دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس آیت الله محمّد سعید حکیم

No image
تدریس آیت الله محمّد سعید حکیم

تدریس

وى از همان ابتدا در کنار تحصیل به تدریس همت گماشت و هر درسى را که مى آموخت، تدریس مى کرد. شانزده سال بیشتر نداشت که کتابهاى قطرالندى، سیوطى، مغنى، حاشیه ملاّ عبدالله، منطق مظفر، مختصر و مطول و منهاج الصالحین را تدریس مى کرد و دایى اش آیت الله شهید سید محمد باقر حکیم نیز از شاگردان وى در این دروس بود.[9]

معظم له بعد از چند دوره تدریس سطوح عالى در حوزه، در سال 1388 ق به تدریس خارج اصول بر اساس کفایه و در سال 1390ش به تدریس خارج فقه مکاسب مشغول شد.

در ایام بازداشت توسط رژیم بعث که حدود نه سال طول کشید، این فقیه پرتلاش دست از تدریس بر نداشت و در زندان به تدریس دوره دوم خارج اصول ادامه داد.

تدریس و تألیف در زندان

با تمام مشکلات زندان حضرت آیت الله سید محمدسعید حکیم با تدریس و بررسى مسائل اعتقادى و اخلاقى روحیه زندانیان را بالا مى برد. اغلب هم سلولیهاى ایشان پیش از بازداشت از شاگردان درس خارج ایشان بودند، از این جهت وى به تدریس خارج فقه و اصول در زندان پرداخت. این دروس در تمام ایام سال برگزار مى شد و همین اقدامات باعث شد وى در زندان به سید مجتهد ملقب شود. نتیجه این تدریس تألیف باب خمس کتاب مصباح المنهاج و الکافى فى الاصول بود.

این دروس ضمن اینکه دردهاى روحى زندانیان را کاهش مى داد، باعث شد هر یک از زندانیان به درجاتى از علم و کمال برسند و بعد از آزادى خلأ علمى حوزه نجف را که با شهادت علماى آن دیار ایجاد شده بود، پر کنند، البته تدریس در زندان جرم محسوب مى شد و براى صاحب آن انتظار اعدام مى رفت. از این جهت دروس در شرایط مخفى برگزار مى شد و افرادى با دادن نگهبانى از طریق پنجره هاى کوچک زندان مواظب اوضاع بودند. زمانى که وى به تدریس تفسیر قرآن مى پرداخت رژیم مطلع شد و پرونده اى برایش تشکیل داد و مفسر زندانى را ناچار به تعطیل درس کرد.

نوشتن کتاب هم جرم بود، لذا وقتى خبردار شد نیروهاى امنیتى قصد بازرسى زندان را دارند، دو کتاب خود را در زندان از بین برد.

در زندان تهیه قلم و کاغذ هم براى نوشتن کتاب کار سختى بود چرا که قلم و کاغذى در اختیار کسى قرار نمى دادند. در برخى موارد وقتى به بعضى از زندانیان قلم و کاغذ مى دادند تا بازپرسى و حاضر و غایب کنند از آنجا که شیفت عوض مى شد در برگرداندن قلم و کاغذ یکى دوتاى آنها را نگه مى داشتند با آنها مطالب را به نگارش در مى آوردند.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

No image

محمد سعید حکیم

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS