دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

به علم و دانشت مغرور نشو

No image
به علم و دانشت مغرور نشو

روز قيامت، هم روز جمع است كه مردم يكجا براى حسابرسى جمع مى‌شوند و هم روز فصل است كه بعد از محاكمه، هر يك جداگانه به جايگاه خود مى‌روند. راسخان در علم مى‌گويند: پروردگارا! پس از آنكه ما را هدايت كردى، دل هاى ما را به باطل مايل مگردان و از سوى خود، ما را رحمتى ببخش. به راستى كه تو خود بسيار بخشنده‌اى (آل عمران ـ 9). راسخان علم در ادامه دعا گويند: پروردگارا! همانا تو مردم را براى روزى كه در آن شكى نيست گرد آورى. همانا خداوند در وعده‌ خود تخلّف نمى‌كند. در آيه قبل سخن از راسخان در علم بود و اين دو آيه دعاهاي آنها را در محضر پروردگار بررسي مي‌كند. در ادامه به توضیح و تشریح این مضمون می‌پردازیم.

راسخان در علم چه كسانى هستند؟

در قرآن مجيد در دو مورد، اين تعبير به كار رفته است يكى در آيه 7 سوره آل عمران و ديگرى در سوره نساء آيه 162 آنجا كه مى‌فرمايد: دانشمندان و راسخان در علم از اهل كتاب، به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو نازل گرديده است ايمان مى‌آورند. همانطور كه از معنى لغوى اين كلمه استفاده مى‌شود منظور از آن، كسانى هستند كه در علم و دانش، ثابت قدم و صاحب‌ نظرند. البته مفهوم اين كلمه يك مفهوم وسيع است كه همه دانشمندان و متفكران را در بر مى‌گيرد، ولى در ميان آنها افراد ممتازى هستند كه درخشندگى خاصى دارند و طبعا در درجه اول، در ميان مصاديق اين كلمه قرار گرفته‌اند و هنگامى كه اين تعبير ذكر مى‌شود قبل از همه نظرها متوجه آنان مى‌شود. اگر مشاهده مى‌كنيم در روايات متعددى راسخون فى العلم به پيامبر گرامى اسلام(ص) و ائمه هدى عليهم‌السلام تفسير شده، روى همين نظر است، زيرا بارها گفته‌ايم كه آيات و كلمات قرآن مفاهيم وسيعى دارد كه در ميان مصاديق آن افراد نمونه و فوق‌العاده‌اى ديده مى‌شود كه گاهى در تفسير آنها تنها از آنان نام مى‌برند. در اصول كافى نقل شده است كه: پيامبر خدا بزرگ‌ترين راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل كرده بود از تاويل و تنزيل قرآن مى‌دانست، خداوند هرگز چيزى بر او نازل نكرد كه تأويل آن را به او تعليم نكند و او و اوصياى وى همه اينها را مى‌دانستند. روايات فراوان ديگرى در كتاب اصول كافى (اصول كافى، جلد 1 صفحه 213) و ساير كتب حديث در اين زمينه آمده است كه نويسندگان تفسير نور الثقلين و تفسير برهان در ذيل اين آيه آنها را جمع ‌آورى نموده‌اند و همانطور كه اشاره شد تفسير «راسخون فى العلم» به پيامبر(ص) و ائمه هدى عليهم السلام منافاتى با وسعت مفهوم اين تعبير ندارد، لذا از ابن عباس نقل شده كه مى‌گفت: من هم از راسخان در علم هستم، منتها هر كس به اندازه وسعت دانشش از اسرار و تاويل آيات قرآن، آگاه مى‌گردد و آنان كه علمشان از علم بى‌ پايان پروردگار سرچشمه مى‌گيرد طبعا به همه اسرار و تاويل قرآن آشنا هستند در حالى كه ديگران تنها قسمتى از اين اسرار را مى‌ دانند. در ادامه به تفسير دو آيه 8 و 9 مي‌پردازيم:

رهايى از لغزش‌ها

از آنجا كه آيات متشابه و اسرار نهانى آن ممكن است لغزشگاهى براى افراد شود و از كوره اين امتحان، سيه ‌روى در آيند، راسخان در علم و انديشمندان باايمان، علاوه بر به كار گرفتن سرمايه‌هاى علمى خود در فهم معنى اين آيات به پروردگار خويش پناه مى‌برند و اين دو آيه كه از زبان راسخان در علم، مى‌باشد روشنگر اين حقيقت است. بسيارند دانشمندانى كه غرور علمى، آنان را از پاى در مى‌آورد يا وسوسه‌هاى شياطين و هواى نفس آنها را به بيراهه‌ها مى‌كشاند، اينجاست كه بايد خود را به خدا سپرد و از او هدايت خواست. حتى در بعضى از روايات آمده است كه شخص پيامبر اسلام(ص) نيز خود را به خدا مى‌سپارد، و بسيار اين دعا را تكرار مى‌كرد: يا مقلب القلوب ثبت قلبى على دينك‌: اى كسى كه دل‌ها را مى‌گردانى قلب من را بر دين خودت ثابت بدار (تفسير مراغى، جلد 3 صفحه 102). از آنجا كه عقيده به معاد و توجه به روز رستاخيز از هر چيز براى كنترل اميال و هوس‌ها موثرتر است، راسخان در علم به ياد آن روز مى‌افتند و مى‌گويند: پروردگارا! تو مردم را در آن روزى كه ترديدى در آن نيست جمع خواهى كرد زيرا خداوند از وعده خود تخلف نمى‌كند و به اين ترتيب از هوى و هوس‌ها و احساسات افراطى كه موجب لغزش مى‌گردد خود را بر كنار مى‌دارند. آرى اينگونه افراد هستند كه مى‌توانند آيات خدا را آنچنان كه هست بفهمند و از انحراف در امان بمانند (در حقيقت آيه اول اشاره به ايمان كامل آنها به مبدأ است و آيه دوم اشاره به ايمان راسخ آنها به معاد) .

پيام‌های آيه 8

1ـ به علم و دانش خود مغرور نشويم، از خداوند هدايت بخواهيم. «ربّنا لا تُزِغْ قُلُوبنا... »2ـ نشانه‌ علم واقعى و رسوخ در علم، توجه به خدا و استمداد از اوست. «إِلّا‌الله و الرّاسِخُون فِي الْعِلْمِ»، «ربّنا لا تُزِغْ قُلُوبنا»3ـ محور هدايت و گمراهى، قلب و افكار انسانى است. «لا تُزِغْ قُلُوبنا»4ـ در خط قرار گرفتن خيلى مهم نيست، از خط خارج نشدن بسيار اهميت دارد. «بعْد إِذْ هديتنا... » 5ـ هديه و هبه‌ دائمى و بى‌ منّت، مخصوص اوست «إِنّك أنْت الْوهّابُ».

پيام‌های آيه 9

1ـ راسخان در علم، به آينده و قيامت چشم دوخته‌اند. «إِنّك جامِعُ النّاسِ لِيوْمٍ...» 2ـ توجه به حالات روحى در دنيا «لا تُزِغْ قُلُوبنا» و پاسخگويى به اعمال در آخرت، نشانه‌ دانشمندان واقعى است. «لِيوْمٍ لا ريب فِيهِ»

3ـ روز قيامت، هم روز جمع است كه مردم يكجا براى حسابرسى جمع مى‌شوند «جامِعُ النّاسِ» و هم روز فصل است كه بعد از محاكمه، هريك جداگانه به جايگاه خود مى‌روند. «إِنّ يوْم الْفصْلِ كان مِيقاتا» (نبأ، 17)

4ـ راسخان در علم به قيامت يقين دارند، «لا ريب فِيهِ» چون به وفاى خداوند يقين دارند. «لا يخْلِفُ الْمِيعاد»

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS