دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

چاپلوسی در آیات و روایات اسلامی

در متن ذیل تعدادی از روایاتی که از معصومین علیهم السلام در مورد چاپلوسی بیان شده است آورده شده.
No image
چاپلوسی در آیات و روایات اسلامی

روایات

بحارالانوار

باب النهی عن المدح و الرضا به :

1- لی، [الأمالی للصدوق] فِی مَنَاهِی النَّبِیِّ صلی الله علیه وآله أَنَّهُ نَهَى عَنِ الْمَدْحِ وَ قَالَ احْثُوا فِی وُجُوهِ الْمَدَّاحِینَ التُّرَابَ .[1]

رسول خدا صلى الله علیه و آله از مدح نهی کرد و فرمود كه به صورت مدح گویان خاك بپاشیم.

2- فس، [تفسیر القمی] رُوِیَ فِی تَفْسِیرِ قَوْلِهِ تَعَالَى لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ أَنَّهُ إِنْ جَاءَكَ رَجُلٌ وَ قَالَ فِیكَ مَا لَیْسَ فِیكَ مِنَ الْخَیْرِ وَ الثَّنَاءِ وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ فَلَا تَقْبَلْهُ مِنْهُ وَ كَذِّبْهُ فَقَدْ ظَلَمَكَ .[2]

در تفسیر آیه شریفه لا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ آمده اگر كسى آمد و در باره تو سخنانى گفت كه در تو وجود نداشت از او قبول نكن و وى را تكذیب نما زیرا او با آن سخنان ناروا بر تو ظلم كرده است.

3- الدُّرَّةُ الْبَاهِرَةُ، قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الثَّالِثُ علیه السلام لِرَجُلٍ وَ قَدْ أَكْثَرَ مِنْ إِفْرَاطِ الثَّنَاءِ عَلَیْهِ أَقْبِلْ عَلَى شَأْنِكَ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْمَلَقِ یَهْجُمُ عَلَى الظِّنَّةِ وَ إِذَا حَلَلْتَ مِنْ أَخِیكَ فِی مَحَلِّ الثِّقَةِ فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلَى حُسْنِ النِّیَّةِ.[3]

امام هادى علیه السلام ـ به فردى كه در مدح و ستایش آن حضرت افراط بسیار كرد ـ فرمود : مواظب باش!زیرا زیادى مدح و ستایش، باعث بدگمانى مى شود و چون مورد اعتماد برادرت قرار گرفتى، از تملّق دست بردار و حسن نیّت داشته باش.

4- نهج، [نهج البلاغة] مَدَحَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: قَوْمٌ فِی وَجْهِهِ فَقَالَ اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَعْلَمُ بِی مِنْ نَفْسِی وَ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِی مِنْهُمْ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا خَیْراً مِمَّا یَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لَنَا مَا لَا یَعْلَمُونَ .[4]

امام على علیه السلام ـ هنگامى كه عده اى در حضور امام او را ستودند ـ گفت : خدایا! تو مرا بهتر از خودم مى شناسى و من خود را بهتر از آنان مى شناسم. خدایا! ما را بهتر از آن چیزى قرار ده كه آنان گمان مى كنند و آنچه را هم كه درباره ما نمى دانند بر ما ببخشاى.

5- وَ قَالَ علیه السلام: الثَّنَاءُ بِأَكْثَرَ مِنَ الِاسْتِحْقَاقِ مَلَقٌ وَ التَّقْصِیرُ عَنِ الِاسْتِحْقَاقِ عِیٌّ أَوْ حَسَدٌ .[5]

امام على علیه السلام : ستودن بیش از استحقاق [كسى ]چاپلوسى است و ستودن كمتر از استحقاق، [ناشى از ]ناتوانى در سخن یا حسادت است.

6- وَ قَالَ علیه السلام: رُبَّ مَفْتُونٍ بِحُسْنِ الْقَوْلِ فِیهِ .[6]

امام على علیه السلام : بسا افرادى كه بر اثر ستایش مردم از آنان، به فتنه درافتاده اند.

7- عِدَّةُ الدَّاعِی قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: الْفَقْرُ خَیْرٌ لِلْمُؤْمِنِ مِنْ حَسَدِ الْجِیرَانِ وَ جَوْرِ السُّلْطَانِ وَ تَمَلُّقِ الْإِخْوَانِ .[7]

امام على علیه السلام : فقر برای مؤمن بهتر از حسادت همسایگان ، ستم حكمران و چاپلوسىِ دوستان است .


[1] . بحارالأنوار ، ج 70 ، ص 294

[2] . همان

[3] . همان

[4] . همان

[5] . همان

[6] . همان

[7] . همان ، ج 69 ، ص 54

منبع:پژوهه تبلیغ

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

سیاست و اخلاق از جمله موضوعاتی است که فصل خاصی از تاملات فکری و پژوهشهای فلسفی ارسطو را به خود اختصاص داده است.
سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال کننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد.
No image

فلسفه تاریخ نزد متفکران ایران و اسلام

از جمله دانش‌هایی که در پرتو ظهور اسلام نمو یافت و واجد شکوفایی افزون شد، دانش تاریخ و به تبع آن فن تاریخ نگاری بود. آنچه روشن است مورخان مسلمان که البته بیشترین آنان ایرانی بودند با وجود بهره گرفتن از فرهنگ‌های مختلف، در تاریخ نگاری به گونه‌ای بنیانگذار و پیشتاز بوده‌اند. اما براستی مسلمانان در تاریخ چه دیدند که چنین بدان روی آوردند؟
Powered by TayaCMS