دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

اثبات وجود حضرت مهدی (عج) با استفاده از حدیث ثقلین

No image
اثبات وجود حضرت مهدی (عج) با استفاده از حدیث ثقلین

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، حدیث ثقلین از احادیث متواتر میان شیعه و اهل ‌سنت می ‌باشد که مهم‌ ترین و متقن ‌ترین دلیل بر زنده بودن و وجود امام زمان‌ عجل ‌الله ‌تعالی ‌فرجه ‌الشریف می ‌باشد.

پیامبر اکرم‌ صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله ‌و سلم فرمودند: «انی تارک فیکم خلیفتین کتاب الله حبل ممدود ما بین السماء و الارض و عترتى اهل بیتى و انهما لن یفترقا حتى یردا علىّ الحوض».

همانا من دو جانشین را در میان شما مى‌ گذارم، کتاب خدا (قرآن) ریسمان کشیده شده مابین آسمان و زمین و عترتم (اهل ‌بیتم) (اثبات‌ الهداة/2/320)؛ و همانا این دو از یکدیگر جدا نمى ‌شوند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.

پیامبر اکرم‌ صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله ‌و سلم می ‌فرمایند: این دو از هم جدا نمی ‌شوند، و چون قرآن در میان جامعه هست، پس باید اهل ‌بیت‌ علیهم ‌السلام هم در کنار قرآن موجود باشند. اگر قرآن در جامعه ‌ای باشد و اهل ‌بیت‌ علیهم‌ السلام نباشند، نستجیر بالله کذب سخن پیامبر اکرم‌ صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله ‌و سلم لازم می ‌آید. حال اگر ما معتقد نباشیم به زنده بودن امام زمان و بگوییم او هنوز به دنیا نیامده در حقیقت این حدیث و کلام رسول الله نقض گردیده است. پس لازمه عدم جدایی، زنده بودن امام است.

* استدلال علمای اهل ‌سنت

ابن ‌حجر مکى مى‌ گوید: در احادیثى که سفارش به اهل ‌بیت شده به این نکته اشاره دارد که تا روز قیامت زمین خالى از اهل ‌بیتى که اهلیت هدایت دارند، نخواهد بود، همان ‌گونه که کتاب عزیز چنین است و لذا اهل ‌بیت، امان براى اهل زمین معرفى شده ‌اند و نیز در روایات آمده است: در هر قوم و دسته‌ اى عدولى از اهل ‌بیت من است. (الصواعق ‌المحرقه/ص90)

حافظ سمهودى مى‌ گوید: از حدیث ثقلین استفاده مى ‌شود که هر زمان باید فردى از اهل ‌بیت که سزاوار تمسک به او هستند تا روز قیامت موجود باشد تا امر به تمسکى که در روایت به آن ‌ها شده معنا پیدا کند همان‌ گونه که کتاب عزیز (قرآن) چنین است. و لذا اهل ‌بیت امان اهل زمین معرفى شده ‌اند که هر گاه از روى زمین بروند، زمین نیز نابود خواهد شد. (جواهرالعقدین)

ابن‌ حجر هیثمی نیز می ‌گوید: حدیث ثقلین دلالت می ‌کند که یکی از اهل ‌بیت پیامبر‌ صلی ‌الله‌ علیه ‌و آله‌ و سلم همواره بر روی کره زمین هست تا قیام قیامت، همان طور که قرآن این‌ گونه است. به همین دلیل اهل ‌بیت مایه امنیت اهل زمین هستند.... (الصواعق‌ المحرقة لإبن ‌حجر الهیثمی/2/442)

* استدلال علمای شیعه

* آیت الله ‌العظمی‌ بروجردی‌ (ره)

آیت الله ‌العظمی‌ بروجردی‌ (قدس ‌سره) در جامع الاحادیث الشیعه استدلال عجیلی صاحب کتاب ذخیرة المآل را درباره این روایت این‌ گونه نقل کرده است:

«وقال العجیلی: وهم الحافظون لکتاب الله وسنة رسوله لا یفارقونهما إلی یوم القیامة لأنه لا بد من قیام الله بحجة منهم و وراثة نبوته و خلافة رسوله فمنهم الظاهر و منهم المختفی حتی یکون خاتمهم فی الوراثة المهدی و لهذا یتقدم علی عیسی ‌بن مریم و تقدم ان قطب الأولیاء الذی به صلاح العالم لا یکون الا منهم.»

آنان (عترت رسول خدا) حافظان کتاب خدا و سنت رسول خدا هستند که تا روز قیامت از قرآن و سنت جدا نخواهند شد؛ زیرا بر خداوند است حجتی از عترت را که وارث نبوت و جانشین رسول خدا هستند بر مردم اقامه کند، برخی از آنان آشکار و برخی از دیده‌ ها پنهان ‌اند و خاتم این وارثان، حضرت مهدی‌ عجل ‌الله ‌تعالی ‌فرجه ‌الشریف است. به این جهت است که او بر عیسی ‌بن مریم امامت می ‌کند. و در پیش گذشت این که محور و دایره اولیا، که عالم را اصلاح می ‌کنند جز از میان عترت کسی نیست. (جامع أحادیث ‌الشیعة/1/75)

* آیت الله ‌العظمی‌ وحید خراسانی

«ومن الأدلة النقلیة علی ضرورة وجوده حدیث الثقلین، فإن هذا الحدیث المتفق علی صحته عند الفریقین یدل علی وجود إمام فی کل زمان من أهل ‌بیت النبوة‌ علیهم ‌السلام إلی یوم القیامة، لا یفترق عن القرآن، ولا یفترق القرآن عنه (لن یفترقا حتی یردا علی الحوض)»

از دلایل نقلی که بر ضرورت وجود امام زمان‌ عجل‌ الله‌ تعالی ‌فرجه ‌الشریف دلالت می‌ کند، حدیث ثقلین است؛ زیرا این حدیثی که شیعه و سنی بر صحت آن اتفاق دارند بر وجود امامی از اهل ‌بیت رسول خدا‌ علیهم ‌السلام که از قرآن جدا نمی ‌شود و قرآن نیز از او جدایی ندارد؛ در هر زمانی تا روز قیامت دلالت می ‌کند. (منهاج ‌الصالحین/1/472)

* آیت الله ‌العظمی‌ صافی گلپایگانی

از حدیث ثقلین شش مطلب مهم استفاده می ‌شود:

  1. وجوب تمسک به قرآن و عترت؛
  2. انحصار راه نجات از ضلالت با تمسک به قرآن و عترت؛
  3. شرط نجات از ضلالت، تمسک به قرآن و عترت است؛ نه یکی از آن ‌ها؛
  4. عصمت اهل ‌بیت از خطا و اشتباه؛
  5. عترت داناترین مردم بعد از رسول خدا؛
  6. خالی نبودن زمین از وجود حجت الهی.

«(السادس) بقاء العترة الهادیة إلی یوم القیامة، وعدم خلو الزمان من عالم من أهل البیت تکون أقواله حجة کالکتاب المجید.»

ششمین موردی که از حدیث ثقلین استفاده می ‌شود، باقی ‌ماندن عترت هدایت‌ گر تا روز قیامت است و این‌ که عالم در هیچ زمانی از وجود یک نفر از اهل ‌بیت که سخنان آنان همانند قرآن مجید حجت است، خالی نیست.

و سپس برای اثبات مورد ششم این‌ گونه استدلال می ‌کند:

ویدل علی ذلک أمور:

  1. قوله‌ صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلم «انی تارک فیکم الثقلین» وقوله «انی مخلف فیکم» وقوله «انی تارک فیکم خلیفتین» وقوله «انی قد ترکت فیکم» وقوله «انی قد خلفت فیکم الثقلین» فإنها تدل علی أنه‌ صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلم ترک فی أمته من یکون مرجعا فی أمورهم و خلیفته علیهم، وهو القرآن والعترة. ومن المعلوم ان احتیاج الأمة الیهما لیس مختصا بزمان دون زمان، فلو لم یبق ما ترک فی الأمة مدی الدهر لا یصدق علیه أنه ترک فیهم من یکون کذلک، وعلیه فلا یصح صدور هذه التعابیر والتصریحات منه. والفرق واضح بین أن یکون تارکا و مخلفا فی الجمیع ما ان تمسکوا به لن یضلوا أو فی البعض، وهذه العبارات کلها صریحة فی الأول دون الثانی.
  2. قوله‌ صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلم «ما ان تمسکتم به لن تضلوا» وقوله «ان تمسکتم بهما لن تضلوا» فان نفی الضلال علی سبیل التأبید ان تمسکوا بالثقلین لا یصح الا إذا کان ما یتمسک به باقیا متأبدا.
  3. قوله‌ صلی ‌الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلم «لن یفترقا حتی یردا علی الحوض» فإنه لو لم یکن فی زمن من الأزمنة من هو عدل الکتاب وقرینه لزم افتراق کل منهما عن الاخر، وهذا ینافی ما هو صریح الحدیث من کونهما عدلین وعدم افتراقهما ابدا.
  4. قوله‌ صلی ‌الله ‌علیه‌ وآله‌ وسلم «لن ینقضیا حتی یردا علی الحوض» فإنه یدل علی دوامهما وعدم انقضائهما ابدا.

این روایت از چند جهت بر وجود امام زمان‌ عجل ‌الله‌ تعالی ‌فرجه ‌الشریف دلالت می ‌کند:

  1. جمله ‌های «انی تارک فیکم الثقلین»، «انی مخلف فیکم»، «انی تارک فیکم خلیفتین»، «انی قد ترکت فیکم» و «انی قد خلفت فیکم الثقلین»، دلالت می ‌کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان امتش کسانی را مرجع در امور و جانشین خود در میان امت باقی گذاشت؛ و روشن است که احتیاج امت به آن‌ ها منحصر به یک زمان نیست. پس اگر آن مرجع مدت زمانی در میان مردم نباشد این کلام رسول خدا مصداق پیدا نخواهد کرد، و صدور این تعبیرات از رسول خدا صحیح نخواهد بود.

فرق بین این دو عبارت روشن است که بگوید: من آن ‌را باقی گذاشتم تا مرجع و جانشین در همه امور باشد که اگر به آن تمسک کنید گمراه نمی ‌شوید و یا این‌ که بگوید: من آن‌ را در بعض امور مرجع و جانشین قرار دادم، تمام این عبارات حدیث صریح در گفتار نخست است نه دومی.

  1. جمله فرمایش رسول خدا‌ صلی ‌الله‌ علیه ‌وآله ‌وسلم «لن تضلوا» می ‌رساند که اگر به ثقلین تمسک کنید هیچ ‌وقت گمراه نمی ‌شوید، این نفی ضلالت برای همیشه، وقتی درست است که شئ مورد تمسک، برای همیشه باقی باشد.
  2. جمله «لن یفترقا حتی...» می‌ گوید: قرآن و عترت که عِدل قرآن است، هرگز از هم جدا نمی ‌شوند و اگر در زمانی از زمان ‌ها عِدل کتاب نباشد؛ افتراق تحقق می ‌یابد و عِدل قرآن حساب نخواهد شد و این منافات با نص حدیث دارد.
  3. جمله «لن ینقضیا حتی یردا...» نیز بر وجود دائمی و همیشگی قرآن و عترت دلالت دارد.(أمان الأمة من الضلال والإختلاف/ص140)

* آیت الله‌ سیدعلی میلانی

«إن حدیث الثقلین کما یدل علی إمامة الأئمة الاثنی عشر من أهل البیت‌ علیهم ‌السلام وإمامة علی‌ علیه ‌السلام بلا فصل بعد رسول الله، کذلک یدل علی وجود الإمام الثانی عشر الحجة المنتظر و بقائه‌ عجل ‌الله ‌تعالی ‌فرجه ‌الشریف ظهوره. وذلک لأن هذا الحدیث یدل علی عدم افتراق الکتاب والعترة إلی یوم القیامة و حتی الورود علی الحوض، فکما أن القرآن باق إلی یوم القیامة فکذلک یجب وجود من یکون أهلا للتمسک والاقتداء به، وإماما للزمان وحجة للوقت من العترة الطاهرة إلی یوم القیامة.»

حدیث ثقلین همان‌ گونه که بر امامت دوازده امام‌ علیهم ‌السلام و امامت بلا فصل امیرمؤمنان‌ علیه ‌السلام بعد از رسول خدا‌ صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله ‌و سلم دلالت دارد؛ بر وجود امام دوازدهم، حجت منتظر و بقای آن حضرت نیز دلالت می ‌کند؛ زیرا این حدیث می ‌رساند که قرآن و عترت تا روز قیامت و تا هنگام ورود بر حوض، از همدیگر جدا نمی ‌شوند. پس همچنان‌ که قرآن تا روز قیامت باقی است، واجب است کسی که مورد تمسک و اقتدا واقع می ‌شود و امام زمان و حجت وقت از عترت پاک رسول خدا است نیز تا روز قیامت موجود باشد. (نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الانوار/2/262)

منابع: مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی‌ عصر‌ عجل ‌الله‌ تعالی‌ فرجه ‌الشریف

موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی ‌اصغر رضوانی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
Powered by TayaCMS