دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آشنایی با موارد سقوط قصاص و قاتلانی که قصاص نمی شوند!

به گزارش «تابناک» مجازات جرم قتل عمدی در قانون مجازات اسلامی ایران پس از اثبات در دادگاه صالحه و بنا بر تقاضای اولیای دم مقتول؛ علی‌الاصول، قصاص نفس است یعنی قاتل عمدی قصاص می‌شود.
آشنایی با موارد سقوط قصاص و قاتلانی که قصاص نمی شوند!
آشنایی با موارد سقوط قصاص و قاتلانی که قصاص نمی شوند!

دانستنی های حقوقی؛

آشنایی با موارد سقوط قصاص و قاتلانی که قصاص نمی‌شوند!

سایت تابناک

تاریخ انتشار: 19 اردیبهشت ماه 1397

به گزارش «تابناک» مجازات جرم قتل عمدی در قانون مجازات اسلامی ایران پس از اثبات در دادگاه صالحه و بنا بر تقاضای اولیای دم مقتول؛ علی‌الاصول، قصاص نفس است یعنی قاتل عمدی قصاص می‌شود.

قتل عمد از نظر قانونی زمانی محقق می‌شود که قاتل هم قصد فعل و هم نتیجه فعل را داشته باشد. ماده 381 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 مقرر داشته که مجازات قتل عمدی در صورت تقاضای ولی دم و وجود شرایط مقرر در قانون، قصاص است.

در برخی موارد هر چند ارکان جرم قتل و شرایط تحقق آن کاملاً وجود دارد، قاتل قصاص نمی‌شود. شرایط و موانع قانونی مسئولیت کیفری که موجب عدم قصاص قاتل مرتکب قتل عمد می‌شود بر اساس منابع شرعی و قانونی، تعریف شده است.

بالغ نبودن قاتل به موجب ماده 146 قانون مجازات اسلامی از موارد اسقاط قصاص است زیرا افراد نابالغ مسئولیت کیفری ندارند. سن بلوغ در دختران و پسران به ترتیب 9 و 15 سال تمام قمری است. اگر قاتل بالغ نباشد، از مجازات قصاص معاف است.

مجنون بودن قاتل در زمان ارتکاب جرم نیز موجب معافیت وی از قصاص می‌شود. ماده 149 قانون مجازات اسلامی مقرر داشته که هر گاه مرتکب در زمان ارتکاب جرم دچار اختلال روانی بوده به نحوی که فاقد اراده یا قوه تمیز باشد، مجنون محسوب شده و مسئولیت کیفری ندارد.

همچنین در صورتی که مقتول، دیوانه و مجنون باشد پس از اثبات جنون وی، قاتل قصاص نخواهد شد. یعنی اگر ثابت شود که مقتول قبل از این که به قتل برسد، مجنون بوده است، به موجب ماده 305 قانون مجازات اسلامی شخص عاقل را به جای مجنون قصاص نمی‌کنند و مجازات دیه و تعزیری خواهد داشت.

همچنین اگر ثابت شود فردی در مقام دفاع مشروع از خود بوده، قصاص در این مورد ساقط خواهد شد. هر کسی که در مقام دفاع از نفس، ناموس، مال و آزادی تن خود یا دیگری در برابر هر گونه تجاوز یا خطر فعلی یا قریب‌الوقوع با رعایت مراحل دفاع، مرتکب قتل شود؛ در صورت وجود شرایط مقرر قانونی و قصاص نخواهد شد.

البته ضرورت دفاع مشروع و وجود شرایط قانونی آن باید در دادگاه صالحه توسط متهم اثبات شود و یا دادگاه آن را احراز و روشن کند.

قتل فرزند توسط پدر از مواردی است که در آن، قاتل قصاص نمی‌شود. یعنی هر گاه ثابت شود که مرتکب قتل پدر مقتول است، مقتول عاقل بوده و در دین خود با مرتکب، مساوی است؛ پدر قصاص نخواهد شد.

به موجب ماده 630 قانون مجازات اسلامی، بخش تعزیرات و بند ث ماده 302، هر گاه مردی، همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی ببیند و در همان حال مرتکب قتل شود، از مجازات قصاص معاف می‌شود.

قتل فرد مهدورالدم نیز از مواردی است که قصاص ساقط می‌شود زیرا قتل عمدی در صورتی موجب قصاص است که مقتول، مهدورالدم نباشد.

واژه مهدورالدم در مقابل محقون‌الدم به کار می‌رود. منظور از مهدورالدم فردی است که هم شرعی و هم قانونی مستحق کشته شدن بوده و خون وی مباح است. این مورد هم از موارد بسیار دقیق است که قاتل باید مهدورالدم بودن مقتول را در دادگاه ثابت کند. شرایط قانونی این مورد در ماده 302 و 303 قانون مجازات سال 1392 به طور دقیق ذکر شده است.

اگر مأموری در اجرای وظایف قانونی، عملی را مطابق مقررات انجام دهد و همان عمل موجب فوت و قتل کسی شود، در این مورد دیه به عهده بیت‌المال است.

طفل مکره یعنی طفلی که در اثر اکراه مرتکب قتل شود، قصاص نمی‌شود یعنی طفل غیرممیز یا مجنون در صورت ارتکاب قتل، قصاص نمی‌شود و اکراه‌کننده محکوم به قصاص خواهد شد.

قتل در حال خواب، بیهوشی و مانند آن، جرم محسوب نمی‌شود و قاتل قصاص نخواهد شد مگر این‌ که شخص با علم به این‌ که در حال خواب یا بیهوشی مرتکب جرم می‌شود، عمداً بخوابد یا خود را بیهوش کند.

طبق ماده 154 قانون مجازات اسلامی، مستی و بی‌ارادگی ناشی از مصرف اختیاری مخدرات، روان‌گردان‌ها و نظایر آنها مانع از مجازات نیست و مجرم مجازات خواهد شد، مگر این‌ که مرتکب ثابت کند در حین ارتکاب جرم به طور کلی مسلوب‌الاختیار بوده است ولی چنانچه ثابت شود مواد مصرفی به منظور ارتکاب جرم یا با علم به تحقق آن استفاده شده و جرم مورد نظر واقع شود، به مجازات هر دو جرم محکوم خواهد شد.

در تمام موارد فوق‌الذکر که قصاص ساقط می‌شود، موارد سقوط قصاص باید در دادگاه‌های صالحه از طریق قانونی به اثبات برسد.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS