دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

باید و نبایدهای اخلاقی از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری‌

در باب مفاد باید و نباید در سخنان علما و حکمای اسلامی معانی و مفاهیم گوناگونی را می‌توان استنباط نمود.
باید و نبایدهای اخلاقی از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری‌
باید و نبایدهای اخلاقی از دیدگاه استاد شهید مرتضی مطهری‌
نویسنده: معصومه نعمتی

در باب مفاد باید و نباید در سخنان علما و حکمای اسلامی معانی و مفاهیم گوناگونی را می‌توان استنباط نمود. هر کدام از اندیشمندان و فلاسفه تعاریف و معانی خاصی را برای باید و نبایدهای اخلاقی بیان نموده‌اند. به طور کلی شباهت‌ها و تفاوت هایی بین این نظریات وجود دارد ولی اصل مطلب این است که باید و بایدها اصولی هستند که هم از لحاظ اجتماعی و عرفی، اعتقادی و معنوی، سیاسی و قانونی لازمه حیات انسان هستند و جامعه را برای نیل به اهداف خود هدایت می‌کنند.‌

حاصل آنکه انسان برای رسیدن به غایات و اهداف خود، باید و نباید و ضرورت هایی را جعل و قرارداد می‌کند و ملاک صحت و عدم صحت، لغویت و عدم لغویت است. یعنی اینکه این افعال به اهداف و غایات خود می‌رسند یا نه. در این جا به تعاریف استاد شهید مرتضی مطهری پرداخته می‌شود.‌

استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب نقدی بر مارکسیسم تعریف خاصی را ارائه کرده‌اند. از دید ایشان مفاد «باید و نباید» و «حسن و قبح» تناسب و عدم تناسب با طبع و نفس آدمی است. یعنی وقتی از کاری احساس تناسب و هماهنگی می‌کنیم، آن را خیر و فضیلت و حسن می‌دانیم و می‌گوییم باید آن را انجام داد و در غیر این صورت آن را رذیلت و قبیح دانسته و حکم می‌کنیم که نباید آن را انجام داد.

شهید مطهری در موردی این معنا را پذیرفته اند. عبارت ایشان در این باره چنین است: «انسان به حکم اینکه دارای یک شرافت و کرامت ذاتی است که همان جنبه ملکوتی و نفحه الهی است که ناآگاهانه آن کرامت را احساس می‌کند. بعد در میان کارها و ملکات، احساس می‌کند این کار یا این ملکه با این شرافت متناسب هست یا نیست، وقتی تناسب و هماهنگی احساس می‌کند، آن را خیر و فضیلت می‌شمارد و وقتی آن را به خلاف آن کرامت می‌یابد، آن را رذیلت می‌نامد.»

در جایی دیگر بیان کرده‌اند که باید و نباید به معنای دوست داشتن و دوست نداشتن است. «باید به عدالت رفتار کرد»، یعنی «راستگویی را دوست دارم» و «نباید ظلم کرد»، یعنی «ظلم را دشمن می‌داریم» و منشا این دوست داشتن، ملائمت و منافرت است.

شهید مطهری در کتاب مجموعه آثار جلد ششم چنین گفته اند: «ادراکات اعتباری، فرض هایی است که ذهن به منظور رفع احتیاجات حیاتی آنها را ساخته و جنبه وضعی و قراردادی و اعتباری دارند و با واقع و نفس الامر سر و کاری ندارند.»‌

در جای دیگر چنین بیان کرده‌اند: «اساس تکاپو و جنبش فکری و عقلانی ذهنی، روابط واقعی و نفس الامری محتویات ذهنی است و چون مفاهیم حقیقی در ذات خود با یکدیگر مرتبط هستند، زمینه این فعالیت ذهنی در میان آنها همواره فراهم است. لذا ذهن قیاس تشکیل می‌دهد و نتیجه می‌گیرد، ولی در اعتباریات همواره روابط موضوعات و محتویات وضعی و قراردادی است و فرضی و اعتباری است و هیچ مفهوم اعتباری با یک مفهوم حقیقی و یا یک مفهوم اعتباری دیگر، رابطه واقعی و نفس الامری ندارد. لذا زمینه برهان و قیاس و تکاپوی در اعتباریات نیست و از اعتباریات به حقایق و از حقایق بدان‌ها و از اعتباریات به اعتباریات نمی توان راه یافت.»‌

البته در این جهت باید خصوصیت اعتبار کننده را در نظر گرفت، مثلاً اگر اعتبار، اعتبار وهمی و خیالی است، مصالح و اهداف آن قوا را باید در نظر گرفت و اگر عقلی است، باید مصالح آن قوه را و اگر الهی است باید هدف الهی را در نظر گرفت. بنابراین فرق است بین اعتبارات قانونی بشری و اعتبارت قانونی که به وسیله وحی الهی تعیین می‌شوند.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS