دانشنامه پژوهه بزرگترین بانک مقالات علوم انسانی و اسلامی

تدریس حاج آقا سید حسین طباطبایی قمی

No image
تدریس حاج آقا سید حسین طباطبایی قمی

الف - زعامت حوزه علمیه خراسان

آیت الله حاج آقا حسین قمى در نخستین روزهاى ورود به مشهد، با برپایى نماز جماعت، ارتباط خود را با مردم برقرار کرد و به نشر احکام دین و پاسخگویى به سؤالات مردم و رسیدگى به وضعیت محرومان و مستضعفان پرداخت و زعامت و سرپرستى حوزه علمیه را به عهده گرفت و علاوه بر رسیدگى به امور محصلان علوم دینى، دانش فقه و اصول را براى طالبان علم، در منزل خود تدریس مى کرد.

برخى از شاگردان مکتب او در خراسان از این قرارند: میرزا حسن بجنوردى، حاج آخوند ملاعباس تربتى، شیخ محمد على کاظمى خراسانى، شیخ فاضل قفقازى، سید صدر الدین جزایرى، حاج آقا بزرگ اشرفى شاهرودى، میرزا مهدى حکیم، سید محمد موسوى لنکرانى، سید حسین موسوى نسل، شیخ حسینعلى راشد تربتى، شیخ مجتبى قزوینى، شیخ هاشم قزوینى، میرزا احمد مدرس یزدى، سید حسن طباطبایى قمى، سید مهدى طباطبایى قمى، شیخ کاظم دامغانى، شیخ غلامحسن محامى بادکوبه اى، شیخ یوسف بیارجمندى شاهرودى، شیخ على توحیدى بسطامى و شیخ عباسعلى اسلامى([8]).

حاج آقا حسین قمى اگر چه در طول مدت اقامت خود، به سؤالات شرعى و استفتإات رسیده پاسخ مى داد لیکن از مطرح شدن نام خود و قبول مسئوولیت مرجعیت و انتشار رساله عملیه اجتناب مى ورزید، تا آنکه با اصرار و مراجعه فراوان جمع زیادى از متدینین، رساله احکام فارسى ایشان در سال 1351 به نام «مجمع المسائل» به چاپ رسید و مرجعیت ایشان از آن تاریخ آغاز گردید.([9])

واکنش شجاعانه «آیت الله قمى» نسبت به اقدامات ضد مذهبى رضاخان و حرکت اعتراض آمیز ایشان به تهران، و پس از آن قیام خونین مسجد گوهرشاد، باعث شد که رژیم ستم شاهى پهلوى، مدتى ایشان را در تهران توقیف و در نهایت، در سال 1354 ق. به عراق تبعید کند. از آن پس مرکز مرجعیت ایشان به کربلا منتقل گردید.([10])

ب: احیاى حوزه علمیه کربلا

حوزه علمیه کربلا با رحلت مرحوم آیت الله میرزا محمد تقى شیرازى رو به ضعف نهاده بود و ایشان پس از استقرار در کربلا جمعى از فضلا و مدرسان خبره حوزه علمیه نجف چون حضرات آیات میلانى، خویى، سید على بهبهانى، میرزا مهدى شیرازى و سید صدر الدین جزایرى را براى تدریس و کمک به پیشرفت علمى حوزه علمیه کربلا دعوت به همکارى کرد و خون تلاش را در آن مرکز علمى جارى ساخت. با اقدامات و فعالیتهاى آیت الله حاج آقا حسین قمى، وضع عمومى حوزه تغییر یافت و جلسات درس و بحث رونق دیگرى گرفت. ایشان در کنار اداره حوزه و زعامت دینى مردم و انجام رسالت عظیم مرجعیّت، از تدریس و تربیت شیفتگان علم دریغ ننمود و دروس خارج فقه و اصول را براى جویندگان آن بیان مى کرد.([11])

برخى از شاگردان مکتب او در کربلا از این قرارند: شیخ محمد على سرابى، سید زین العابدین کاشانى حائرى، شیخ هادى حائرى شیرازى(پور امینى)، شیخ محمد حسین صدقى مازندرانى و شیخ محمد رضا جرقویه اى اصفهانى.([12])

آیت الله قمى پس از درگذشت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانى، به اقامت یازده ساله و سراسر برکت خود در کربلا خاتمه داد و راهى نجف اشرف شد.

منبع:فرهیختگان تمدن شیعه

این موضوعات را نیز بررسی کنید:

جدیدترین ها در این موضوع

No image

معاد در نهج البلاغه

يکى از برنامه‏ هاى مهمى که تمامى پيامبران الهى پس از خداپرستى، مردم را به آن توجه مى دادند، اعتقاد به معاد بوده است؛ زيرا در سايه اعتقاد به معاد است که هدف از آفرينش تحقق مى يابد و اعمال و رفتار انسان ارزش و معنا پيدا مى کند. از اين رو ما مسلمانان معتقديم که خداوند بارى تعالى در روز قيامت، همه انسان‏ها را دوباره زنده خواهد کرد تا در پيشگاه او، به حساب اعمال و رفتارشان رسيدگى شود.
معاد در نهج البلاغه

معاد در نهج البلاغه

اين درس را به بحث مرگ و رستاخيز اختصاص داده ايم كه از پايه هاى اصلى ايمان و عمل است. امام علیه السلام در اين خطبه "خطبه 109" مطالب مختلفى را بيان كرده كه، بخشى از آن را كه درباره ى مرگ و قيامت است برايتان انتخاب كرده ايم در آغاز وضع انسانها به هنگام مرگ را مجسم مى كند مى گويد: 'وضعى كه به هنگام مرگ براى آنان پيش مى آيد وصف ناشدنى است'. "فغير موصوف ما نزل بهم".
No image

مبدأ و معاد در نهج البلاغه ، با نگاه تطبیقی به معنویت‌های کاذب

مبدأ و معاد یعنی اعتقاد خدا به منزله سرآغاز آفرینش و معاد یعنی اعتقاد به سرانجام انسان و عالم. مبدأ و معاد مجموعه اعتقادهای انسان را در بر می گیرد. از بدو پیدایش اسلام، پیشوایان دین، راه و رسم ارتباط با خدا را در زندگی فردی و اجتماعی انسان بیان نموده و بر سرانجام زندگی و اعمال انسان تاکید ورزیده اند. در مقابل گروه های متعدد معنویت گرا نگاهی متفاوت به این مسأله را بیان داشته اند برخی منکر مبدأ و معاد گشته اند و برخی تفسیری غلط از آن، بیان نموده اند.
بهشت چگونه مكانى است؟

بهشت چگونه مكانى است؟

پس اگر با ديده دل به آنچه از بهشت براى تو وصف شده است نگاهت را بدوزى، جان تو از آنچه از دنيا، همچون شهوت ها و خوشى ها و زيورها و منظره هاى دل انگيز و زيباى آن كه براى تو آفريده شده است بيزارى جسته و با انديشيدن در صداى برگ هاى درختانى كه در اثر وزش نسيم پديد مى آيد و ريشه هاى آن درختان در درون تپه هايى از مشك بر ساحل جوى هاى بهشت پنهان گرديده است، و نيز با انديشيدن در خوشه هاى مرواريد، و شاخه هاى تر و تازه آن، و ظاهر شدن آن ميوه ها به صورت هاى گوناگون، در پوست شكوفه هاى آن درختان، جان تو حيران و سرگردان و از خود بيخود مى گردد.
پیشگفتار

پیشگفتار

هر چند معاد، موضوع اصلى اين كتاب را تشكيل نمى دهد، ولى از لابه لاى آن مى توان به خوبى و روشنى ابعاد گوناگون آن را دريافت . از اين رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقى به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسى چيزى است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته ، و به نام معاد در نهج البلاغه تقديم مى گردد.
Powered by TayaCMS