلکَ مَنْ هَلکَ عَنْ بیّنة ویحیی مَنْ حَی عَنْ بَیّنَةٍ[5]؛ زیرا آیاتی مانند: إنْ‌تَنْصُروا الله یَنْصُرْکُم وَیُثَبِّتْ أقْدَامَکُم[6]، وَلَیَنْصُرَنَّ اللهُ مَنْ یَنْصُره[7] و الَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا[8] در میدان جهاد اکبر هم ظهور دارد.

مرحله دیگر در جهاد اکبر این است: هنگامی‌که خواهشهای نفسانی جلو گرایشهای حق را می‌گیرد، باید انسان با آنها مبارزه کند؛ زیرا همه آیات، و روایاتی که درباره جهاد و پیروزی حق بر باطل وارد شده، شامل این مرحله نیز می‌شود.

در این صورت، انسان وارد مبارزه فکری در درون خود می‌شود تا حق را بر باطل پیروز کند. آنگاه خدای سبحان بر اساس بَلْ نَقْذِفُ بالحقّ عَلَی الباطل فَیَدْمغُه فإذا هُوَ زاهِق[9] حق را بر سر باطل کوبیده، و آن را مغزکوب می‌کند. پس، اگر کسی بین دو اندیشه مردّد باشد، در صورتی که هدفش تشخیص صحیح حق بوده و در تعقیب این هدف مخلص باشد، در تشخیص مطلوب، مصیب خواهد بود.

    منبع :برگرفته از تفسیرموضوعی قرآن کریم – مبادی اخلاق در قرآن –تالیف : آیت الله جوادی آملی ج 11/صص 75-76
    پی نوشت:
  • [1]. سوره حج، آیه 40.
  • [2]. سوره محمّد ص، آیه 7.
  • [3].نهج‌البلاغه، خطبه 183، بند 20.
  • [4]. سوره بقره، آیه 256.
  • [5] . سوره انفال، آیه 42.
  • [6].سوره محمّد ص، آیه 7.
  • [7].سوره حج، آیه 40.
  • [8] .سوره عنکبوت، آیه 69.
  •  .[9] سوره انبیاء، آیه 18.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی بخش سوم و پایانی

اشاره: «پیشنهاد اصلاح و حذف موادی از قانون مدنی ) مواد ۸۲۶ الی ۱۲۵۱)» عنوان مقاله‌ای است که بخش دوم آن در شماره قبلی صفحه حقوقی اطلاعات چاپ شد. بخش سوم و پایانی این مقاله را می‌خوانیم.
چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

چرا امام رضا(ع) در طوس مدفون است؟

اوضاع کشورهای اسلامی در عهد مأمون بسیار آشفته و نگران کننده بود و شکلگیری نهضت علویان که عکسالعمل سختگیریهای خلفای عباسی به خصوص هارونالرشید بود، مأمون را به فکر و چارهاندیشی واداشت تا با دست زدن به اقدامات تازه جنبش به وجود آمده را به آرامش و سکون مبدل کند.
چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

چرا امام‌حسن(ع) فرمان صلح و امام‌حسین(ع) فرمان جهاد دادند؟

موضوع فرمان صلح امام حسن (ع) و فرمان جهاد و شهادت امام حسین (ع) دو رویدادی است که به اقتضای زمان رخ داد و مشابه آن در زمان پیامبر (ص) وجود داشت، اما در هر دو مقطع تاریخ بسیاری از مسلمانان تقوا پیشه نکردند و از فرمان معصوم سرپیچی کردند.
چرایی وجوب حکومت اسلامی

چرایی وجوب حکومت اسلامی

بر اساس آموزه‌های قرآن، وجوب حکومت اسلامی الزامآور است تا بتواند احکام الهی را هم چون اقامه نماز، گرفتن زکات، اجرای قوانین قضایی و مانند آنها را اجرایی کند؛ زیرا هر گونه قضاوتخواهی از طاغوت حرام بوده و ولایت طاغوت باطل است و لازم است به جای طاغوت به ولایت غیر طاغوت تن داد که ولایت الهی است.(بقره، آیه 257؛ نساء، آیه 76)
چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

چه مواقعی مراجعه به پزشکی قانونی الزامی است؟

بسیاری نمی‌دانند که مثلاً چه زمانی باید به پزشکی قانونی مراجعه کرد و چه مدارکی را باید به همراه برد؟ آیا فرد می‌تواند رأساً برای گرفتن طول درمان یا هر موضوع دیگری که مراجعه به پزشکی قانونی را الزامی می‌کند، به مراکز مربوط مراجعه کند؟
Powered by TayaCMS