دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امر بین الامرین

No image
امر بین الامرین

نظریه‌ای است که طبق آن، باورهای افراطی مبتنی بر جبر و تفویض مردود شمرده می‌شود و راهی میانه در زمینۀ حدود توانائی و اختیار انسان در انجام دادن کارهای ارادی، پیشنهاد و اثبات می‌گردد راهی که بنا به باور طرفداران آن، نه قدرت خدا را محدود می‌سازد، نه به بنیان حکمت و عدالت الهی خللی وارد می‌آورد. متکلمان امامیه با بهره‌گیری از راهنمایی‌های پیشوایان خود در این زمینه، به ویژه به استناد حدیثی معروف که از امام صادق (ع) نقل گردیده و طبق آن جبر و تفویض مردود شمرده شده و راه درست، راه میانه، به شمار آمده است، کوشیده‌اند تا با تفسیر آن حدیث، یعنی حدیث:

« لاجبر و لا تفویض و لکن امریین الامرین »

معنی راه میانه یا «بین امرین» را روشن سازند. به منظور تحقق این هدف و در راه تفسیر حدیث امام صادق (ع) نظریه‌های گوناگونی از سوی متکلمان امامیه بیان شده است. در این مقاله، جامع‌ترین و برجسته‌ترین نظریه را بیان می‌کنیم:

انسان علت نزدیک و خدا علت دور کارهای آدمی است: طبق این دیدگاه که خواجه نصیر طوسی از آن دفاع می‌کند، چون کارهای انسان را با قطع نظر از اسباب قدرت و ارادۀ وی مورد توجه قرار دهیم، آنها را انجام شده از سوی انسان و محصول قدرت و ارادۀ وی می‌یابیم و وقتی توجه کنیم، کارهای انسان را از سوی خدا و آفریدۀ او می‌بینیم و به جبر باور می‌کنیم. چرا که می‌بینیم همۀ سبب‌های توانایی آدمی پدید آمده از سوی خدا و آفریدۀ اوست، چنان‌که ارادۀ آدمی از علم به مصلحت، شهوت یا غضب سرچشمه می‌گیرد و همۀ این امور از شعور به بار می‌آید و اسباب شعور نیز از سوی خدا آفریده می‌شود. به نظر خواجه، با حاصل آمدن اراده، است که فعل قطعی می‌شود و به ناچار کار از سوی انسان انجام می‌گیرد.

اما این قطعی شدن کار با اختیار آدمی ناسازگار نیست. بدین گونه خواجه نصیر با تأکید ورزیدن بر حقانیت اختیار و درست بودن این معنی که کارها، با واسطه از سوی خداست، چنین نتیجه می‌گیرد که کارهای ارادی انسان یک‌سره از سوی خدا آفریده می شود [= نفی جبر] و نه یکسره از قدرت آدمی پدید می‌آید [= نفی تفویض]، بلکه به وسیلۀ هر دو، یعنی خدا و انسان، انجام می‌پذیرد. بدین معنی که کارها بی‌واسطه از سوی انسان انجام می‌پذیرد و ارادۀ آدمی علت قریب فعل ارادی اوست، اما با واسطه، آفریدۀ خداست و ارادۀ حق تعالی، علت بعید آن به شمار می‌آید. ملامحسن فیض، در تأیید همین معنی می‌گوید:

اعتقاد به تفویض با محدود کردن توجه به اسباب قریب فعل و نادیده انگاشتن اسباب بعید آن حاصل می‌آید. چنان‌که اعتقاد به جبر از محدود ساختن توجه به علت نخستین و نظر برگرفتن از اسباب قریب فعل به بار می‌آید. به نظر فیض، باور راستین و اعتقاد واقعی یعنی بین الامرین آنگاه رأی کسی حاصل می‌شود که هم به اسباب قریب فعل توجه کند و هم اسباب بعید آن را از نظر دور ندارد. چرا که انجام گرفتن کارها از سوی انسان و به دست وی ولی با کمک و یاری خداست، که:

« لاحول و لا قوة الا بالله »

بنا به گفتۀ امام عسکری (ع) بدان‌گونه که طبرسی در احتجاج خود آورده است، انسان نمی‌تواند از گناه بپرهیزد، مگر با کمک خدا که:

« لا حول بنا عن المعاصی الا بعصمة الله »

و نیز نمی‌تواند به نیکی روی آورد مگر با یاری حق تعالی که:

«لا قوة لنا علی طاعة الله الا بعون الله».

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS