دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آشنایی با اولیای دم یا صاحبان حق گذشت

در اصطلاح اولیای دم همان ورثه مقتولند که حق قصاص و عفو جانی را در اختیار دارند مگر شوهر یا زن که در قصاص و عفو، اختیاری ندارند.
آشنایی با اولیای دم یا صاحبان حق گذشت
آشنایی با اولیای دم یا صاحبان حق گذشت

دانستنی‌های حقوقی؛

آشنایی با اولیای دم یا صاحبان حق گذشت

سایت تابناک

تاریخ انتشار: 20 اردیبهشت ماه 1397

در اصطلاح اولیای دم همان ورثه مقتولند که حق قصاص و عفو جانی را در اختیار دارند مگر شوهر یا زن که در قصاص و عفو، اختیاری ندارند.حق قصاص و عفو از آن، به استناد آیه 33 سوره اسرا (و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا؛ کسی که مظلوم کشته شود برای ولی او سلطه قرار دادیم)؛ به ولی دم یا اولیای دم مقتول واگذار شده است.

اولیای دم همان ورثه مقتول هستند، به جز همسر او که حق قصاص ندارد. بنابراین، هر کسی که هنگام فوت مقتول از وی ارث می‌برد، دارای حق قصاص خواهد بود. این قاعده کلی یک استثنا دارد و آن زن یا شوهر مقتول است که هر چند از مقتول ارث می‌برد، اما جزو اولیای دم محسوب نمی‌شود. البته اگر حق قصاص، به هر علت، به دیه تبدیل یا به مال یا حقی مصالحه شود، همسر مقتول نیز از آن ارث خواهد برد. بنابراین، اگر اولیای دم در مقابل گرفتن مالی گذشت کنند، زن و شوهر هم از آن مال ارث خواهند برد.

به گزارش «تابناک»؛ در فرضی که بعضی از اولیای دم خواهان قصاص و عده‌ای خواهان دیه باشند، همسر مقتول از سهم دیه کسانی که خواهان دیه هستند، ارث می‌برد. بنابراین، اگر پدر تقاضای قصاص کند، اما پسر وی در مقابل گرفتن دیه گذشت کند، همسر مقتول از آنچه پسر بر آن توافق کرده است، ارث خواهد برد.

در یک فرض ممکن است زن یا شوهر نیز جزء اولیای دم محسوب شوند و آن وقتی است که صاحب حق قصاص فوت کند و همسر مقتول جزء ورثه صاحب حق قصاص باشد؛ در این صورت، به علت ارث، زن یا شوهر ممکن است ولیّ دم به حساب آید. علاوه بر زن یا شوهر، اشخاص دیگری نیز هستند که با وجود اینکه ممکن است خویشاوند نزدیک مقتول باشند، اما جزء اولیای دم محسوب نمی‌شوند. به عنوان مثال، اگر مرتکب یا شریک در قتل عمدی از ورثه باشد، به دلیل جنایتی که مرتکب شده است، ولیّ دم محسوب نخواهد شد و حق قصاص و دیه نخواهد داشت و حق قصاص را نیز به ارث نخواهد برد. همچنین اگر قربانی جرم یا ولیّ دم قربانی جرم، صغیر یا مجنون باشد و ولیّ او مرتکب قتل عمدی شود یا شریک در آن باشد، ولی یا سرپرست وی در این مورد، ولایت نخواهد داشت.

شرایط گذشت ولی دم نابالغ

قصاص نفس، مجازات قتل عمد است که منتهی به سلب حیات مجرم می‌شود. ممکن است ولیّ دم به سن بلوغ نرسیده باشد. در چنین فرضی، ولیّ صغیر یا نابالغ دو راه پیش روی خود خواهد داشت: اول، می‌تواند با رعایت مصلحت صغیر، از میان گزینه‌های قصاص، مصالحه یا گذشت، یکی را انتخاب کند؛ دوم، می‌تواند هیچ تصمیمی نگیرد و تصمیم‌گیری را به بعد از بالغ شدن صغیر واگذار کند تا خود وی بهترین تصمیم را بگیرد.

در فرضی که بعضی از اولیای دم، کبیر و عاقل و خواهان قصاص باشند، می‌توانند مرتکب را قصاص کنند، اما در صورتی که ولیّ صغیر یا مجنون، خواهان پرداخت سهم دیه آنها باشد، باید مطابق خواست او عمل کنند. اما در صورتی که ولیّ دمی که صغیر یا مجنون است، ولیّ و سرپرستی نداشته باشد یا ولیّ او شناخته نشود یا به او دسترسی نباشد، تکلیف چیست؟ بر اساس ماده 356 قانون مجازات اسلامی، در این مواقع، ولیّ او «مقام رهبری است و رئیس قوه قضاییه با استیذان از مقام رهبری و در صورت موافقت ایشان، اختیار آن را به دادستان‌های مربوط تفویض می‌کند.»

باید توجه داشت که قصاص نفس در قتل‌های غیرعمد یا خطای محض کاربرد ندارد و فقط در موردی استفاده می‌شود که جنایتی شرایط قانونی قتل عمد را داشته باشد. در این صورت، مجازات اصلی مرتکب قتل عمد قصاص نفس خواهد بود که گاهی به اشتباه «اعدام» گفته می‌شود. بنابراین پرداخت دیه مجازات اصلی قتل عمد نیست، اما ممکن است با موافقت اولیای دم با قاتل، طرفین تصمیم بگیرند قصاص نفس را در مقابل پرداخت مال یا به صورت مجانی به دیه تبدیل کنند. حتی در چنین فرضی، اگر چه قاتل از قصاص رهایی می‌یابد، اما به خاطر جرمی که مرتکب شده و نظم عمومی را بر هم زده است، به مجازات‌های تعزیری محکوم می‌شود.

مهلت گذشت و شرایط آن

گذشت اولیای دم در قتل عمد به زمان خاصی محدود نیست، بلکه صاحب حق قصاص در هر مرحله از مراحل تعقیب یا رسیدگی یا اجرای حکم می‌تواند به طور مجانی یا با مصالحه، در برابر حق یا مال گذشت کند. بنابراین مهلت اولیای دم از زمان تعقیب و پیش از صدور حکم آغاز می‌شود. البته ولیّ دم نمی‌تواند پیش از فوت قربانی جنایت، مرتکب را قصاص کند و در صورتی که در این زمان اقدام به قتل مرتکب کند، چنانچه جنایت در نهایت سبب فوت قربانی جنایت نشود، مستحق قصاص خواهد بود.

بنابراین اگر کسی ضارب پدر خود را که در حال مرگ است بکشد، اما اتفاقاً پدر وی بهبود یابد، پسر که قصد انتقام داشته، به دلیل قتلی که مرتکب شده است قصاص می‌شود. اما اگر در همین فرض، ضارب پدر کشته شود و پدر هم بر اثر جنایت ضارب فوت کند، در این صورت پسر به تعزیر مقرر در قانون محکوم می‌شود.

مهلت گذشت اولیای دم طبیعتاً نمی‌تواند تا بعد از اجرای حکم و قصاص قاتل ادامه پیدا کند. آنها می‌توانند در مقابل گذشت خود چیزی مطالبه نکنند یا اینکه گذشت را به پرداخت مالی موقوف کنند. در مورد میزان این مال، محدودیتی وجود ندارد. بنابراین ممکن است به میزان دیه، کمتر یا بیشتر از آن توافق کنند.

در فرضی که اولیای دم با قاتل توافق کنند و گذشت و اسقاط حق قصاص را به پرداخت وجه‏المصالحه یا موضوعی دیگری مشروط کنند، حق قصاص تا پرداخت آن برای اولیای دم باقی خواهد بود. در فرضی که پس از مصالحه یا گذشت مشروط اولیای دم، مرتکب قتل عمد، حاضر یا قادر به پرداخت وجه‌المصالحه یا انجام دادن تعهد خود نباشد یا شرط محقق نشود، حق قصاص محفوظ است و پرونده برای بررسی به همان دادگاه ارجاع می‌شود تا مراحل خود را تا اجرای قصاص سپری کند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS