دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله محمد تقی آملی

No image
تدریس آیت الله محمد تقی آملی

تدریس

آیت الله آملى در منزل خود در تهران به تدریس، تألیف و خدمت به مردم موفق بوده است. درس ایشان در اتاق کوچکى برگزار مى شده که ظرفیت بیست نفر را داشته و اهل محلّ، این خانه ساده را براى وى تدارک دیده بودند و محلّ اقامت و تدریس او بوده است.([57])

آیت الله آملى در این مکان کوچک، مردان بزرگ و دانشمندى تربیت کرده است دروس اصلى فقه، اصول و فلسفه را در این خانه تدریس مى کرده و درس اخلاق ایشان نیز در «مسجد مجد» بوده است. این عارف وارسته، درس اخلاق را به روش علمى تدریس مى کرد.([58])

وى کتاب «مصباح الهدى فى شرح عروة الوثقى» را به شکل جزوه مى نوشت و در درس خارج، آن را مى خواند و بحث مى کرد.»

هنگامى که از محضر ایشان درخواست درس معقول شد، خیلى مؤدبانه عذر مى آورد و مى فرماید: «دلم مى خواهد فقه بگویم و در خلال آن، مسائل اصول را کاملاً متعرض بشوم.» در آن زمان، درس ایشان از شهرت به سزایى برخوردار بود.([59])

دعوت به تدریس در دانشگاه

از آن جایى که آیت الله آملى معلومات وسیع و غنى در زمینه فلسفه و عرفان و دیگر علوم داشتند، از طرف آقاى بدیع الزمان فروزانفر (رئیس دانشگاه تهران)، براى تدریس معقول و منقول دعوت شدند اما ایشان با تصوّر این که ورود در دانشگاه و همکارى با آن ها، تقویت نظام ستم شاهى است نپذیرفتند([60]) و گفتند که در منزل تدریس دارند و راست هم مى گفتند. در این خصوص، آقاى دکتر مهدى محقّق (استاد برجسته دانشگاه) مى گوید:

«استاد بزرگوارم در مسجد مجد (واقع در خیابان امام خمینى تهران) نماز جماعت اقامه مى کردند و منزلشان در چهار راه حسن آباد، در یک کوچه باریک قرار داشت. شاگردان ساعت هفت صبح در آن جا حضور مى یافتند و از ایشان استفاده مى کردند. آیت الله آملى یک درس فلسفه و یک درس فقه مى دادند فلسفه را از «شرح منظومه» مى گفتند. ایشان نه تنها تبحّر داشتند در آن موضوعاتى که درس مى دادند، بلکه سعى مى کردند شاگردان را وارد آن کتاب نمایند تا آنان بعد از تمام کردن آن درس، بتوانند خودشان آن را تدریس نمایند. واقعاً در بیان مطلب و مسائل، سنگ تمام مى گذاشتند.»([61])

وى درباره تدریس فلسفه آیت الله آملى مى گوید:

«صحبت از حکمت خُسروانى و فلسفه اى که ایرانیان پیش از اسلام داشتند، شد و شیخ شهاب الدین سهرودى هم بر آن فلسفه تأکید مى کند و از آن ها تعبیر به «فهلویون» مى نماید و قطب الدین شیرازى هم در «شرح حکمة الاشراق» گفته که ایرانیان از قدیم الایّام داراى فلسفه آزاد و مستقل بودند. آیت الله آملى نیز به همین کیفیت، آن مطلب را در درس فلسفه شرح و بسط مى دادند. وقتى ما درس چنین استادى حاضر مى شدیم، در حقیقت دو کتاب در برابر خود داشتیم: یکى کتاب تدوین (درسى) و دیگرى کتاب تکوین، که وجود شریف خود آن بزرگوار بود که سراسر آموزنده بود و بزرگوارى.»([62])

یکى دیگر از شاگردانش مى گوید:

«وى بعدها از گفتن درس فلسفه و معقول منصرف شدند از خدمت ایشان درخواست درس معقول کردم، ایشان خیلى مؤدّبانه عذر آوردند و شرح عروه و درس خارج را از کتاب «میاه» شروع کردند.»([63])

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS