دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

به اندازه چشم بهم زدن هم مرا نافرمانى نکرده است

No image
به اندازه چشم بهم زدن هم مرا نافرمانى نکرده است

جوان نمونه

فخرالمحققین از نظر علمى و فضل و کمال فرهنگى، شخصیتى ممتاز وفوق العاده بود و از نظر ادب و اخلاق و صفات پسندیده انسانى نیز سرآمد جوانان روزگار به شمار مى رفت پدر بزرگوارش به او عشق مى ورزیده و به وجودش افتخار مى کرد. علاّمه حلّى در مقدمه کتاب «الفین» مى نویسد:

«من براى اجابت خواهش فرزند عزیزم «محمّد» ـ که خداوند دنیا و آخرت او را آباد گرداند ـ این کتاب را املاء نمودم. او نیز نسبت به پدر و مادرش از هر گونه احترام و خدمتگذارى دریغ ندارد. امیدوارم خداوند سعادت دو جهان را به وى ارزانى دارد، چنانکه او نیز با بکارگیرى نیروى عقلى و حسى خود از من اطاعت نموده و با گفتار و کردار خویش موجبات خوشنودى مرا فراهم کرده است. او به اندازه چشم بهم زدن هم مرا نافرمانى نکرده است من هم ثواب این کتاب را به پسرم محمّد اهداء مى کنم. خداوند او را از هر خطرى محفوظ بدارد و هر گونه بدى و زشتى را از وى برطرف نماید و او را به آرزوهایش نائل گردانیده و از گزند دشمنانش در امان بدارد.»([8])

علاّمه حلّى در هر فرصتى از او تجلیل مى نمود. چنانکه در کتاب قواعد در ستایش فخرالمحققین مى گوید: «این کتاب را به خواهش محبوب ترین خلق در پیش من و عزیزترین آنان یعنى پسر عزیزم، محمّد مى نویسم. خداوند عمر او را دراز گرداند، تا با دست خود مرا به خاک بسپارد و برایم طلب آمرزش کند. من نیز خالص ترین دعاى خود را براى خوشبختى و سعادت او اختصاص خواهم داد. او همیشه یار و یاور و مطیع من بوده است.»

ودر جاى دیگرمى گوید: «خداوند به او عمر طولانى همراه با سعادت و خوشبختى عنایت کند و از حوادث تلخ او را نگه داشته و مرا فداى او گرداند.»([9])

در اثر دعاى پدر، فخرالمحققین حدود 89 سال عمر موفق و با برکت همراه با خدمات مهم علمى و فرهنگى در طول تاریخ داشت. علاّمه حلّى در کتاب ارشاد به حقوق متقابل فرزند و والدین اشاره کرده و مى گوید: «از آن جا که خداوند متعال حقوق متقابلى را براى فرزند و والدین قرار داده و همچنان که اطاعت والدین را بر فرزند واجب کرده، همین طور بر آن ها هم مهربانى و برآوردن نیازها و درخواست هاى فرزند را لازم گردانیده است، من کتاب ارشاد الاذهان را در همین راستا و جهت برآوردن درخواست فرزند عزیزم، محمّد تصنیف کردم.»

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS