دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

امکان شناخت خداوند

یکی از پرسش‌های اساسی در باب اوصاف الهی این است که آیا انسان با توجه به این که خدا به هیچ چیزی شبیه و مانند نیست
No image
امکان شناخت خداوند

امکان شناخت خداوند

یکی از پرسش‌های اساسی در باب اوصاف الهی این است که آیا انسان با توجه به این که خدا به هیچ چیزی شبیه و مانند نیست، توانائی شناخت صفات الهی را دارد؟ در این باره دیدگاه‌های مختلفی مطرح شده است؛ برخی قائل به عدم امکان و برخی معتقد به تشبیه صفات الهی به صفات انسان گشته اند اما بسیاری از اندیشمندان معتقد به امکان آن هستند:

 این دیدگاه بر آن است که عقل انسان این قدرت را دارد که اوصاف خدا را بشناسد و علاوه بر آن به بررسی و تحلیل آن نیز بپردازد. در این تحلیل ابتدا باید معانی اوصاف الهی را از تمام قیودی که سبب محدودیت آنها می‌شد، جدا کرده و نتیجه آن را که معانی و اوصاف کمالی است، به خداوند نسبت دهیم.

دلایل این دیدگاه:

دلیل عقلی:

 عقل انسان درکی از صفات الهی دارد زیرا هر انسان عاقل و منصفی هنگامی که می‌گوید: خدا عالم است یا خدا قادر است و... معنایی را از این صفات درک می‌کند.

دلیل نقلی:

الف) قرآن مجید از یک سو، انسان‌ها را به تعقل و تدبر در آیات الهی دعوت می‌کند و از سوی دیگر در آیات متعددی، صفات الهی را بیان می‌دارد. اگر صفات الهی قابل فهم نبودند، چنین دعوتی لغو می‌گردید. در صورتی که خدای حکیم، مبرّای از لغویّت است.

ب)قرآن هدف غایی آفرینش آدمیان را پرستش و عبودیت الهی می‌داند

« وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ » (ذاریات/56)

و پیداست که عبادت موجودی که ذات و صفاتش مطلقاً ناشناخته باشد، کار بی‌معنایی است و اساساً نمی‌توان با چنین موجودی هیچ‌گونه ارتباطی برقرار کرد و قرب او را جست. به عنوان مثال: چگونه می‌توان از موجودی که هیچ معنایی از قدرت او را درنمی‌یابیم، یاری خواست و یار او توکّل کرد.

ج) آیات فراوانی از قرآن کریم بر تعالی ومنزه خداوند از اوصاف مخلوقات خویش، تأکید می‌کنند و توصیف تشبیه آلودِ برخی از آدمیان را برنمی‌تابد و می‌فرماید:

« سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یَصِفُونَ » (انعام/100)

«او پاک و منزه است از آنچه وصف می‌کنند.»

و) امیرمؤمنان علی (ع) در بیانی به این راه شناخت اوصاف الهی اشاره می‌کند و می‌فرماید:

«لم یطلع العقول علی تحدید صفته ولم یحجبها عن واجب معرفته» (نهج‌البلاغه/ خ 49)

«خردها را بر چگونگی صفات خود آگاه نکرد، لیکن هرگز آنها را از مقدار لازم معرفت خود محجوب نساخته است»

از این دلایل به خوبی برمی‌آید که هر چند احاطۀ‌علمی کامل بر ذات و اوصاف الهی مقدور بشر نیست، ولی او در حد توانایی خود می‌تواند به این اوصاف شناخت پیدا کند.

منابع:
  • 1)سبحانی، جعفر، الالهیات، قم: موسسه امام صادق (ع)، 1417 ق، ج 1، ص 87.
  • 2)محمد رضایی، محمد، الهیات فلسفی، قم، بوستان کتاب، 1383، چاپ اوّل، صص 127-136.
  • 3)سبحانی، جعفر و محمد رضائی، محمد، اندیشه اسلامی، قم؛ دفتر نشر معارف، ج 1، چاپ چهارم، 1385، صص 85-89.
  • 4)سعیدی محمد، محمد و دیوانی، امیر، معارف اسلامی، قم؛ دفتر نشر معارف، ج 1، چاپ نود و سوم، 1385، صص 63-65. 

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS