دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

به که عشق می‌ورزیم؟

قلب‌هایمان را به جای افکارمان بر قرآن عرضه می‌کنیم و به پیشگاه او می‌بریم تا بنگریم چه کسی بر دلمان ولایت دارد و فرمان می‌راند. چه دوستی و عشقی، قطب و محور دل ماست و بر او سیادت می‌کند. قلب ما به چه چیزی وابسته است؟
به که عشق می‌ورزیم؟
به که عشق می‌ورزیم؟

موضوع: به که عشق می‌ورزیم؟

نگارنده: آیت الله سید محمدباقر صدر

مخاطب: شاگردان درس تفسیر

قلب‌هایمان را به جای افکارمان بر قرآن عرضه می‌کنیم و به پیشگاه او می‌بریم تا بنگریم چه کسی بر دلمان ولایت دارد و فرمان می‌راند. چه دوستی و عشقی، قطب و محور دل ماست و بر او سیادت می‌کند. قلب ما به چه چیزی وابسته است؟

خداوند در یک دل دو ولایت را نمی‌پذیرد و دو عشق هم عرض را بر نمی‌تابد، یا دوستی خدا و یا دوستی دنیا. چه عشق به خدا و عشق به دنیا با هم جمع نمی‌شوند. بیاییم قلب‌هایمان را محک زنیم که آیا مرکز دوستی دنیاست یا دوستی با خدا؟ اگر دوستی خدا در دلمان جای گرفته است ژرفایش بخشیم و استوارش سازیم و اگر به پناه به خدا، دوستی دنیا در آن لانه کرده بکوشیم خود را از این درد بدخیم و مرض مهلک و تباه نجات دهیم.

هر مهری که بر مرکز دل نشیند به یکی از دو شکل است:

دوستی معمولی: که محور و پایه‌ای جهت مهرها و دلبستگی‌ها، خواسته‌ها و آرزوهای انسان قرار می‌گیرد به گونه‌ای که اگر برای برآوردن نیازی رویکرد دیگری پیدا کند فوری به اصل خویش باز می‌گردد. چه این دوستی اساس دل را تشکیل می‌دهد و مرکز فکر، دلبستگی‌ها و احساسات را مشغول کرده است. گاهی به گفته‌ای، کاری، خوراکی یا آشامیدنی به طور موقت دل می‌بندد ولی همان مهر نخستین محور قلب است.

دوستی [حقیقی]: آن است که تمام وجود و درون انسان را دربر می‌گیرد، هیچ چیزی او را از دوستش باز ندارد. به هر کجا نگرد روی دوست ببیند و جلوه او نگرد، محبوب او قبله و کعبه اوست.

این گونه دوستی هم نسبت به خدا پدید آید و هم نسبت به دنیا. در مهر به خدا که مایه شرف انسان است هر دو درجه محبت یافت می‌شود... همین دو گونه دوستی نسبت به دنیا نیز هست. همان دنیایی که به فرموده پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) سرآمد خطاها و اشتباهات است.[1]

پیام‌ها و نکته‌ها:

1- پائیدن دل و سنجش خود، آدمی را از گزندهای پنهانی شیطان محفوظ می‌دارد سالک نگهبان دل خود است تا هر ناشناسی را به درون راه ندهد چه غیرت معشوق را برنمی‌تابد.

2- دلبستگی ما به هر چه باشد، تلاشمان در همان جهت خواهد بود و پاداشمان نیز همان ارزش را دارا خواهد بود

  • [1] - منبع نامه: مجله حوزه، شماره 79-80.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS