دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

یهودای اسخریوطی Judas Iscariot

یهودای اسخریوطی Judas Iscariot
یهودای اسخریوطی Judas Iscariot

كلمات كليدي : يهودا، يهوداي اسخريوطي، انجيل يهودا، مصلوب شدن عيسي، حواريون

نویسنده : محمد ضياء توحيدي

حضرت مسیح در طول زندگی زمینی خود و پس از آشکار کردن رسالت خویش، دوازده نفر را به عنوان یار و یاور خویش برگزید تا او را در امر رسالت یاری کنند.

یکی از این دوازده نفر، شخصی است به نام یهودای اسخریوطی که البته به اعتقاد مسیحیان (که مستند به عهد جدید است) نهایتا خیانت ورزیده و حضرت عیسی را به یهودیان تسلیم کرد.

باید دانست که در عهد جدید مطالب زیادی را در مورد یهودای اسخریوطی نمی‌توان یافت.

مطالبی که در مورد یهودا وجود دارد را در دو شکل می‌توان بررسی کرد. بخش اول، مطالبی کلی است که در مورد حواریون مسیح آمده است که یهودا را نیز در بر می‌گیرد.

بخش دیگر، مطالبی است (هر چند اندک) که در خصوص خود یهودا ذکر شده است.

نام و لقب وی

نام وی، نامی عبری است و لقب اسخریوطی (Iscariot) نیز برگرفته از کلمه‌ای عبری است که به معنی "اهل قِریوت[1]" است. "قِریوت" نام شهری در سرزمین جنوبی یهودا است که نام آن تحت عنوان "قریوت حصرون" در کتاب یوشع 15: 25 ذکر شده است.[2]

برخی نیز احتمال داده‌اند که عنوان اسخریوطی برگرفته از کلمه لاتین sicarius به معنی قاتل یا آدم‌کش باشد. بعض دیگر، این کلمه را منسوب به سیکاری[3] که از گروه‌های یهودی تندرو بوده‌اند دانسته‌اند.[4]

یهودا؛ یکی از حواریون مسیح و دارای قدرت الهی

در این مسأله که یهودای اسخریوطی یکی از حواریون حضرت عیسی بوده است، تردیدی وجود ندارد و در انجیلها نام وی به وضوح در زمره‌ی حواریون مسیح ذکر شده است.[5]

بر همین اساس، مطالبی که به طور کلی در مورد حواریون آمده است شامل او نیز می‌گردد. آنگونه که از انجیل‌ها بر می‌آید، حضرت عیسی حواریون خود را طلبیده، ایشان را بر ارواح پلید قدرت می‌دهد تا بتوانند این ارواح را بدن انسان‌ها بیرون کنند. همچنین آنان قدرت می‌یابند تا هر گونه بیماری و دردی را شفا دهند.[6]

او به عنوان حواری حضرت عیسی به همراه سایر شاگردان آن جناب در راه تبلیغ دین و گسترش تعالیم مسیح تلاش کرده و به مسافرتهای تبلیغی نیز می‌رفت.[7]

پیش‌گویی خیانت یهودا توسط حضرت مسیح

انجیلها روایت می‌کنند که آن حضرت، اندکی پیش از آنکه دستگیر شود، خبر از خیانت یهودا داده بود:

«چون وقت شام رسید با آن دوازده بنشست. و وقتی که ایشان غذا می‌خوردند، اوگفت: "هرآینه به شما می‌گویم که یکی از شما مراتسلیم می‌کند". پس بغایت غمگین شده، هریک از ایشان به وی سخن آغاز کردند که "خداوندا آیا من آنم؟" او در جواب گفت: "آنکه دست با من در قاب فرو برد، همان کس مرا تسلیم نماید. هرآینه پسر انسان به همانطور که درباره او مکتوب است رحلت می‌کند. لیکن وای بر آنکسی که پسر انسان بدست او تسلیم شود. آن شخص را بهتر بودی که تولد نیافتی". و یهودا که تسلیم‌کننده وی بود، به جواب گفت: ای استاد آیا من آنم؟ به وی گفت: "تو خود گفتی"».[8]

در انجیل یوحنا، این داستان با اندکی تفاوت نقل می‌شود[9]:

«... چون عیسی این را گفت، در روح مضطرب گشت و شهادت داده، گفت: "آمین آمین به شما می‌گویم که یکی از شما مرا تسلیم خواهد کرد". پس شاگردان به یکدیگر نگاه می‌کردند و حیران می‌بودند که این را درباره‌ی که می‌گوید. و یکی از شاگردان او بود که به سینه عیسی تکیه می‌زد و عیسی او را محبت می‌نمود؛ شمعون پطرس بدو اشاره کرد که بپرسد درباره‌ی که، این را گفت. پس او در آغوش عیسی افتاده، بدوگفت: "خداوندا کدام است؟. عیسی جواب داد: "آن است که من لقمه را فرو برده، بدو می‌دهم".پس لقمه را فرو برده، به یهودای اسخریوطی پسر شمعون داد. بعد از لقمه، شیطان در او داخل گشت».[10]

یهودای خائن

طبق گزارشهای موجود، یهودا مسئول نگه‌داری اموال و دارای حواریون بود و همین مسأله سبب به وجود آمدن روحیه‌ی طمع‌ورزی در وی گردید.[11]

زمانی که دریافت سران یهود به دنبال حضرت عیسی هستند اما نمی‌توانند به او دست پیدا کنند، پیش آنها رفته، اظهار داشت که حاضر است عیسی را به آنها تسلیم کند.

رهبران یهودی نیز از این گفته خشنود شدند و به او وعده‌ی پاداش دادند. او نیز آنان را به باغی که حضرت عیسی در آن قرار داشت راهنمایی کرد:

«و هنوز سخن می‌گفت که ناگاه یهودا که یکی از آن دوازده بود با جمعی کثیر با شمشیرها و چوبها از جانب روساء کهنه و مشایخ قوم آمدند. و تسلیم‌کننده او بدیشان نشانی داده، گفته بود: هر‌که را بوسه زنم، همان است. او رامحکم بگیرید. در ساعت نزد عیسی آمده، گفت: "سلام یا سیدی" و او را بوسید. عیسی وی را گفت: ای رفیق، از بهر ‌چه آمدی؟ آنگاه پیش آمده، دست بر عیسی انداخته، او را گرفتند».[12]

پشیمان شدن یهودا و خودکشی وی

در مورد مرگ یهودا و چگونگی آن، دو و بلکه سه نقل قول وجود دارد.

در انجیل متی (27: 5) نقل شده است که او خود را حلق آویز کرد:

«در آن هنگام، چون یهودا تسلیم‌کننده او دید که بر او فتوا دادند، پشیمان شده، سی پاره نقره را به روسای کهنه و مشایخ رد کرده، گفت: "گناه کردم که خون بیگناهی را تسلیم نمودم". گفتند: "ما را چه، خود دانی". پس آن نقره را در هیکل انداخته، روانه شد و رفته خود را خفه نمود. اما روسای کهنه نقره را برداشته، گفتند: انداختن این در بیت‌المال جایز نیست زیرا خونبها است. پس شورا نموده، به آن مبلغ، مزرعه کوزه‌گر را بجهت مقبره غرباء خریدند».[13]

این در حالی است که در کتاب اعمال رسولان آمده است که او به روی در افتاده،‌ از میان پاره شد و تمام امعایش بیرون ریخت:

«ای برادران، می‌بایست آن نوشته تمام شود که روح‌القدس از زبان داود پیش گفت درباره یهودا که راهنما شد برای آنانی که عیسی را گرفتند. که او با ما محسوب شده، نصیبی در این خدمت یافت. پس او از اجرت ظلم خود، زمینی خریده، به روی درافتاده، از میان پاره شد و تمامی امعایش ریخته گشت»[14].[15]

همچنین از پاپیاس که در اوایل قرن دوم میلادی می‌زیسته است نقل شده که می‌گوید: «بدن یهودا باد کرد و آنچنان بزرگ شد که از جایی که یک ارابه به راحتی می‌توانست رد شود، نمی‌توانست عبور کند و بلکه حتی سر او نیز نمی‌توانست از چنین جایی رد شود».

البته شاید بتوان گفت که گزارش پاپیاس با نقل کتاب اعمال رسولان مطابقت دارد زیرا می‌گوید شکم او پاره شد و می‌توان این گزارش را با باد کردن بدن وی تطبیق داد.![16]

یهودای اسخریوطی در سایر منابع

در دیگر منابع اولیه‌ی مسیحی، مطالب چندانی را در مورد وی نمی‌توان یافت اما در این میان، دو نکته قابل توجه است:

یهودا در کودکی، شیطان داشت!

اولین نکته آن است که در یکی از اناجیل اپوکریفایی[17] که به انجیل طفولیت عربی (یا انجیل قیافا)[18] معروف گردیده، آمده است که حضرت عیسی در دوران طفولیت خویش، کودکی را که شیطان در وجود او رخنه کرده بود شفا بخشید و شیطان را از بدن او بیرون راند. این کودک همان کسی بود که بعدها حواری او گردید و نهایتا به آن حضرت خیانت ورزید.[19]

مصلوب شدن یهودا به جای حضرت مسیح!

بر اساس گزارشهای تاریخی، برخی از مسیحیان اولیه بر این باور بوده‌اند که حضرت مسیح مصلوب نشده است. آنها اظهار می‌داشته‌اند که یهودای اسخریوطی و یا شمعون قیروانی به جای آن حضرت مصلوب گردیده است.[20]

انجیل یهودای اسخریوطی

یکی از اناجیل اپوکریفایی به یهودای اسخریوطی منسوب است. یکی از قدیمی‌ترین و مهمترین گزارش‌ها در مورد این انجیل را می‌توان در نوشتجات ایرنئوس یافت. او اظهار می‌دارد که گنوسی‌ها از انجیلی که نام یهودای خائن را بر خود دارد (با عنوان Judae euangelium) استفاده می‌کنند.[21]

این انجیل به تاریخی پیش از سال 180 میلادی باز می‌گردد چرا که ایرنئوس از آن نام برده است و بنابر این مطمئنا می‌بایست پیش از این تاریخ، نگاشته شده باشد. تاریخ نگارش آن را می‌توان بین سالهای 130 تا 170 میلادی تخمین زد. در مورد نگارنده یا نگارندگان این کتاب، مطلبی قطعی در دست نیست اما گفته می‌شود که این کتاب توسط کاینایت‌ها[22] نگاشته شده است؛ گروهی که طبق گزارش ایرنئوس، از فرقه‌های گنوسی بوده‌اند.[23]

در مورد محتوای این انجیل، برخی با استناد به عقاید این گروه معتقدند که در این انجیل، راز تسلیم‌کردن (تسلیم کردن عیسی توسط یهودا) که یکی از عقاید این گروه بوده است تبیین شده است. بر اساس این اعتقاد، یهودا با تسلیم‌کردن حضرت عیسی، زمینه را برای نجات بشریت فراهم آورد و به عبارت دیگر او نقشه‌ی شیطان نقش بر آب کرد زیرا شیطان می‌خواست با ممانعت از مصلوب شدن مسیح، راه را بر رستگاری بندگان ببندد.[24]

مقاله

نویسنده محمد ضياء توحيدي
جایگاه در درختواره ادیان ابراهیمی - مسیحیت

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

تقلید معقول با شعور شهروندی تعارضی ندارد-قسمت اول

پرسش‌های بنیادین انسان درباره جهان هستی و چگونگی تفسیر آن، تاریخی به درازای اندیشه بشری دارد.
رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

رابطه اخلاق و سیاست در نظریه ارسطو

سیاست و اخلاق از جمله موضوعاتی است که فصل خاصی از تاملات فکری و پژوهشهای فلسفی ارسطو را به خود اختصاص داده است.
سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

سیاست اخلاقی و اخلاق سیاسی

در اندیشه امام علی (ع)، «دولت» به معنای نهاد دارنده و اِعمال کننده قدرت برای تحقق غایت نهایی است و معاصی ای چون سلطه و برتری جویی در آن راه ندارد.
No image

فلسفه تاریخ نزد متفکران ایران و اسلام

از جمله دانش‌هایی که در پرتو ظهور اسلام نمو یافت و واجد شکوفایی افزون شد، دانش تاریخ و به تبع آن فن تاریخ نگاری بود. آنچه روشن است مورخان مسلمان که البته بیشترین آنان ایرانی بودند با وجود بهره گرفتن از فرهنگ‌های مختلف، در تاریخ نگاری به گونه‌ای بنیانگذار و پیشتاز بوده‌اند. اما براستی مسلمانان در تاریخ چه دیدند که چنین بدان روی آوردند؟

پر بازدیدترین ها

No image

پیشرفت علمی (Scientific progress)

کار نظریه پیشرفت علمی فقط این نیست که به تشریح و توصیف نمونه‌ها و الگوهایی بپردازد که علم به واقع از آنها پیروی کرده است، بلکه باید ارزش‌ها یا اهدافی را مشخص سازد که بتوانیم آنها را به عنوان شاخص‌هایی برای تعیین "علم خوب" به کار گیریم. علاوه بر این، به سبب همین پیشرفت علمی است که جامعه‌ی علمی به کار خویش افتخار می‌ورزد و خود را نمونه‌ی بی‌رقیب عقلانیت نهادینه شده می‌داند.
فلسفه چیست؟

فلسفه چیست؟

فلسفه حوزه‌ای از دانش بشری است که به پرسش و پاسخ درباره مسائل بسیار کلی و جایگاه انسان در آن می‌پردازد؛ مثلاً این که آیا جهان و ترکیب و فرآیندهای آن به طور کامل مادی است؟
فلسفه علم

فلسفه علم

فلسفه علم یا فلسفه علوم شاخه‌ای ست از فلسفه که به مطالعه تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفه علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد.
قدرت اندیشه

قدرت اندیشه

تمام اطرافمان از اشیا و چیدن آنها تا نحوه ساختار ذهنی خود ما از اندیشه فلاسفه است.
تاریخ وفلسفه تاریخ

تاریخ وفلسفه تاریخ

تاریخ موجودیتی آفاقی / برون ذات (objective) که مستقل از انسان باشد ندارد.
Powered by TayaCMS