دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

افراط و تفریط قوه شهوت

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است که عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از زنان و کنیزان گردد و از پیمودن راه آخرت محروم شود.
افراط و تفریط قوه شهوت
افراط و تفریط قوه شهوت

افراط در قوه شهوت عبارت از آن است که عقل انسان مقهور شهوت شده و همّت مرد مصروف تمتّع از زنان و کنیزان گردد و از پیمودن راه آخرت محروم شود. در این حال گاهى دین مقهور هوى شده و انسان به ارتکاب فحشاء و منکر گرفتار مى‌شود، و گاهى به فسق حیوانى که مولود تسلط شهوت بر عقل است منتهى مى‌گردد و در این صورت قوّه واهمه عقل را تسخیر کرده در اختیار قوه شهوت قرار مى‌دهد، در حالى که عقل براى فرماندهى خلق شده است، عقل آفریده شده تا از او اطاعت شود، نه خدمت شهوت کرد، آلت دست او باشد.

این مرض، مرض قلبى است که از همّت خالى شده باشد.

و به همین دلیل است که گفته‌اند: شیطان به زن مى‌گوید: تو نیمى از لشکر منى، تو تیرى هستى که چون پرتابش کنم به خطا نرود، تو محلّ اسرار من و در حوائج رسول منى.

بنابر این نصف لشکر شیطان را شهوت و نصف دیگر آن را غضب تشکیل مى‌دهد.

بزرگترین شهوت، میل مرد به زنان است. خوددارى از اجابت این میل در اولین مرحله پیدایش آن لازم است به این ترتیب که از نگاه کردن مکرّر و فکر درباره آنچه در اولین نگاه دیده مى‌شود پرهیز شود، و گر نه در صورتى که جاى خود را محکم کند، دفع آن مشکل مى‌شود. به همین خاطر است که گفته‌اند چون آلت مرد حرکت کند دو سوم عقلش زائل مى‌شود.

قرآن کریم مى‌فرماید:قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ ابْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ[1].

و نبى اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم مى‌فرماید: نگاه تیرى مسموم از تیرهاى شیطان است، هر کس از خوف خدا نگاه کردن را ترک کند، خداى تعالى ایمانى به او عطا مى‌کند که حلاوت آن را در قلبش مى‌یابد[2].

و مى‌فرماید: از فتنه دنیا و فتنه زنان بپرهیزید زیرا اولین فتنه بنى اسرائیل از جانب زنان بود.

تفریط قوّه شهوت‌

تفریط قوّه شهوت ممکن است به یکى از دو صورت محقّق شود.

1 - اینکه انسان داراى عفّتى خارج از حدّ اعتدال باشد.

2 - اینکه دچار ضعف در آمیزش باشد.

جهت تفریط نیز مانند افراط ناپسند و مذموم است.

در قوّه شهوت، پسندیده آن است که شهوت، در حدّ اعتدال بوده، و در محدوده عقل و شرع مورد استفاده قرار گیرد.

و هرگاه رو به افراط گذارد راه شکستن آن گرسنگى، روزه و ازدواج است.

نبىّ اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم مى‌فرماید: اى گروه جوانان بر شما باد ازدواج، و هر کس قادر به ازدواج نیست بر او باد روزه، زیرا روزه بر منزله اخته کردن مرد است[3].

    پی نوشت:
  • [1] . اى پیامبر به مؤمنین بگو دامن نگاه‌هاى خویش را برچینند و عفت خویش را حفظ کنند. (سوره نور، آیه 31).
  • [2] . النّظرة سهم مسموم من سهام ابلیس، فمن ترکها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ایمانا یجد حلاوته فی قلبه.
  • [3] . معاشر الشّباب علیکم بالباءة فمن لم یستطع فعلیه بالصّوم فانّ الصّوم له وجاء.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS