دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

سبك زندگی اسلامی از منظر امام حسين(ع)

No image
سبك زندگی اسلامی از منظر امام حسين(ع)

نويسنده: مصطفی حق جو

پيروي از امامان معصوم(ع) نيازمند شناخت فلسفه و سبک زندگي اسلامي از منظر آنان است. نويسنده در اين مطلب با مراجعه به آموزه هاي امام حسين(ع) فلسفه و سبک زندگي اسلامي را از منظر ايشان تبيين کرده است.

شناخت خداوند و عبادت او

از نظر امام حسين(ع) مهم ترين امر در زندگي، شناخت خداوند و دانستن مسئوليت انسان در برابر خداوند است؛ اگر کسي خدا را نشناسد به طور طبيعي فلسفه درستي از زندگي نخواهد داشت؛ زيرا اين شناخت است که معنا و مفهوم زندگي و سبک آن را دگرگون مي سازد. از همين رو ايشان مي فرمايد: «اي مردم! خداوند بندگان را آفريد تا او را بشناسند، وقتي که او را شناختند، پرستش کنند و آنگاه که او را پرستيدند، از پرستش غير او بي نياز شوند.» (بحارالانوار، ج5 ص 312 ح 1)

از نظر ايشان کسي که خدا را شناخت مي داند که بايد بنده او باشد نه بنده ديگري و هر چيزي را که مي خواهد از آن خالق و رب و مالک و غني بخواهد که حکيمانه عمل مي کند و به هر چيزي عالم و آگاه است و هيچ بخل و عجزي ندارد. اين گونه است که نه تنها فلسفه زندگي اش تغيير مي يابد، بلکه سبک زندگي اش نيز به طور کامل تغيير کرده و ديگر براي هر کار و چيز و خواسته اي در خانه ديگري نمي رود و هر چيزي را تنها از خدا مي خواهد و تنها در برابر يک خدا و ارباب، زانو مي زند و درخواست مي کند و برده و بنده ديگران نمي شود.

از نظر آن حضرت(ع) خدا همه هستي را پر کرده و چون صمد است ديگر جايي را براي ديگري خالي نگذاشته است. پس همه هستي جلوه اي از خداوند است. کسي که چنين خدايي را يافت، ديگر نيازي به کسي و چيزي ندارد؛ چنان که اگر کسي به چنين خدايي دست نيافت، هيچ چيز را به دست نياورده است و تمام تلاش هايش بيهوده خواهد بود و هرگز به آرامش نمي رسد. بنابراين، اگر بخواهيم داراترين و ثروتمندترين شخص را در ميان انسان ها معرفي کنيم، کسي است که خداوند را در همه جا مي يابد و به يافتن حقيقي خداوند دست يافته است. چنين کسي ديگر از غير بي نياز مي شود و ديگر نيازي به کس و چيزي جز خداوند نخواهد داشت. از اين رو امام حسين(ع) مي فرمايد: «ماذا وجد من فقدک و ما الذي فقد من وجدک؟» «پروردگارا! آن که تو را نيافت، چه يافت و آن که تو را يافت، چه از دست داد؟» (بحارالانوار، ج 95 ص 226 ح 3)

البته غفلت از خدا و مراقب بودن او و نيز غفلت از گناه خويشتن عامل سقوط است و انسان بايد مراقب باشد و خودش را به حساب کشد تا خطاي خويش را جبران کند و گرفتار غفلت دائمي نشود. امام حسين(ع) فرموده است: «اياک ان تکون ممن يخاف علي العباد من ذنوبهم و يامن العقوبه من ذنبه»؛ «مبادا از کساني باشي که از گناه ديگران بيمناکند و از کيفر گناه خود آسوده خاطرند.» (تحف العقول، ص 273)

پس با درک چنين خدايي، ديگر از روز خوف و طمع خدايش را عبادت نمي کند؛ زيرا مي داند که خداوند بي هيچ منت و عجز و بخل و مانند آن، او را آفريده و اين همه نعمت هاي گوناگون به وي بخشيده است. پس عاشق چنين خدايي مي شود و دوست مي دارد شاکرانه و عاشقانه با او باشد و او را عبادت کند. اين گونه است که سبک عبادت وي با سبک عبادت ديگراني که خداوند را اين گونه نشناخته اند فرق مي کند. امام حسين(ع) تفاوت و درجات شناخت آدمي را در سبک زندگي از جمله سبک عبادت انسانها معرفي مي کند و مي فرمايد: «گروهي خدا را از روي ميل به بهشت عبادت مي کنند، که اين عبادت تجارت کنندگان است و گروهي خدا را از ترس دوزخ مي پرستند و اين عبادت بردگان است، و گروهي خدا را به سبب شايستگي مي پرستند، و اين عبادت آزادگان است که برترين عبادت است.» (تحف العقول، ص 279 ح 4)

اگر کسي بتواند به چنين مرتبه اي از شناخت برسد که خداوند را عاشقانه عبادت کند، به طور طبيعي حق عبادت را چنان که بايد به جا مي آورد و به طور طبيعي نيز از پاداش عبادت حقيقي خداوند برخوردار خواهد شد. امام حسين(ع) در اين باره مي فرمايد: «من عبدالله حق عبادته اتاه الله فوق امانيه و کفايته؛ هر کس حق معبوديت خدا را به جا آورد، خداوند بيش از حد انتظار و کفايتش به او عطا مي کند.» (بحارالانوار، ج 68 ص 184 ح 44)

از نظر امام حسين(ع) کسي که به جاي خدا ديگري را جايگزين مي کند، زيانکارترين شخص است؛ ايشان مي فرمايد: «لقد خاب من رضي دونک بدلا؛ هر کس به غير تو دل ببندد، زيان کرده است.» (بحارالانوار، ج 95 ص 216 ح 3)

وقتي همه هستي خواسته و ناخواسته ستايشگران خداوند هستند، از غفلت و جهالت و سفاهت انسان است که از تسبيح و ستايش خداوند باز ايستد. امام حسين(ع) فرمود: «ما خلق الله من شيء الاو له تسبيح يحمد به ربه؛ خداوند هيچ موجودي را نيافريد، جز آنکه براي او تسبيحي قرارداد تا با آن خدا را ستايش کند.» (بحارالانوار، ج 61 ص 29 ح8)

شناخت درست از خداوند موجب مي شود که رفتار فردي و اجتماعي انسان تحت تاثير آن قرار گيرد. به عنوان نمونه اگر انسان بداند که اعمال انساني به خداوند عرضه مي شود، مي کوشد تا پيش از آنکه عرضه شود خودش به حساب و کتابش رسيدگي کند و مراقب اعمال خويش باشد. امام حسين(ع) فرموده است: «ان اعمال هذه الامه ما من صباح الاو تعرض علي الله عزّ و جل؛ همانا اعمال امت، هر بامدادان بر خداوند عرضه مي شود». (بحار الانوار، ج70 ص353 ح54)

همچنين اگر بداند بايد همواره رضايت خداوند را جلب کند تا از خشم و غضب خداوندي در امان باشد، به جاي رضايت خلق و معصيت خالق به رضايت خالق مي انديشد هرچند خلقي را معصيت کند و طبق دستور والدين مشرک خويش يا مسئولان و رهبران طاغي خود عمل نمي کند و تنها رضايت خداوند را مي جويد. امام حسين(ع) در اين زمينه جلب رضايت مردم با نارضايتي خداوند را نادرست دانسته و فرموده است: «من طلب رضي الناس بسخط الله و کله الله الي الناس؛ کسي که براي جلب رضايت مردم، موجب غضب خدا شود، خداوند او را به مردم وا مي گذارد». (بحارالانوار، ج75 ص126 ح8)

شناخت، دوستی و اطاعت اهل بيت(ع)

پس از شناخت و عبادت و بندگي خداوند، بايد نسبت به اهل بيت(ع) شناخت يافت؛ زيرا اهل بيت(ع) واسطه شناخت حقيقي مردم با خداوند و آموزگاران تعليم و تزکيه هستند. (بقره، آيات 129 و 151؛ آل عمران، آيه164؛ جمعه، آيه2) براساس روايات بسيار و متواتر، اهل بيت(ع) معلمان ملائکه نيز هستند. از امام حسين(ع) پرسيده شد: قبل از اينکه خداوند عزَ و جلَ آدم(ع) را خلق کند، شما چه چيزي بوديد؟ فرمود: ما شبح هايي از نور بوديم که بر گرد عرض خدا مي چرخيديم و به ملائکه درس تسبيح و توحيد و ستايش خدا را مي آموختيم». (بحارالانوار، ج57 ص311 ح1)

شناخت جايگاه حقيقي اهل بيت(ع)، به ما کمک مي کند تا نحوه رابطه خود با ايشان را در زندگي تنظيم کرده و به آنان از دريچه و زاويه ديگري نگاه کنيم. وقتي بدانيم که مثلاً اهل بيت(ع) اهل سرّ خدا هستند، به طور طبيعي خواسته هاي ما از آنان نيز رنگ ديگر مي يابد.

امام حسين(ع) درباره مقام و منزلت اهل بيت(ع) در پيشگاه خداوند فرموده است: «ما کساني هستيم که علم قرآن و بيان آنچه در آن است، نزد ماست و آنچه در نزد ماست نزد هيچ يک از آفريدگان خدا نيست، زيرا ما محرم راز خدائيم.» (بحارالانوار، ج44 ص184 ح11)

انسان همان طوري که با شناخت خداوند، به مقام عشق و محبت خداوند مي رسد و زندگي اش رنگ و بويي ديگر مي يابد، همچنين شناخت اهل بيت(ع) چنين خاصيتي دارد. البته اين محبت سبب ريزش گناهان نيز مي شود، چنانکه امام حسين(ع) فرموده است: محبت ما اهل بيت سبب ريزش گناهان است، چنانکه باد، برگ درختان را مي ريزد.» (حياه الامام الحسين، ج1 ص156)

از آيات قرآن همانند آيه 59 سوره نساء و آيات 3 و 55 و 67 سوره مائده و 21 و 33 سوره احزاب و حتي آيات 22 و 23 سوره آل عمران و مانند آنها مي توان دريافت که اهل بيت(ع) به سبب عصمت و مقام اولواالامري و مانند آنها واجب الاطاعه هستند.

از نظر قرآن نشست و برخاست با افراد، شخص را همانند آنها مي کند (نساء، آيه 140) و علاقه و محبت به کسي يا چيزي به معناي انجام آن عمل است. از اين رو امام حسين(ع) دوستي اهل بيت(ع) را به معناي همانند دانسته و مي فرمايد: «من احبنا کان منا اهل البيت؛ کسي که ما را دوست بدارد، از ما هل بيت است». (نزهه الناظر و تنبيه الخاطر، ص85 ح19)

براساس همين ملاک است که سلمان از اهل بيت(ع) شمرده مي شود و پيامبر(ص) مي فرمايد: «سلمان منا اهل البيت». اصولاً کسي که کسي را دوست مي دارد از او اطاعت مي کنند و به يک همانندي مي رسد. (آل عمران، آيات 22 و 23)

ويژگی شيعه از نظر امام حسين(ع)

البته امام حسين(ع) براي شيعيان که فراتر از محبان هستند و همه هستي خود را به گونه اي تنظيم مي کنند که فلسفه و سبک زندگي شان مطابق فلسفه و سبک زندگي امامان معصوم(ع) باشد، ويژگي هايي را بيان مي کند که توجه به آنها مهم است. ازنظر ايشان بايد شيعيان تهيدستي و کشته شدن را بپذيرند؛ زيرا اهل بيت(ع) همواره با چنين حالتي زيسته و در نهايت با شمشير و زهر کشته شده اند. امام صادق(ع) مي فرمايد: ما منا الامقتول او مسموم؛ از ما اهل بيت(ع) کسي جز کشته يا مسموم نشده است.

امام حسين(ع) به شيعيان هشدار داده و به آنان مي فرمايد: «به خدا سوگند، فقر و قتل به سوي دوستان ما، از حرکت اسبان تيزپا و جريان سيل در مسيرش، سريع تر است». (بحار الانوار، ج 64 ص 249 ح 85)

البته فقر و تنگدستي هميشه بد نيست؛ زيرا برخي از اين امور آموزنده است و موعظه گر دايمي بشر است تا او خودش را گم نکند. امام حسين(ع) درباره اثر تنگدستي، بيماري و مرگ در سبک زندگي انسان و جلوگيري از تکبر و ايجاد تواضع مي فرمايد: «لولاثلاثهًْ ما وضع ابن آدم راسه لشيء الفقر و المرض و الموت؛ اگر سه چيز نبود، آدمي سرش را در برابر هيچ چيز فرود نمي آورد؛ تنگدستي، بيماري و مرگ». (نزههًْ الناظر و تنبيه الخاطر، ص 85 ح 4)

اصولاً پذيرش و قبول معاد در آخرت و حساب و کتاب آن موجب مي شود تا انسان رفتار خويش را اصلاح کند. اينکه مرگ همواره هشدار مي دهد خيلي مهم است و انسان را از سفاهت و بي خردي دور مي کند. امام حسين(ع) اثر خردمندي و يقين به مرگ را در خراب دنيا و آباد کردن آخرت دانسته و مي فرمايد: «اگر مردم خردمند مي شدند و مرگ را باور مي داشتند، دنيا ويران مي شد». (احقاق الحق، ج 11 ص 592)

از ديگر ويژگي هاي شيعيان آن حضرت(ع) تقوا، به ويژه در برخي از امور اجتماعي و اقتصادي است. ايشان مي فرمايد که شيعيان از خيانت و مکر و نيرنگ به دور هستند. امام حسين(ع) فرمود: «شيعه ما کسي است که دلش از هرگونه خيانت و نيرنگ و مکري پاک است.» (بحار الانوار، ج 65 ص 156 ح 10)

اخلاق فردی و اجتماعی شيعه امام حسين(ع)

پس از شناخت خدا و اهل بيت(ع) مهم ترين اصول زندگي از نظر امام حسين(ع) مسائل اخلاقي است. يکي از ويژگي هاي اخلاقي که امام حسين(ع) بر آن تاکيد دارد؛ خوش خلقي و سکوت تفکري است.

ايشان مي فرمايد: «الخلق الحسن عباده و الصمت زين؛» «خوش خويي، عبادت است و سکوت، زينت.» (تاريخ اليعقوبي، ج 2 ص 264)

امام حسين(ع) نسبت به سکوت متفکرانه تاکيد دارد و از هرگونه سخن کاهنده ارزش و اعتبار پرهيز مي دهد و مي فرمايد: «لاتقولوا بالسنتکم ما ينقص عن قدرکم؛ «چيزي که از ارزشتان بکاهد، بر زبان جاري نکنيد». (جلاء العيون، ج 2 ص 205)

از نظر امام حسين(ع) اخلاق اجتماعي مانند صله رحم همان طوري که آثاري در حيات انسان به جا مي گذارد و موجب افزايش عواطف و احساسات و برکت در زندگي و مال مي شود، تاخير در مرگ و افزايش روزي را نيز موجب مي گردد.

امام حسين(ع) در اين باره فرموده است: «من سره ا ن ينسا في اجله و يزاد في رزقه فليصل رحمه؛ کسي که دوست دارد اجلش به تاخير افتد و روزي اش افزايش يابد، صله رحم به جا آورد». (بحارالانوار، ج 71 ص 91 ح5)

از ديگر اخلاق مهم انسان در مقام احسان و اکرام، گذشت در حال قدرت است که امام حسين(ع) به آن توجه مي دهد و مي فرمايد: «ان اعفي الناس من عفا عن قدرهًْ؛ باگذشت ترين مردم کسي است که با وجود قدرت، گذشت کند». (بحارالانوار، ج 75 ص 121 ح 4)

همچنين شيعه اهل بيت(ع) در برطرف کردن گرفتاري مومن کوشا و جدي است. امام حسين(ع) فرموده است: «هر که گرفتاري مومني را برطرف کند، خداوند گرفتاري هاي دنيا و آخرتش را برطرف مي کند». (بحارالانوار، ج 75 ص 122 ح 5)

انسان مؤمن وقتي آخرت و رضايت خداوند را اصل قرار مي دهد، در دنيا و سبک زندگي اش هرگز در برابر ظلم و ظالم و معصيت خداوند سر تعظيم فرود نمي آورد و ذلت را نمي پذيرد. از اين رو از منظر امام حسين(ع) مرگ با عزت و زندگي با ذلت برتر خواهد بود. ايشان مي فرمايد: «موت في عز خير من حياه في ذل؛ «مرگ با عزت برتر از زندگي با ذلت است». (بحارالانوار، ج 44 ص 192 ح4)

از ديگر خصوصيات اخلاقي مومن آن است که ميان گفتار و عملش همساني است. امام حسين(ع) فرموده است: «ان الکريم اذا تکلم بلکام، ينبغي ان يصدقه بالفعل؛ بزرگوار کسي است که گفتارش با عملش يکي باشد». (مستدرک الوسائل، ج 7 ص 193 ح 6)

اما کسي که زبان و رفتارش دوگانه است و ناهمساني در آن نمودار است در حقيقت منافقي است که لباس ايمان و اسلام بر خود پوشيده است. البته شناخت منافقان سخت است ولي همواره نشانه هايي است که مي توان با آن منافقان را شناخت؛ چنانکه از نظر امام حسين(ع) دشمني با علي(ع) نشانه نفاق است و از اين طريق مي توان مومنان را از منافقان باز شناخت ايشان مي فرمايد: «ما در عهد رسول خدا(ص) منافقان را نمي شناختيم، جز از طريق دشمني آنها با علي و اولادش». (عيون اخبار الرضا، ج 2 ص 72 ص 305)

آدمي در رفتار اجتماعي نبايد خودش را در موقعيتي اندازد که گناهي را مرتکب شود که ناچار به عذرخواهي شود. انسان مومن از گناه و خطا پرهيز مي کند تا مجبور به پوزش نشود. وقتي انسان برخي از کارها را با برخي ديگر مي سنجد مي بيند که بهتر است برخي از مشکلات را بپذيرد ولي خودش مرتکب گناهي نشود که نيازمند عذر و پوزش باشد. امام حسين(ع) مي فرمايد: «رب ذنب احسن من الاعتذار منه؛ «چه بسا کارهايي با پيامد بد، نيکوتر از پوزش باشد». (بحار الانوار، ج 57 ص 128 ح 11)

از جمله رفتارهاي زشت اجتماعي غيبت است که آثار سوء دنيوي و اخروي دارد. از نظر امام حسين(ع) اثر غيبت در آخرت آن است که شخص غيبت کننده خورش سگ هاي دوزخ مي شود. امام حسين(ع) فرموده است: «کف عن الغيبهًْ فانها ادام کلاب النار؛ «از غيبت بپرهيز، که خورش سگ هاي دوزخ است». (بحارالانوار، ج 75 ص 117 ح 2)

البته وظيفه هر مومن در عمل اجتماعي آن است که به معروف امر و از منکر نهي کند. از اين رو، مي فرمايد: «سزاوار نيست که مومن، گناهکاري را ببيند و او را از گناه باز ندارد». (کنز العمال، ج 3 ص 85 ح 5614)

آن حضرت(ع) در همين راه حتي جانش را داد.

انسان بايد موعظه گر خود و ديگران باشد و هرگز موعظه را ناديده نگيرد. از نظر امام حسين(ع) خير در پذيرش موعظه است و بهترين کس آن است که پنج چيز را داشته باشد تا برترين خيرها را نصيب خود بگرداند. آن حضرت فرموده است: «پنج چيز است که در هر کسي نباشد، خير زيادي در او نيست. عقل، دين، ادب، حيا و خوش خويي». (حياهًْ الامام الحسين(ع)، ج 1 ص 181)

روزنامه كيهان، شماره 21192 به تاريخ 5/8/94، صفحه 8 (معارف)

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

اصحاب اعراف

No image

مرگ

No image

میزان

No image

مرگ ناگهانی

No image

مرگ دنیوی

Powered by TayaCMS