دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بهترین سرمایه انسان

یکی از گرانبها ترین نعمت‌هایالهی در عالم، دوست باوفا و یار صادق است؛ چرا که چنین دوستانی بهترین سرمایه و پشتیبان انسان در هنگام آسایش و سختی هستند.
بهترین سرمایه انسان
بهترین سرمایه انسان
نویسنده: علی مهدوی

«علیک باخوان الصدق فاکثر من اکتسابهم فانهم عده عند الرخا و جُنه عند البلاء؛ دوستان راستین برگزین و دوستانت را زیاد کن؛ زیرا چنین دوستانی امید و سرمایه انسان به گاه آسایش و پناهگاه امن او به گاه بلا و مصیبت هستند»(1).‌

یکی از گرانبها ترین نعمت‌هایالهی در عالم، دوست باوفا و یار صادق است؛ چرا که چنین دوستانی بهترین سرمایه و پشتیبان انسان در هنگام آسایش و سختی هستند. مطابق فرمایش فوق، انسان در درجه اول باید سعی کند تا می‌تواند شمار دوستانش را افزایش دهد که به قول معروف «هزار دوست کم است و یک دشمن زیاد». در مرتبه بعد پیوسته مواظبت کند که دوستان خویش را از دست ندهد؛ زیرا هر که این گوهر به دستش برسد و قدرش را نداند و آن را از دست بدهد از جاهل ترین و زیانکارترین مردم روزگار است، چنانچه مولای متقیان علی (ع) می‌فرماید: «اعجز الناس من عجز عن اکتساب الاخوان و اعجز منه من ضیع من ظفر به منهم؛ عاجزترین مردم کسی است که نتواند دوستی پیدا کند و عاجزتر از او کسی است که دوست خوبی را از دست بدهد».

پیشوایان معصوم با سفارشهای بسیار به دوستی با اهل ایمان و بیان آثار مثبت برای آن، همگان را به آن ترغیب کرده اند. امام باقر (ع)به نقل از رسول خدا (ص) فرمود: «ودّ المومن للمومن فی الله من اعظم شعب الایمان؛ دوستی مومن با مومن برای خدا از بزرگترین شعبه‌هایایمان است». از امام صادق (ع) نیز روایت شده: «در دنیا دوست بسیار گیرید به راستی آنها در دنیا و آخرت سودمندند. اما در دنیا، پس نیازهایی وجود دارد که برای رفع آنها برمی خیزند و اما در آخرت سخن اهل جهنم این است که کسی برای شفاعت ما وجود ندارد و دوستی صمیمی نداریم».‌

در انتخاب دوست باید نهایت دقت و مراقبت را داشت و با هر کسی نباید طرح دوستی ریخت؛ زیرا دوست تاثیر زیادی در انسان دارد و می‌تواند به شخصیت او شکل بدهد. افزون بر آن هر کس به طور معمول خوی و خصلت دوست خود را می‌گیرد و مردم نیز از روی دوستان یک فرد در مورد او قضاوت می‌کنند پس باید در انتخاب دوست و معاشر خود دقت لازم را به عمل آوریم تا خدای نخواسته بعدها دچار پشیمانی و حسرت نشویم، چنانکه بعضی از افراد روز قیامت انگشت ندامت به دندان می‌گزند و می‌گویند: «یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا؛ ای وای، کاش فلانی را دوست (خود) نگرفته بودم»(فرقان: 28). باید به دنبال کسی بود که همنشینی با او سبب رشد شخصیت ما شود و به صلاح دین ما باشد. با توجه به مجموعه احادیثی که به نحوی ما را از دوستی با گروهی خاص منع کرده اند، می‌توان گفت کسانی که دارای خصوصیات زیر باشند، صلاحیت دوستی و همنشینی را ندارند: آلودگی به گناه، عیبجویی، دروغگویی، سخن چینی، بخل و تنگ نظری، حسد، ترس، طمع و خودپسندی، جهل و حماقت. همچنین در روایات دوستی با این افراد ستایش و ترغیب شده است: کسانی که از گناه و معصیت دوری می‌کنند، دست و دل باز، نظربلند، عذرپذیر، با گذشت، بزرگوار، بردبار و صبورند و در سختی و گشایش همراه انسان هستند.‌

مقاله

نویسنده علی مهدوی

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS