دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

از اضطراب رها شویم

No image
از اضطراب رها شویم

اضطراب، استرس، ناآرامی، افسردگی و ده‌ها امراض روحی دیگر، از جمله مسائلی بوده و هستند که در هر عصری گریبان گیر افراد بشر بوده است. در این میان، معدود افرادی را شاید بتوان یافت که اسیر یکی از این حالات نباشند. اگر به طور دقیق به تمامى دغدغه‌ها و نگرانى‌هایمان بنگریم، از این دو حال بیرون نیست؛ یا نگران آنیم که آن چه داریم، از مال و جان و فرزند و موقعیت اجتماعى و...، از دستمان برود و یا اندوهناک آنیم که آن چه در آرزوى آن بودیم و برایش روز و شب تلاش کردیم، به دست نیاوریم یا مانعى پدید آید و ما از رسیدن به مطلوب و مقصود، بازمانیم. شاید داروهایی که توسط روانپزشکان تجویز می‌شود موقتاً تأثیر داشته باشند اما تا کی می‌توان دارو مصرف کرد؟ هیچ کس هم نیست که به ما تضمینی دهد که به همه آنچه آرزو داریم خواهیم رسید که به آرامش برسیم و از اضطراب رها شویم. برای این بیماری آزاردهنده تنها یک درمان هست آن هم اینکه دغدغه‌ها، خواست‌ها و ترس‌های خود را به کسی بسپاریم که ریز و درشت اتفاقات عالم در دست اوست. اگر ما به خداوند متعال اعتماد کنیم و همه چیز را به ید قدرت او بسپاریم از بسیاری از دغدغه‌های آزار دهنده خود رها خواهیم شد. آن وقت است که می‌بینیم هر آنچه می‌خواستیم بهترش را به دست آورده ایم، این اعتماد به خداست که زندگی را برای ما شیرین می‌کند. در حدیثی نورانی از امام جواد(ع) آمده است که فرمودند: اعتماد به خدا بهاى هر چیز گران بها است، و نردبانى به سوى هر بلندایى. (بحارالانوار،‌ج ۷۸، ص ۳۶۴) یعنی ما هر چه که بخواهیم و هر مقامی ‌را که در تصورمان می‌آید اگر طالب رسیدن به آن هستیم فقط و فقط باید به خداوند اعتماد کنیم یعنی کلید هر موفقیتی اعتماد به خداست. توكل به خداوند به فرد كمک می‌كند كه بتواند مراحل زندگی را با توان و امید هر چه بیشتر طی نماید. توكل از ماده وكالت ‌به معنى سپردن كارها به خدا و اعتماد بر لطف اوست، نه به این معنى كه دست از تلاش و كوشش بردارد بلكه تا آنجا که در توان دارد تلاش كند و منزلگاه‌ها را یكى بعد از دیگرى با تمام توان بپیماید، اما خود را مستقل نپندارد و آنچه از توان او بیرون است ‌را به خدا واگذارد و از الطاف جلیه و خفیه او مدد بطلبد.

ثمره توکل و اعتماد به خدا

لقمان به فرزند خود اندرز كرد كه: فرزند عزیزم! به خداوند اعتماد كن و آن گاه در میان مردم پرس و جو كن (ببین) آیا كسی هست كه به خدا اعتماد كرده باشد و خداوند او را نجات نداده باشد؟ فرزند عزیزم به خدا توكل كن و آن‌گاه در میان مردم پرس و جو كن ببین كیست كه به خدا توكل كرده و خداوند كفایتش نكرده باشد؟

هر كه دوست دارد نیرومند ترین مردم باشد، باید به خداوند متعال توكل كند.

هر كه به خدا توكل كند دشواری‌ها برای او آسان شود و اسباب برایش فراهم گردد.

هر كه به خدا اعتماد كند خداوند شادمانی نشانش دهد و كارهایش را كفایت كند.

توكل به خدا باعث مغلوب نشدن در كارها می‌شود.

بی نیازی و عزت از ثمرات توكل است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS