دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

به کسی که دوست داری بدی نکن

از دانش و معرفتی که داری سخن طرفه و تازه‌ای برای ما بیان کن.
به کسی که دوست داری بدی نکن
به کسی که دوست داری بدی نکن

جرعه های معرفت - شرح حدیث معصومین (ع) در کلام رهبر انقلاب

فِی الکافی عَنِ الصَّادِقِ (عَلیه‌السَّلام) کَتَبَ رَجُلٌ إِلَی أَبِی‌ذَرٍّ (۱)

[حضرت امام صادق(ع)] می‌فرمایند: یک نفری در نامه‌ای به جناب ابی‌ذر نوشت:

یَا أَبَاذَرٍّ أَطرِفنِی بِشَیءٍ مِّنَ العِلم؛ از دانش و معرفتی که داری سخن طرفه و تازه‌ای برای ما بیان کن.

فَکَتَبَ إِلَیه: إِنَّ العِلمَ کَثِیرٌ؛ إِن قَدَرتَ لَا تُسِیءَ إِلَی مَن تُحِبُّهُ، فَافعَل[جناب ابی‌ذر برای او نوشت]: برای تو می‌گویم و آن این است: اگر بتوانی به کسی که او را دوست می‌داری بدی نکنی، این کار را بکن، یعنی سعی تو این باشد به کسی که او را دوست می‌داری بدی نکنی.

قَال فَقَالَ لَهُ: وَ هَل رَأَیتَ أَحَداً یُسیءُ إِلَی مَن یُحِبُّه؟؛ آن شخص به جناب ابی‌ذر گفت - لابد در نامه‌ بعدی نوشته - که: جناب ابی‌ذر! این هم شد حرف!؟ که به کسی که دوست داری بدی نکن!

آیا تا حالا دیدی کسی را که کسی را دوست بدارد در عین حال به او بدی بکند!؟ این چه حرفی است!؟

فَقَالَ لَه: نَعَم نَفسُکَ أَحَبُّ الأَنفُسَ إِلَیک فَإِن أَنتَ عَصَیتَ اللهَ تَعَالَی فَقَد أَسَأتَ إِلَیهَا

جناب ابی‌ذر در جواب او فرمود: بله، دیدیم؛ خود تو محبوب‌ترین موجودات و انسان‌های عالم پیش خودت هستی؛ خودت را خیلی دوست می‌داری؛ از همه بیشتر خودت را دوست می‌داری؛

وقتی معصیت می‌کنی، به این محبوب خودت که نفس خودت و شخص خودت است بدی کرده‌ای.

پس ببین که می‌شود انسان چیزی را دوست بدارد و به آن بدی بکند که آن عبارت است از نفس انسان.

___________________

۱)الشافی، ص ۸۶۷ [قال الإمامُ الصّادقُ (ع): كَتَبَ رَجلٌ إلى أبي ذَرٍّ: يا أبا ذَرٍّ، أطرِفني بشَيءٍ مِن العِلمِ، فكَتَبَ إلَيهِ: إنَّ العِلمَ كَثيرٌ و لكنْ إن قَدَرتَ أن لا تُسِيءَ إلى مَن تُحِبُّهُ فَافعَلْ. قالَ: فقالَ لَهُ الرَّجُلُ: و هل رَأيتَ أحَدا يُسِيءُ إلى مَن يُحِبُّهُ ؟! فقالَ لَهُ: نَعَم، نفسُكَ أحَبُّ الأنفُسِ إلَيكَ، فإذا أنتَ عَصَيتَ اللّه َ فقد أسَأتَ إلَيها؛ امام صادق فرمود: مردى به ابوذر نوشت: اى اباذر! مرا بهره‌اى از تازه‌هاى دانش بخش؛ ابوذر در پاسخ او نوشت: دانش بسيار است، اما تو اگر مى‌توانى به كسى كه دوستش دارى بدى نكنى، چنين كن. مرد از او پرسيد: مگر كسى به كسى كه دوستش دارد بدى مى كند؟! ابوذر پاسخ گفت: آرى. تو خودت را بيش از همه دوست دارى و اگر خدا را معصیت كنى، به خودت بدى كرده‌اى].

 * شرح حدیث در ابتدای درس خارج، 2/2/94

* پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب

روزنامه کیهان

تاریخ انتشار: سه شنبه 9 آبان ماه 1396

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS