دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس ایت الله محمد تقی بهجت

No image
تدریس ایت الله محمد تقی بهجت

تدریس

آیت الله بهجت از همان اوائل طلبگى، به واسطه داشتن استعدادى درخشان، حافظه اى قوى و اراده و پشت کارى فوق العاده، در کنار تحصیل و تعلیم، به تدریس و تعلّم همّت گماشت و سالیان متمادى در نجف و قم در سطوح مختلف فقه و اصول تدریس و در دامن پر مهر خویش، شاگردان و فرهیختگان برجسته و نامدارى را تربیت کرد.

وى به خاطر شهرت گریزى، اغلب در منزل تدریس مى کرد.

با این وجود، افراد بسیارى از درس وى استفاده کرده اند.

شیوه تدریس

آیت الله بهجت در تدریس و تربیت شاگردان، روش مخصوصى داشت.

برخى از شاگردان وى درباره شیوه تدریس وى چنین گفته اند:

1. آیت الله مصباح یزدى:

«ایشان در بیان مطالب سعى مى کردند. ابتدا مسئله را از روى کتاب شیخ انصارى مطرح کنند و بعد هر کجا مطلب قابل توجهّى از دیگران، مخصوصاً از صاحب جواهر و مرحوم حاج آقا رضا همدانى و دیگران، مطالب برجسته اى داشتند، آن را نقل مى کردند. و بعد هر جا خود ایشان نظر خاصى داشتند، آن را بیان مى کردند. این شیوه، از یک طرف باعث این مى شد که انسان از نظر استادان بزرگ در یک موضوع آگاه بشود و در عین حال، صرفه جویى در وقت مى شد.

در ضمن تدریس، در میان نکته هایى که از خود ایشان استفاده مى کردیم ـ و طبعاً بعضى از این نکته ها چیزهایى بود که ایشان از استادانشان شفاهاً دریافت کرده بودند ـ به مطالب بسیار ارزنده و عمیق و داراى دقّت هاى کم نظیرى بر مى خوردیم[7]

2. آیت الله مسعودى خمینى:

«سبک درس ایشان، سبک خاصّى است. ایشان بر خلاف سایر مراجع و بزرگان که در درس خارج، نقل اقوال کرده و آن را نقد و یا تأیید و انتخاب مى نمایند، در درس خارج، نقل اقوال نمى کنند بلکه ابتدا مسئله را مطرح مى کنند و بعد روند استدلالش را بیان مى کنند. اگر شاگرد آراء علماء را دیده و مطالعه کرده باشد، مى فهمد که دلیلى را که استاد ذکر مى کند، چه کسى گفته است و اشکال یا تأییدى را که مى کند، مى فهمد به سخن چه کسى اشکال یا قول چه کسى را تأیید مى کند لذا هر کس بخواهد در درس ایشان شرکت کند، باید مبانى و نظرات آقایان دیگر را دیده باشد[8]».

3. استاد محمّدحسین احمدى یزدى:

«نوعاً ایشان چند مسئله یا فرعى که در بحث عنوان مى فرمودند.

بعد از توجه به ظرافت هاى حدیث و روایت و یا آیه شریفه اى که دلالت به موضوع داشت، مقایسه اى بین موضوع بحث و سایر بحث هایى مشابه مى نمودند و دقّت عقلى و فکرى خاصّى در تعادل آن دو انجام مى دادند آن گاه نتیجه مى گرفتند که انصافاً نتیجه، علمى و جدید بود و حقیقتاً مطلبى را که ذکر مى کردند، ناشى از اوج عظمت دید و فکرشان بود که از ائمه(علیه السلام) و اسلام گرفته بود و اجتهاد صحیح نیز این گونه بحث و تجزیه و تحلیل کردن است».

آیت الله مصباح یزدى همچنین در این باره مى گوید:

«آیت الله بهجت، گاهى داستانى را یا حدیثى را نقل مى کردند که براى ما تعجب آور بود که ایشان چه اصرارى دارند که بر مطالب معلوم و روشن تکیه مى کنند از جمله مطلبى که ایشان در تذکرات پیش از درس اصرار مى کردند امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) بود، ما تعجب مى کردیم که ما مگر در آن حضرت شک داریم که ایشان این قدر اصرار دارند که دلائل امامت حضرت على (علیه السلام) را براى ما بیان کنند. یک خورده ته دلمان گله مند بودیم که چرا به جاى این مطالب، یک چیزهایى که بیشتر حاجت ماست، مطالبى را نمى گویند اما بعد از این که به پنجاه ـ شصت سالگى رسیدیم، در بسیارى از مباحث دیدیم که آن نکته هایى که ایشان چهل سال پیش تر در درسشان درباره امامت على(علیه السلام)مى فرمودند، به دردمان مى خورد. گویا ایشان آن روز مى دید که یک مسائلى بناست در آینده مورد غفلت و تشکیک قرار بگیرد. شاید اگر توجّه هاى ایشان نبود، ما انگیزه اى نداشتیم درباره این مسائل مطالعه اى داشته باشیم حتى از نکته هایى که ایشان چهل سال پیش بیان مى کردند، امروز بنده در نوشته هایم در مورد مسائل اعتقادى یا جاهاى دیگر استفاده کرده ام[9]».

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

عالمان مرتبط

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS