دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

بینش توحیدى

No image
بینش توحیدى

بینش توحیدى

در باور توحیدى بافقى، پدید آورنده هستى هیچ آفریده اى را، به حال خود رها نکرده است و خداوند هر موجودى را در عالم کائنات کفایت مى کند.

چنین باورى را به وضوح مى توان در سلوک فردى و اجتماعى و نیز سیاسى بافقى مشاهده کرد و به عنوان الگویى کامل از توکل و توجه به خداوند ارائه داداین که فردى تا چه اندازه به بینش توحیدى و تمسک به حبل متین الهى پایبند است، زمانى خود را مى نماید که فرد در استیصال کامل، دریچه توحید را به روى خود گشوده ببیند و با تمسک به آن خود را رها سازدبراى بافقى پس از دستگیرى، چنین دریچه اى باز شداما این بافقى بود که در سخت ترین شرایط زندگى و فشارهاى روحى و جسمى هیچ گاه خود را خارج از حاکمیت خداوند مشاهده نکرد و از امتحان بزرگ الهى در سخت ترین شرایط زندگى سربلند بیرون آمد. شیخ محمد شریف رازى، گرسنگى آیت الله بافقى و این واقعه را از زبان آن عالم فرزانه چنین نقل مى کند:

«بعد از آن که آن مرد شریف را زندانى کردند، در موقع غذا ظرفى از طعام زندان ـ که براى تمام زندانى ها مى بردند ـ براى ایشان آورده و نزدش گذاردند، اصلا دست به آن دراز ننمود تا وقت دیگر که خوراک جدید آوردند. دیدند غذاى شب قبل مانده، آن را برداشته و مرتبه سوم غذا آوردند. دیدند غذاى پیش کماکان مانده است. باز برداشتند تا سه روز. به ایشان عرض نمودد چرا غذا نمى خورى فرمود: غذاى سلطان جابر است حرام است.

تا بعد از سه روز که پاسبانى بر او رفقت کرد، عرض کرد که شما از بى غذایى تلف مى شوید، گفت: پس خوب است، اگر ممکن است سبزى تره و نخودچى گرفته و بیاورید. پس آن دو را تهیه نموده، تا مدتى به سر برد تا اینکه کم کم از قوت او کاسته شد و رو به ضعف نهاد. خودشان به این ناچیز فرمودند که: کارم به جایى رسید که قدرت نماز خواندن و عبادتم از دست رفت، از شدت ضعف و گرسنگى دیگر نمى توانستم ایستاده نماز بخوانم، تا یک روز به خدا عرضه داشتم: خدایا آخوندت مى جنبد، اشاره به این که تو گفته اى «و ما من دابة الا على الله رزقها» پس وعده «و من جاهد فینا لنهدینهم سبلنا» ایفا شده و مژده «و من یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لایحتسب» او به سرحد وفا پیوسته، دیدم به وقت غذا سیدى از در وارد شد و با پاسبانى و شخصى که مجموعه خوراک از چلو و خورشت و سایر لوازمات بود، در جلوى من گذارده و گفت: کل هنیئاً لک و طیّباً که غذایى است حلال و طیب. پس مقدارى خورده بقیه را به زندانیان دیگر دادم. چنین شد غذاى من تا بعد از چهار ماه دیگر که از زندان بیرون آمدم.»[30]

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS