دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

آیت الله سید صدرالدین صدر

No image
آیت الله سید صدرالدین صدر

كلمات كليدي : سيّد صدرالدين،آيت الله بروجردي،آيت الله حجت.آیات ثلاث

نویسنده :سید زین العبادین رشید كوهستاني

آیت الله سید صدرالدین صدر

سید محمد علی فرزند سید اسماعیل موسوی عاملی، ملقب به صدر الدین، از مراجع تقلید و مشاهیر علمای معاصر امامیه است. نسب شریفش به ابراهیم اصغر فرزند امام کاظم (ع) می‌رسد. خاندانش، همه از عالمان و فاضلان برجستۀ شیعه بودند.[1]

به همراه پدرش آیت الله سید اسماعیل صدر به کربلا مهاجرت کرده و سطوح عالیه را در محضر شیخ حسن کربلایی و والد معظم خود گذراند و سپس به سفارش پدر راهی نجف شد و مدتی در درس مرحوم آخوند خراسانی و سید کاظم یزدی شرکت نمود و به درجه اجتهاد نائل گردید.[2] آیت الله صدر در حدود یک ربع قرن از عمر خود را صرف آموختن علوم و فنون دینی کرد.

سپس در سال 1339ق، برای زیارت امام رضا(ع)، به ایران آمد و حدود ده سال در مشهد اقامت گزید و به تدریس و ارشاد مردم اشتغال ورزید تا اینکه از علمای مشهد بشمار رفت. در مدت اقامت ایشان در مشهد، قحطی عظیمی بر مشهد حکمفرما شد و جان بیچارگان را تهدید می‌کرد. آیت الله صدر با اقدامات جدی و تشکیل جلسات جمع‌آوری اعانه بوسیلۀ علما و محترمین شهر، بسیاری از مستمندان را از خطر مرگ نجات دادند.[3]

در سال 1344ق به نجف بازگشت و ملازم درس میرزا حسین نائینی بود[4]

و بار دیگر در سال 1349 ق به ایران آمد و با پیشنهاد حاج شیخ عبدالکریم حائری در قم سکونت گزید و مشغول تدریس گردید.

پس از رحلت آیت الله حائری(ره)، ایشان در جامعه علمی قم سمت ریاست یافت و زمام قسمت اعظم حوزه علمیۀ قم به کف با کفایت ایشان افتاد.

با رحلت آیت الله حائری (ره) هرج و مرج شدیدی در حوزه علمیه پدید آمد و طلاب تا مدتی وضع بی‌اندازه نامطلوبی داشتند. ولی آیت الله صدر در رفع هرج و مرج اقدامات مجدانه‌ای به عمل آورد و طبق مشی مرحوم حائری (ره)، حوزه‌های امتحانی برای طلبه‌هابرقرار کرد و بدین وسیله حوزۀ علمیه را از لوث وجود عناصر مشکوک که به لباس روحانیت درآمده بودند و فکر اغتشاش در حوزۀ را داشتند پاک نمود. در همان اوقات که عمال دولت مشغول تخریب روحانیت بوده و هر روز علما و بزرگان دینی را حبس و تبعید و اعدام نمود و به دستگاه مقدس روحانیت لطمه وارد می‌نمود، آیت الله صدر به منظور احیای شریعت محمدی (ص) و توسعۀ تشکیلات روحانیت، ساختمان مهم و باشکوهی برای سکونت طلاب بنا کرد و همچنین حجرات زیرین مدرسۀ فیضیه را که مرطوب و بی‌فرش بود، کف برداری و مفروش نمود.[5]

ایشان در هفته ده ساعت برای فضلا و طلاب تدریس می‌فرمودند و در تشویق طلاب بسیار کوشا بودند. از جمله، امتحان هفتگی را به صورت مسابقه و همراه با اعطاء جایزه تشکیل می‌دادند و به وضع طلاب و محصلین آبرومند شخصاً رسیدگی کرده و شهریه می‌دادند.[6]

پس از رحلت مرحوم حائری(ره)، آیت الله صدر به همراه آیات عظام سید محمد تقی خوانساری و سید محمد حجت، حوزه را تا آنجا که می‌توانستند حفظ کردند، البته حوزه پر رونقی نبود ولی نگذاشتند که این این حوزه بطور کلی متلاشی شود، به همین علت این سه عالم بزرگوار، به آیات ثلاث معروف شدند.[7]

آیت الله سید حسین بُدَلا از علمای حوزۀ علمیه قم می‌گوید:

«در آن ایام، اوضاع آشفته‌ای بر حوزه و جامعه حاکم بود و قدرت‌های استکباری دست به دست هم داده بودند تا مراجع سه گانۀ وقت را بشکنند و میان آنها تفرقه ایجاد کنند، از قضا مقداری هم موفق شدند و کار به جایی رسید که افرادی مانند مرحوم صدر و خوانساری دیگر در امور مالی دخالت نمی‌کردند.»[8]

آیت الله بَدَلا می‌گوید:

«من یقین دارم که آیت الله صدر، حامی فدائیان اسلام و حامی موضع‌گیری آنان در قبال فلسطین بودند.»[9]

آیت الله صدر، از جمله علمایی بودند که برای اقامت آیت الله بروجردی در قم، تلاش کردند و حتی برای استقبال از ایشان به شهر ری و حرم حضرت عبدالعظیم رفتند. با ورود آیت الله بروجردی، آیت الله صدر محل نماز جماعت خود را درصحن بزرگ حرم حضرت معصومه (س) به آیت الله بروجردی دادند و بعد از این مردم هم کمتر ایشان را می‌دیدند و کم‌کم اسم و رسم‌شان تحت‌الشعاع آیت الله بروجردی قرار گرفت. که بعضی‌ها می‌گفتند که ایشان با تعارف، خودشان خود را از بین بردند. اما ایشان خیلی مرد پاکی بود و در این وادی‌ها نبودند و تنها به منظور حفظ وحدت بین مراجع و اعتقاد ایشان به رهبری واحد این‌کار را کرد. خود ایشان می‌فرمود:

«من به یک چیز اعتقاد دارم و آن رهبری واحد است. هر کدام از آقایان درس و بحث دارند. من آنجا نشد نماز بخوانم، توی خانه‌ام نماز می‌خوانم. ولی این رهبری واحد اگر دنبالش را بگیریم، به یک جایی می‌رسد که یک کاری انجام بشود و اتحاد بوجود می‌آید. من به این اتحاد خیلی علاقه دارم.[10]

ایشان در آن زمان‌ها، درس خارج خود را در خانه برای جمعی قلیل برگزار می‌کردند که فرد شاخص آنها، شهید محراب، آیت الله صدوقی یزدی بود.[11]این مجتهد فرازنه یکی از شخصیت‌های پیشگام در وحدت بین مذاهب بود و به همین سبب اقدام به تألیف کتاب «المهدی» کرد که همۀ مطالب و منابع آن از کتب اهل سنت استفاده شده است.[12]

تألیفات:

آیت الله صدر دارای تألیفات فراوانی در زمینه‌های مختلف است که از جمله مهم‌ترین تألیفات ایشان می‌توان به این موارد اشاره کرد: «المهدی» در احوال امام زمان (عج)، خلاصة الاصول، حاشیه بر کفایة الاصول، لواء محمد در 12 جلد، مختصر تاریخ اسلام در پنج جلد، رساله در ردّ وهابیت، رساله در حج، رساله در حقوق، رساله در اصول دین، رساله در امر به معروف و نهی از منکر.[13]

وی پس از عمری خدمت به دین و حوزه‌های علمیه در روز 19 ربیع‌الثانی سال 1373 ق مصادف با پنجم دیماه 1332 ش رحلت کردند و در کنار مرقد مراجع عظام در حرم حضرت معصومه (س) دفن شد.[14]

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS