دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

ایجاد وحدت بین مسلمانان توسط زین العابدین ثانی سید حیدر آملی

No image
ایجاد وحدت بین مسلمانان توسط زین العابدین ثانی سید حیدر آملی

نقش سید حیدر در حکمت شیعى

گر چه تا عصر صفویه، شیعه تا اندازه اى در انزوا قرار داشت و لیکن این موضوع تنها در بُعد سیاسى صحیح است و در دیگر ابعاد، مخصوصاً از نظر فکرى و فرهنگى، عالمان شیعه بویژه شیعیان ایرانى در اوج قرار دارند. از جمله این حکیمان بزرگ مى توان به سید حیدر آملى اشاره کرد که به اقرار بسیارى از پژوهشگران تاریخ فلسفه شیعى، یک قرن قبل از اوج قدرت شیعه در زمان صفویه در آثار خود کاخ رفیعى از عظمت اندیشه هاى شیعه بنا نهاد.([8])

سید حیدر آملى حکمت و فلسفه شیعى را با دو واسطه از بزرگ ترین حکیم و نماینده حکمت شیعى یعنى خواجه نصیرالدین طوسى فراگرفته است. او در کلام و حکمت شیعى، شاگرد فخرالمحققین مى باشد که وى نیز تمام علوم و معارف خود را از پدر بزرگوارش علامه حلّى آموخته است و علاّمه نیز شاگرد خواجه است که در سیر تفکر و حکمت شیعى، نقشى اساسى دارد.

از اقدامات شایسته سید حیدر این که در آثار فلسفى خود، به شرح و تنقیح اندیشه هاى شیعه ـ که در احادیث معصومین منعکس شده است ـ مى پردازد و از این جهت، کار حکیمان متقدم خود را تکمیل مى کند.

سید حیدر آملى، یکى از دقیق ترین شارحان و منتقدان اندیشه هاى شیخ بزرگ محى الدین عربى است شارحى که با درک عمیق افکار ابن عربى و با انتقاد از بعضى نظریات او، باعث ماندگارى و جاودانگى اندیشه هایش گردید.

آملى با نوشتن مقدمه اى در نص نصوص، اصالت و استقلال فکرى خود را آشکار کرده است و در مسائلى از جمله «ختم ولایت» به شدت بر او انتقاد مى کند و با تعریف دقیقى که از خاتم ولایت ارائه مى دهد، برخى از خطوط اصلى تعلیمات ابن عربى را دگرگون مى سازد و با اصلاحى که در مسأله امامت و نبوت انجام مى دهد، این دو را به جایگاه اصلى خود هدایت مى نماید.([9])

آملى در تطبیق و تلفیق اصول تشیع با مبانى عرفان نظرى و حکمت و فلسفه اسلامى، تلاشى خستگى ناپذیر داشت. او از این جهت، پیشگام حکما و اندیشمندانى چون: میرداماد، شیخ بهایى، فیض لاهیجى و قاضى سعید قمى است و حلقه تکمیل کننده تحقیقات حکیم بزرگ طوس خواجه نصیرالدین مى باشد.

او اختلاف مشرب ها را به خاطر تقابل اسماء جلالیه و جمالیه و مظاهر آنها مى دانست و ارتفاع آن را غیر ممکن اما از این جهت که ریشه و اساس تشیع و تصوف را ائمه معصوم و علوم آنها مى دانست، دیگر جایى براى اختلاف باز نمى کرد و شیعه کامل وصوفى راستین را یکى مى دانست.

سید حیدر آملى همچنین در پاک سازى حکمت شیعى از آمیختگى آن با الحاداتى که در مکتب اسماعیلیه و نصیریه است، نقش مهمى ایفا کرده و بزرگ ترین ضعف آنها را که اشتباه در مسأله «ولایت» بود، به بهترین وجهى آشکار کرد و در نتیجه، حکمت شیعى را از التقاط نجات داد.

در مورد اقدامات اصلاحگرانه مرحوم آملى بین دو طایفه شیعه و صوفى، همین بس که بدانیم سید حیدر در زمان خود در برابر وضعیتى قرار گرفته که مى بیند شیعیان از صوفیان بد مى گویند و صوفیان از شیعیان شیعیان به صرف شریعت، به ظاهر دیانت بسنده مى کنند و صوفیان با فراموش کردن اصل خرقه خود، حقیقت را در خلاء رها مى کنند لذا سید حیدر به زیباترین شکل ممکن، در اصلاح این دو گروه کوشید. وى معتقد بود که: مؤمن ممتحن کسى است که با اعتقاد به آرمان و تعلیمات ائمه(علیهم السلام)، به تمامى شریعت و طریقت و حقیقت باور دارد. و مى فرمود: شیعیان حقیقى، صوفیان هستند و صوفیان حقیقى، شیعیانند. و تمام تلاش او در کتاب جامع الاسرار صرف این موضوع مى شود که این دو طایفه را قانع کند و بین آنها وحدتى ایجاد نماید. و چنان چه خود مى گوید تنها انگیزه او در ورود در این بحث، اصلاح گرى است. او در خاتمه کتاب جامع الاسرار مى نویسد:

«شایسته است بدانى که مراد ما از بحث (شیعه و صوفى)، عصبیت و جدل نیست که پناه مى بریم از آن به سوى خد بلکه مقصودم اصلاح ذات البین است و رساندن هر یک از این دو به سوى حق خود. و مگر نه با عنایت الهى من فارغ از این مسایل هستم و بیست سال است حقیقت را مشاهده کرده ام و از ظلمات رهایى یافته ام یعنى از تاریکى مجادله و جدل.»([10])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

No image

سید حیدر آملی

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS