دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امام هادی (ع)

No image
امام هادی (ع)

كلمات كليدي : امام هادي (ع)، متوكل، سامراء، وكالت، امام حسين (ع)

نویسنده : طیبه عطايي

زندگينامه:

نام مباركش، علی؛ كينه‌اش ابوالحسن و القابش، نجیب، مرتضي، هادي، نقي و... مي‌باشد.

امام هادي (ع) در محلّی بنام «صريا» در نزديكي شهر مدينه در نيمه ماه ذيحجه سال 212 هجری قمری به دنيا آمد. نام پدر بزرگوارش حضرت امام جواد (ع) و نام مادرش «سمانه» می باشد. [1]

پيشوايان معصوم (ع) انسانهاي كامل و برگزيده‌اي هستند كه به عنوان الگوهاي رفتاري براي هدايت جامعه بشري از سوي خداوند تعيين شده اند. پيشواي دهم (ع) شیعیان نيز يكي از پيشتازان دانش و تقوا و كمال بود. آن حضرت پيوسته تحت نظر حكومتهاي جور بود و تلاش آنها اين بود كه آن حضرت با پايگاههاي مردمي و افراد جامعه، تماس نداشته باشند.

امامت:

امام هادي (ع) در اول ذي‌الحجه سال 220 هجري قمري پس از شهادت پدر بزرگوارش عهده‌دار مقام امامت شد. سن شريف آن حضرت در هنگام امامت هشت سال بود و مدت امامتش 33 سال ادامه داشت که حدود سيزده سال مدت امامتشان در مدينه و بيست سال آخر را در سامراء سپری کردند.

خلفای معاصر:

مدت امامتش با خلفائی چون معتصم، واثق، متوكّل، منتصر، مستعين و معتزّ سپري شد.[2] از ميان خلفاي عباسي، متوكّل از همه بيشتر با امام هادي (ع) معاصر بود. وی نسبت به بني‌هاشم بدرفتاري و خشنونت بسيار روا مي‌داشت. متوكل نسبت به علي (ع) و خاندان مطهرش كينه و عداوت عجيبي داشت. بر اساس همين رفتار خشونت بار متوكّل به خاندان اهل بيت (علیهم السلام)، حضرت هادي (ع) بويژه در زمان متوكل فعاليتهاي خود را به صورت سرّي انجام مي‌داد.

شبكه ارتباطي وكالت:

امام هادي (ع) براي برقراري ارتباط با شيعيان كه در شهرها و مناطق گوناگون و دور و نزديك سكونت داشتند، از شبكه ارتباطي وكالت و تعيين نمايندگان و كارگزاران در مناطق مختلف استفاده و هدف اصلي اين سازمان جمع‌آوري خمس، زكات، نذور و هدايا و نيز پاسخگويي امام به سؤالات و مشكلات فقهي و عقيدتي شيعيان و توجيه سياسي آنان توسط وكيل امام صورت مي‌گرفت. امام هادي (ع) در سامراء تحت نظر و كنترل شديدي قرار گرفته بود و به خاطر فقدان تماس مستقيم بين امام و پيروانش نقش مذهبي - سياسي وكلاء را افزايش داده و مسؤليت بيشتري بر عهده آنها قرار دادند.

ورود امام به سامراء:

متوكل براي زير نظر گرفتن امام هادي (ع) از روش نياكان پليد خود استفاده و آن حضرت را به سامراء دعوت كرد تا تحت كنترل كامل خود قرار داده و ارتباط، فعاليتها و ملاقاتهاي حضرت را زير نظر داشته باشد. طبق دستور متوكل روز ورود به سامراء به بهانۀ اينكه هنوز محل اقامت امام آماده نيست، حضرت را در محل پستي كه به «خان الصعاليك» (كارونسراي گدايان)[3] معروف بود، وارد كردند. البته هدف از اين كار، تحقير موذيانه و ديپلمات مأبانۀ حضرت بود. متوكل كينۀ عجيبي از امام در دل داشت و با آمدن امام به سامراء، دستور داد مدتي حضرت را زنداني كنند.

جنايات متوكل:

از جمله جنايات متوكل در سال 236 قمري[4] اين بود كه دستور داد آرامگاه سرور شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع) و بناهاي اطراف آن را ويران و زمين پيرامون آن را به كشتزار تبدیل کرد و نيز در اطراف آن پاسگاههايي برقرار ساخت تا از زيارت شیعیان جلوگيري كند.

متوكل بارها و بارها گروهي را به منزل امام هادي (ع) فرستاده و حضرت را به بزم شراب مي‌آورد و جام شراب به او تعارف مي‌كرد و امام سوگند ياد مي‌كرد و مي‌گفت:

«گوشت و خون من با چنين چيزي آميخته نشده و نخواهد شد»

سرانجام متوكل شوال 247 توسط نقشۀ قبلي فرزندش منتصر و با همكاري تركان، همراه وزيرش فتح بن خاقان كشته شد و منتصر به خلافت رسيد. [5]

شاگردان مكتب امام هادي (ع)

عصر زندگي امام هادي (ع) همراه با اختناق و فشارهاي سياسي بود. ولي امام شاگردان برجسته‌ و چهره‌هاي درخشان علمي و معنوي را تحويل جامعه اسلام داد. که از جمله آنها می توان به شيخ طوسي، فضل بن شاذان، حسين بن سعيد اهوازي، ايوب بن نوح، عثمان بن سعيد اهوازي اشاره کرد.

شهادت امام:

امام هادي (ع) در حالی که چهل و يكسال و چند ماه از عمر شريفش گذشته بود، در زمان معتزّ مسموم گرديد و در ماه رجب سال دويست و پنجاه و چهار[6] در سامراء به شهادت رسيد و در خانه خود حضرت، ایشان را دفن كردند.

مقاله

نویسنده طیبه عطايي

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.

پر بازدیدترین ها

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
Powered by TayaCMS