دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آسمان

No image
آسمان

كلمات كليدي : آسمان، ارض، نجوم، جوّ زمين، سمو

نویسنده : حجت الله جعفري

برابر عربی واژۀ آسمان، «سماء» است که از ریشه سُمُوّ، سُمی و یا سَمو گرفته شده است[1] و در لغت به معنای «فوق و بالای هر چیزی»[2]‌، «رفعت و بلندی»[3] و «چیزی بالای چیز دیگر و محیط بر آن»[4] می‌باشد.

در قرآن کریم به آسمان از دو جهت اشاره شده است. آسمان مادی و آسمان معنوی؛

1- آسمان مادی:

قشر هوای متراکمی (جوّ زمین) که دور تا دور کره زمین را پوشانده و

طبق نظریه دانشمندان ضخامت آن چند کیلومتر است.[5]

«وَجَعَلنا السّماءَ سَقفاًً مَحفُوظاً»[6]

«ما آسمان را سقف محکم و محفوظی قرار دادیم»

2- آسمان معنوی:

جایگاه و معبد فرشتگان، محل صدور احکام و اوامر الهی و الواح و

مقررات است و نامه‌های اعمال به آنجا می‌رود.[7]

«...اِلَیه یَصعَدُ اِلَیکُمُ الطََََُّیَََََّّّب والعَمَلُ الصََََّالِحُ یَرفَعُه»[8]

«سخنان پاکیزه به سوی او صعود می‌کند و عمل صالح را بالا می‌برد»

روشن است که اعمال صالح و پاکیزه نیستند که به سوی این آسمان بالا روند. بلکه به سوی مقام قرب خدا پیش می‌روند و عظمت و رفعت معنوی می‌یابند. بنابراین نتیجه می‌گیریم که آسمان در این گونه موارد، اشاره به این آسمان حسی و مادی نیست.[9]

عظمت آسمان در قرآن

در قرآن و روایات آسمان دارای جایگاه بلند و با اهمیتی است. خداوند در آیاتی چند به آسمان سوگند یاد می‌کند که این سوگند به سبب شرافت و نورانیت آن است.

«وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الحُبُک»

«قسم به آسمان که دارای چنین و شکنهای زیباست»[10]

خداوند در چند آیه، بر عظمت و شگفتی آفرینش آسمانها تصریح کرده و آن را از آفرینش انسان (با تمام پیچیدگی) دشوارتر دانسته است.

«لَخَلقُ السّمَوَاتِ وَالاَرض أَکبَرُ مِن خَلقِ النََّاسِ»[11]

«آفرینش آسمانها و زمین از آفرینش انسانها مهمتر است»

بشر تاکنون درباره بزرگی و عظمت آسمان‌ها بسیار تحقیق و تفحص کرده و کتابهای فراوانی نوشته، ولی با این وجود علم او در این زمینه بسیار اندک است. برای بیان عظمت آسمانها می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:

آفرینش آغازین آسمانها، وسعت و گسترش آنها، شمار ستارگان که با چشم عادی، هفت هزار و با تلسکوپ قوی، دو هزار میلیون و پس از کشف کهکشان‌ها ده‌هزار میلیارد گفته شده است. فاصله آنان با یکدیگر که سال نوری مقیاس اندازه‌گیری آن است، وزن و حجم هر یک و وجود نیروی جاذبه که هر کدام را در مدار معینی نگه داشته و نظم دقیق در حرکت آنها.[12]

واژه آسمان در قرآن

واژه آسمان در قرآن به معانی متعددی به کار رفته و یا به مصادیق گوناگون اطلاق شده است؛

1. آسمان به معنی جهت بالا[13]

2. آسمان به معنی جوّ اطراف زمین

3. آسمان به معنای کرات آسمانی[14]

4. آسمان به معنای مقام قرب و حضور الهی[15]

در قرآن، برای آسمان ویژگیهای گوناگونی ذکر شده؛

1- سقف محفوظ:

«وَجَعَلنَا السّمَاءَ سَقفَاً مَحفُوظَاً»

یکی از ویژگیهای آسمان این است که همچون سقفی بلورین، اطراف ما را احاطه کرده است. به قدری محکم و مقاوم است که از یک سد پولادین که چندین متر ضخامت داشته باشد نیز محکمتر است! که اگر این نبود، زمین دائماً در معرض رگبار سنگهای پراکنده آسمانی قرار می گرفت.[16]

2- سقف مرفوع (برافراشته):

«وَالسََّقفُ المَرفُوعِ»[17]

«و سقف برافراشته»

منظور از برافراشتن آسمان جدا ساختن آن از زمین است؛ به گونه‌ای که با نور افشانی، رعد و برق و ریزش باران بر زمین تسلط دارد.[18] تعبیر به سقف از آن رو است که ستارگان و کرات، چنان سراسر آسمان را پوشانده‌اند که به سقفی می‌مانند، همچنین ممکن است به جوّ اطراف زمین اشاره باشد که مانند سقفی محکم آن را فرا گرفته از آسیب شهاب سنگها حفظ می‌کند.[19]

3- تسبیح کننده:

آسمان‌ها همانند دیگر موجودات عالم، حمد و تسبیح خدا را می‌گویند « تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ »[20]

«آسمانهای هفتگانه و زمین و کسانی که در آنها هستند همه او را تسبیح می‌گویند»

4- مطیع خداوند:

قرآن، با صراحت، فرمان‌برداری آسمان و زمین در مقابل اوامر الهی را بیان می‌کند:

« فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ اِئْتِیَا طَوْعًا أَوْ کَرْهًا قَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ »[21]

«به آن (آسمان) و به زمین دستور داد: ْبه وجود آیند (و شکل گیرید)، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه! آنها گفتند: ما از روی طاعت می‌آییم و شکل می‌گیریم»

آسمان یکی از موضوعاتی است که آیات فراوانی در قرآن (120 بار به صورت مفرد، 190 بار به صورت جمع)[22] در رابطه با آن آمده است که بحث از همه آیات در این مختصر نمی‌گنجد و سزاوار است برای مطالعه بیشتر به تفاسیر و کتابهایی که در رابطه با قرآن و کیهان شناسی و اعجاز علمی قرآن نوشته شده مراجعه شود.

مقاله

نویسنده حجت الله جعفري
جایگاه در درختواره تفسیر قرآن
جایگاه در درختواره علوم قرآن و حدیث - قرآن پژوهی - هستی شناسی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS