دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بیت الاحزان

No image
بیت الاحزان

این واژه به معنای خانۀ غم‌ها، غم‌خانه، بوده و نام اتاقی در بقیع نزدیکی قبۀ عباس عموی پیغمبر اکرم (ص) به سمت شرقی قبله است. این اتاق را حضرت امیرالمؤمنین (ع) از چوب‌های درخت خرما ساخت، تا همسرش حضرت فاطمۀ زهرا (س) در آن مکان به گریستن پردازد. به گفتۀ عموم مورخین: حضرت زهرا (س) که تنها فرزند بازماندۀ پیغمبر اکرم (ص)، بعد از رحلت پدر بزرگ‌وارش در تمام مدت کوتاه عمرش، پیوسته گریه می‌کرد و ناله‌های جان‌سوز داشت. این گریه‌های شدید حاکی از دردها و غم‌های بزرگ و جان‌کاهی بود که آن بانوی بزرگ در دل داشت، چنان‌که از خطابۀ آتشینی که در مسجدالنبی ایراد کرد، و سخنان و اشعاری که خطاب به پدر کنار قبر مطهر او اظهار می‌نمود، و گفتارش در پاسخ به احوال‌پرسی زنان مهاجر و انصار، این غم‌ها را می‌توان دید. محنت انحراف بیشتر مردم از مسیر صحیح اسلام، و دوری آنها از خط ولایت،و غصب خلافت از مولای متقیان علی (ع) قلب فاطمه را می‌آزرد گرچه فقدان پدری هم‌چون رسول الله (ص)، مصیبت کوچک و حادثۀ کم‌اهمیتی نبود، و در جائی که حضرت یعقوب (ع) با داشتن فرزندان متعدد، به خاطر فراق فرزندش یوسف (ع) آن‌قدر متأثر شد که برای خود بیت‌الاحزان ساخت و از بس در آن نشست و گریه کرد چشمانش سپید گشت (یوسف،84) حضرت زهرا (س) که چنان پدری را از دست داده، به مراتب بیش از وی می‌بایست در فراق پدر می‌گریست. بعضی از علمای سنی نیز به وجود چنین موضعی به نام بیت‌الاحزان یا بیت‌الحزن تصریح کرده‌اند، از جمله:

سمهودی – از اعلان قرن دهم هجرت – به نقل از غزالی و غیره آورده: « نمازگزاردن در مسجد فاطمه در بقیع که به بیت‌الحزن معروف است، مستحب می‌باشد ». مرحوم علامۀ مجلسی به نقل از کتب قدما چنین نوشته:

« آن جناب (=حضرت امیر (ع)) برای حضرت زهرا (س) بیرون از مدینه در بقیع اتاقی ساخت که بیت‌الاحزان نامیده می‌شود، پس هر روز صبح فاطمه همراه با حسن و حسین، با چشم گریان به سوی بقیع می‌رفت، پیوسته بین قبرها می‌گریست. هنگام شب امیرمؤمنان می‌آمد، و آن جناب را پیش روی خود می‌داشت و به خانه باز می‌گرداند ».

از مرحوم سید باقی هندی حکایت کرده‌اند که شب عید غدیر، حضرت صاحب‌الزمان (عج) را در خواب دید که غم‌ناک و اندوه‌گین نشسته است، به مولای خود عرضه داشت: در این شب عید چرا اندوه‌گین نشسته‌اید آن حضرت در پاسخ او این بیت را فرمودند:

لاترانی اتخذت لا وعلاها بعد بیت‌الاحزان بیت سرور

سوگند به مرتبۀ بلند آن بانو (= حضرت زهرا علیها السلام) نخواهی دید که پس از بیت‌الاحزان خانۀ سرور و خوشی برای خود برگیرم. سید باقر، فردای آن شب قصیده‌ای سرود، و این بیت را در آن گنجانید؛ مطلع قصیده‌اش این است:

کل غدر و قول افک وزور هو فرع من جحد نص الغدیر

هر گونه عهدشکنی و سخن دروغ و ناروایی، شاخه‌ای از انکار نص غدیر است.

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS